مقدمه
در قرن بیستویکم، بهعنوان قرن دانش، آموزش عالی نقشی حیاتی در تولید، اشاعه و کاربست دانش در توسعه کشورها بازی میکند و باتوجهبه رشد روزافزون جمعیت دانشجویان، میزان انتظارات از نظامهای آموزش عالی، بیشازپیش تغییر یافته است؛ بهگونهای که یکی از اهداف محوری مؤسسات آموزش عالی و دانشگاهها، رشد و پیشرفت دانشجویان بهمنزله افرادی کامل است [1]. از نظرگاه مارشال و همکاران، کمالگرایی در نظام آموزشی بسیار مشهود است؛ بهگونهایکه دانشجویان از سنین کودکی تا بزرگسالی با تکالیف و آزمونهای بسیاری، دست و پنجه نرم میکنند تا میزان صلاحیت خود را بسنجند. در جریان این فرایند، دانشجویان به احتمال زیاد، به تعیین استانداردهای بسیار بالا تشویق میشوند [2]. باوجود اینکه کمالگرایی میتواند به دانشجویان برای رسیدن به نتایج بهتر کمک کند، زمانی که در بعد منفی و افراطی خود باشد، میتواند سبب ایجاد مشکل در زندگی آنها شود [3].
کمالگرایی نخستینبار، بهعنوان یک سازه تک بعدی توسط برنز مطرح شد [4]. از دیدگاه کسانی که کمالگرایی را تک بعدی میدانند افراد کمالگرا در تلاش برای رسیدن به نتایج کامل و بدون عیب هستند که این امر ممکن است آسیبهای زیادی را متوجه آنان کند [5]. هاماچاک نخستین فردی بود که کمالگرایی را به دو نوع متمایز تقسیم کرد؛ کمالگرایی مثبت (بهنجار یا سالم) و کمالگرایی منفی (نابهنجار یا ناسالم). در کمالگرایی مثبت اهداف منطقی وضع میشود و در زمان رسیدن به این اهداف احساس رضایت وجود دارد، اما در کمالگرایی منفی اهداف غیرواقعبینانه تعیین میشود و فرد از پذیرش اشتباهات خود سرباز میزند. تمرکز این پژوهش بر بعد منفی کمالگرایی است که میتواند با پیامدهای آسیبشناختی متعددی همراه شود [6].
پیامدهای نامطلوب کمالگرایی منفی، بهویژه در محیطهای آموزشی که از افراد عملکرد سطح بالا انتظار میرود، قابلمشاهده است [7]. شخص کمالگرای منفی یک حد ایدئال را برای خود هدف قرار میدهد و نهتنها هیچ سطحی از عملکرد او را راضی نمیکند، بلکه این اهداف ایدئال به حدی سطح بالا هستند که از توان وی خارجاند. بدین ترتیب موجب کاهش ویژگیهایی همچون تابآوری، رضایت از زندگی [8]، امید [9]، خودکارآمدی [9]، خلاقیت و اشتیاق [10]، بهزیستی روانشناختی [11]، اعتمادبهنفس [12]، خودشفقتورزی [13] و افزایش میزان استرس و بیخوابی [14]، ترس از شکست [13]، تنیدگی تحصیلی [11]، احساس شرم [11]، اضطراب [15]، گناه [16]، افسردگی [17] و ترس از انتقاد و فشار اجتماعی [10] میشود. درنهایت ازیکسو فرد احتمال دارد راه گریز را در اجتناب از تکلیف و اهمالکاری [18] یابد، درنتیجه به خودانتقادی و سرزنش خود [12] روی آورده و به دنبال آن، از پیشرفت تحصیلی [19] باز ماند؛ و ازسویدیگر دچار نگرانی از ارزیابیهای دیگران [20] شده و به رقابتطلبی مفرط با سایر دانشجویان بپردازد [21].
مروری بر ادبیات نظری در حوزه کمالگرایی نشان میدهد متغیرهای متعددی میتوانند با شکلگیری کمالگرایی منفی در دانشجویان مرتبط باشند. ازجمله مهمترین آنها میتوان به طرحوارههای ناسازگار اولیه [22] اشاره کرد. در تمام مدلهای کمالگرایی بین افکار و عواطف حاصل از کمالگرایی با باورهای شناختی ارتباط وجود دارد؛ یعنی برخی از ابعاد تفکرات کمالگرایانه، مثل برخی باورهای شناختی عمل میکنند [23]. همچنین دیدگاههای شناختی، کمالگرایی را یک باور غیرمنطقی و ناکارآمد میدانند. این باورها موجب فعال شدن طرحوارههای شناختی میشود [24].
یانگ مفهوم طرحوارههای ناسازگار اولیه را مطرح کرد که عبارتاند از الگوهای هیجانی و شناختی خودآسیبرسانی که در ابتدای دوره رشد و تحول در ذهن شکل میگیرند و در طول زندگی تکرار میشوند [25]. به باور بک این طرحوارههای ناسازگار میتوانند باعث بروز برخی آسیبهای روانشناختی شوند که کمالگرایی یکی از این آسیبهاست [26] که تحت تأثیر باورها و طرحوارههای شناختی ایجاد یا تشدید میشود [27].
از دیدگاه یانگ این طرحوارهها به 5 حوزه بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیتهای مختل، دیگر جهتمندی، گوش به زنگی بیش از حد و بازداری تقسیم میشوند که هرکدام شامل چند طرحواره میباشند. طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری در افراد، تأکید بیش از حد بر واپسرانی احساسات، تکانهها و انتخابهای خودانگیخته یا برآورده کردن قواعد و انتظارات انعطافناپذیر و درونیشده درباره رفتار اخلاقی دارند که اغلب به از بین رفتن آرامش خاطر، خوشحالی، ابراز عقیده، روابط نزدیک و سلامتی منجر میشود [25]. این حوزه شامل طرحوارههای منفیگرایی/بدبینی (تمرکز عمیق و همیشگی بر جنبههای منفی زندگی درحالیکه جنبههای مثبت و خوشبینانه زندگی مورد غفلت واقع شده یا دست کم گرفته میشود) ، بازداری هیجانی (بازداری افراطی احساسات، رفتارها و ارتباطات خودانگیخته که اغلب بهمنظور اجتناب از طرد دیگران، احساس شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانههای شخصی انجام میشود)، معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی (باور اساسی مبنیبر اینکه فرد برای دست یافتن به معیارهای سطح بالا و بلندپروازانه در مورد عملکرد خود، باید تلاش زیادی بکند که این کار معمولاً برای جلوگیری از انتقاد انجام میگیرد) و تنبیه (باور اساسی در این باره است که افراد باید به خاطر خطاها و اشتباهاتشان بهشدت تنبیه شوند) است [25].
در پژوهش حاضر، تمرکز بر حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری بوده است، زیرا طرحوارههای این حوزه همگی بر کنترل بیش از حد رفتار، مهار هیجانها و پایبندی افراطی به قواعد و انتظارات غیرمنعطف تأکید دارند [25]. مطالعات پیشین نشان دادهاند این حوزه بهطور خاص با مؤلفههای کمالگرایی منفی، ازجمله ترس از اشتباه، خودانتقادی شدید، و نگرانی مداوم در مورد ارزیابی منفی دیگران، ارتباط نزدیکی دارد [28]. افراد دارای طرحوارههای این حوزه معمولاً برای دستیابی به استانداردهای غیرواقعبینانه، فشار زیادی بر خود وارد میکنند و هیجانات منفی خود را سرکوب میکنند که این امر میتواند زمینهساز رشد و تداوم کمالگرایی منفی شود. بر همین اساس، انتخاب این حوزه در پژوهش حاضر بر مبنای شواهد نظری و تجربی و بهدلیل همپوشانی مفهومی و تجربی قابلتوجه آن با مؤلفههای کمالگرایی منفی صورت گرفته است.
پژوهشهای متعددی ازجمله پژوهشهای پورشهباز و همکاران [28]، عزیزی و نادریان [29] و محمد حسینی و همکاران [15]، رابطه بین طرحوارههای حوزه پنجم با کمالگرایی منفی را نشان میدهند. همچنین مطالعه سخایی اردکانی و همکاران [30] رابطه طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی با کمالگرایی و مطالعه محمد حسینی و همکاران [15] رابطه طرحواره بازداری هیجانی را با کمالگرایی نشان دادند. مطالعهای دیگر نشان داد طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری با معیارهای سرسختانه و عیبجویی افراطی افراد کمالگرا در ارتباط است [31].
ازسویدیگر، مطالعه کلیبرت و همکاران [27] نشان میدهد رابطه بین طرحوارههای ناسازگار با کمالگرایی خطی نیست و تاکنون نقش برخی متغیرهای میانجی در این رابطه مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش قصد دارد نشخوار فکری را بهعنوان متغیر میانجی تازهای در این رابطه مورد بررسی قرار دهد.
از دیدگاه مارتین و تسر [32]، نشخوار فکری نشاندهنده افکاری آگاهانه است که حول محور یک موضوع معین متمرکز و تکرار شده و حتی در نبود محرکهای پدیدآورنده محیطی فوری و ضروری آن، مجدد پدیدار میشوند. نشخوار فکری، اشتغال همیشگی به یک فکر یا موضوع و طبقهای از افکار آگاهانه، منفعلانه و تکراری است که بر علل و نتایج علائم تعریف میشود و از حل مسئله سازگارانه جلوگیری میکند و موجب افزایش افکار منفی میشود [33]. محتوای نشخوار فکری بسته به نگرانی فردی در هر اختلالی میتواند متفاوت باشد. در کمالگرایی محتوای نشخوار فکری پردازش دائمی یا در فکر فرو رفتن درباره بیعیب و نقص بودن، نگرانی افراطی و ترس از شکست است [34].
براساس ادبیات نظری در حوزه نشخوار فکری، پژوهشها رابطه بین نشخوار فکری و کمالگرایی منفی، همچنین رابطه بین نشخوار فکری و طرحوارههای ناسازگار اولیه را نشان دادند. افراد کمالگرا بهمنظور انتخاب بهترین گزینه، تمایل به نشخوار فکری در مورد پیامدهای احتمالی دارند [18]. بهعلاوه، در تعریف جدیدتری از کمالگرایی که هیل و همکاران [35] ارائه دادند، نشخوار فکری بهعنوان یکی از ابعاد 8 گانه کمالگرایی و جنبه منفی آن معرفی شد.
در پژوهشی مشخص شد سطوح بالای نگرانیهای کمالگرایانه با سطوح بالای نشخوار فکری همراه است [17]. همچنین پژوهشهای سالاری و همکاران [36]، رمضانپور و جوزی [37]، زارعی و همکاران [38]، معین و فراهانیفر [39]، معمارزاده و همکاران [40] و امیرکلالی و همکاران [41] وجود رابطه معنیدار بین کمالگرایی و نشخوار فکری را نشان دادند. ازسویدیگر، مطالعه سخایی اردکانی و همکاران [30] رابطه معنیداری را بین طرحوارههای ناسازگار با نشخوار فکری نشان دادند. طرحوارههای ناسازگار میتوانند پردازش اطلاعات را به سمت سبک پاسخدهی نشخواری هدایت کنند. درواقع نشخوار فکری را میتوان بهعنوان یک سبک مقابلهای مطابق با راهبرد مقابله تسلیم در نظر گرفت که در آن فرد دارای یک طرحواره خاص، تلاشی برای اجتناب از آن نمیکند و آن طرحواره را درست میپندارد و درد هیجانی آن را مستقیماً تجربه میکند [42].
همچنین مطالعات تورجیزاده و همکاران [43]، خادم و همکاران [44]، پیرایه و همکاران [45]، آنائورت و یالسین [46]، نشاندهنده ارتباط بین نشخوار فکری با طرحوارههای ناسازگار و مطالعات محرابینیا و شمسایی [47] و کارلوچی و همکاران [48]، مؤید ارتباط نشخوار فکری با طرحوارههای حوزه پنجم هستند. بهعلاوه لیهی [49] نیز نشخوار فکری را بهعنوان طرحوارهای هیجانی معرفی میکند. درنهایت مطالعه نپون و همکاران [50] نشان داد نشخوار فکری بین فردی که نوع خاصی از نشخوار فکری است، رابطه بین ساختارهای شناختی عمیقتر و کمالگرایی بین فردی را در دانشجویان میانجیگری میکند. بنابراین فرض این پژوهش این است که نشخوار فکری متغیر میانجی دیگری در رابطه بین طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری با کمالگرایی منفی میباشد.
دانشجویان بهعنوان قشر برگزیده و آیندهساز جامعه، نقشی کلیدی در توسعه کشور دارند و سلامت روان آنها اهمیت ویژهای دارد. ازآنجاکه کمالگرایی منفی پیامدهای نامطلوبی بر عملکرد تحصیلی و اجتماعی دانشجویان دارد، آگاهی مربیان و اساتید نظام آموزش عالی از این موضوع ضروری است [7]. دراینمیان، شناسایی عوامل مرتبط با کمالگرایی ازجمله طرحوارههای ناسازگار و نشخوار فکری اهمیت بسزایی دارد. پژوهش حاضر با تمرکز بر طرحوارههای حوزه پنجم و بررسی نقش میانجی نشخوار فکری، کوشیده است این روابط را در جامعه دانشجویان روشنتر سازد و زمینه مداخلات پیشگیرانه یا تقویت کمالگرایی مثبت را فراهم سازد [12]. ازسویدیگر، این مسئله نیز دغدغه اصلی خود پژوهشگر بهعنوان یک دانشجو بوده است، چراکه موفقیت تحصیلی بهعنوان یکی از ابعاد حیاتی زندگی در پیشرفت فردی، توسعه علمی و رشد اقتصادی کشور نقش مهمی ایفا میکند [12، 51].
بنابراین، هدف پژوهش حاضر این است که نقش واسطهای نشخوار فکری را در رابطه بین طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری با کمالگرایی منفی در دانشجویان مورد مطالعه قرار دهد و مدل ساختاری این روابط را بیآزماید که مدل مفهومی آن در
تصویر شماره 1 آمده است.

روش
پژوهش حاضر ازلحاظ ماهیت، در دسته تحقیقات کمی قرار گرفته و باتوجهبه هدف، از نوع کاربردی و ازنظر روش، توصیفی – همبستگی با بهرهگیری از معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای شهر تهران است که در سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند و به پرسشنامهها بهصورت داوطلبانه پاسخ دادند. اگرچه حداقل حجم نمونه قابلقبول برای مدل معادلات ساختاری و تحلیل عاملی، بر مبنای تعداد سازههای اصلی یا متغیرهای پنهان، 200 نفر است [52]، در عمل از این جامعه آماری 379 نفر با روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس (براساس نظریه کلاین) و باتوجهبه ملاکهای ورود و خروج، انتخاب شدند. افزایش تعداد نمونه، علاوهبر جبران احتمالی پرسشنامههای ناقص، موجب افزایش قدرت آماری، دقت برآورد پارامترها و توانایی مدلیابی معادلات ساختاری شد [53].
همچنین، باتوجهبه روش نمونهگیری در دسترس و رعایت معیارهای ورود و خروج، استفاده از کل جامعه موجود برای بهبود قابلیت تعمیم و اعتبار نتایج منطقی بود. ملاک شرکت در پژوهش دانشجویانی بودند که در یکی از دانشگاههای شهر تهران مشغول به تحصیل بودند و سطح کمالگرایی آنها متوسط یا بالاتر بود. باتوجهبه اینکه ابزار و پرسشنامه مورداستفاده برای سنجش کمالگرایی منفی در این پژوهش، پرسشنامه کمالگرایی مثبت و منفی تری شورت بوده است، دانشجویانی که نمره آنها در خردهمقیاس کمالگرایی منفی این پرسشنامه برابر یا بالاتر از 69 (از دامنه نمرات 20 تا 100) بود، براساس نقطه برش تعیینشده در پژوهشهای هنجاری، بهعنوان افراد دارای سطح متوسط یا بالا در کمالگرایی منفی در نظر گرفته شدند. بالطبع، افرادی که در خردهمقیاس کمالگرایی منفی پرسشنامه مذکور نمره کمتر از 69 کسب کردند (سطح پایین کمالگرایی منفی)، افرادی که بهصورت ناقص یا مخدوش به پرسشنامهها پاسخ دادند، افرادی که سابقه اختلالات روانپزشکی شدید یا بستری شدن در بیمارستان روانی را براساس خودگزارشدهی داشتند، افرادی که در زمان انجام پژوهش تحت مصرف داروهای روانگردان یا داروهایی که بر عملکرد شناختی و هیجانی اثر قابلتوجه دارند بودند و افرادی که رضایت آگاهانه خود را لغو کردند یا تمایل به ادامه همکاری نداشتند، از پژوهش خارج شدند.
پس از آنکه کلیه ملاحظات اخلاقی ازجمله کسب رضایت آگاهانه، توضیح اهداف و روند اجرای پژوهش به شرکتکنندگان و کسب اطمینان آنها در مورد محرمانه ماندن اطلاعات و بدون نام بودن پرسشنامهها، در نظر گرفته شد، پرسشنامهها بهصورت آنلاین از طریق برنامههای پیامرسان واتساپ، تلگرام، اینستاگرام، توییتر، لینکدین و بله در اختیار نمونههای موردنظر بهصورت تصادفی قرار گرفت. پس از گردآوری دادهها، شرکتکنندگانی که فاقد ملاکهای ورود به پژوهش بودند، از پژوهش خارج شدند. سپس تجزیهوتحلیل دادهها در سطح توصیفی با استفاده از آمارههای توصیفی شاخصهای مرکزی و پراکندگی و در سطح استنباطی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری و با بهرهگیری از نرمافزارهای SPSS و AMOS بهترتیب با نسخههای 26 و 24 انجام شد.
ابزارها
پرسشنامه طرحوارههای یانگ (فرم کوتاه، ویرایش سوم، 90 سؤالی)
این پرسشنامه را یانگ ساخته است و دارای 90 گویه است که 18 حیطه از طرحوارههای ناسازگار اولیه را اندازه میگیرد [54]. هر گویه توسط مقیاس درجهبندی 6 تایی (از 1=کاملاًً در مورد من نادرست است تا 6=کاملاًً در مورد من درست است) نمرهگذاری میشود. بنابراین نمرههای این پرسشنامه با جمع نمرات مادههای هر مقیاس به دست میآید. هر مقیاس دارای 5 ماده است که یک طرحواره ناسازگار اولیه را اندازه میگیرد. دامنه نمرات هر مقیاس بین 5 تا 30 میباشد که نمره بالا نشاندهنده میزان بالای طرحوارههای ناسازگار اولیه در شرکتکنندهها است [55]. در این پژوهش، از این پرسشنامه برای سنجش طرحوارههای حوزه پنجم استفاده شد، زیرا پیشینه پژوهشی، ارتباط بین این طرحوارهها را با کمالگرایی منفی نشان میدهد. شماره سؤالهای مرتبط با هر طرحواره به شرح زیر است :
بازداری هیجانی: 12 ، 30 ، 48، 66 ، 84؛
معیارهای سختگیرانه/عیبجویی افراطی: 13، 31، 49، 67، 85؛
منفیگرایی/بدبینی: 17، 35، 53، 71، 89؛
تنبیه: 18، 36، 54، 72، 90؛
یانگ و همکاران اعتبار این پرسشنامه را بر روی یک نمونه 564 نفری از دانشجویان آمریکایی با استفاده ازروش همسانی درونی و بازآزمایی بهترتیب 0/95 و 0/81 گزارش کردند [56]. همچنین در ایران علاوهبر هنجاریابی فرم کوتاه ویرایش اول (75 سؤالی) که آهی و همکاران [57] آن را بررسی کردند، فرم کوتاه جدید ویرایش سوم (90 سؤالی) که در این پژوهش استفاده شد، توسط یوسفی و همکاران [58] بررسی و روایی و اعتبار پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه بر روی یک نمونه 579 نفری در دو مرحله (مرحله اول 394 و مرحله دوم 185) بررسی شد. اعتبار این پرسشنامه با استفاده از دو روش آلفای کرونباخ و دو نیمه کردن در کل نمونه بهترتیب 0/91 و 0/86 و در دختران بهترتیب 0/87 و 0/84 و در پسران بهترتیب 0/84 و 0/81 بود. بهعلاوه آلفای کرونباخ خردهمقیاسهای طرحوارههای معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی و تنبیه در پژوهش حاضر بهترتیب 0/683 و 0/841 و آلفای کرونباخ کل مجموع طرحوارهها 0/887 به دست آمد.
پرسشنامه کمالگرایی مثبت و منفی
این مقیاس را تری شورت و همکاران ساختهاند که 40 سؤال دارد. 20 سؤال کمالگرایی مثبت و 20 سؤال کمالگرای منفی را میسنجد. در این پژوهش کمالگرایی منفی توسط گویههای 1، 4، 5، 7، 8، 10، 11، 12، 13، 15، 17، 20، 22، 26، 27، 31، 33، 36، 38و 39 بر مبنای طیف 5 لیکرتی از 1 (کاملاً مخالفم) تا 5 ( کاملاً موافقم) اندازهگیری خواهد شد. دامنه نمرهها بین 20 تا 100 است. نقطه برش این آزمون برای افراد دارای اختلال در خردهمقیاس کمالگرایی منفی، 69 و بالاتر است. آلفای کرونباخ برای کمالگرایی مثبت 0/85 و برای کمالگرایی منفی 0/86 به دست آمد. همچنین براساس پژوهش تری شورت و همکاران پرسشنامه از روایی قابلقبولی برخوردار است [59]. در فرم فارسی این پرسشنامه آلفای کرونباخ پرسشهای هریک از زیرمقیاسها در یک نمونه 212 نفری از دانشجویان بهترتیب 0/90 و 0/87 برای کل آزمودنیها، 0/91 و 0/88 برای دانشجویان دختر و 0/89 و 0/86 برای دانشجویان پسر بود که نشاندهنده همسانی درونی بالای مقیاس است [60]. هس و پراپاوسیس ضریب آلفای کرونباخ خردهمقیاسهای کمالگرایی مثبت و منفی را بهترتیب 0/83 و 0/81 گزارش کردهاند. همچنین ضریب پایایی بازآزمایی این پرسشنامه 0/86 بود [61]. همچنین آلفای کرونباخ این پرسشنامه در نمونه پژوهش حاضر 0/829 به دست آمد.
پرسشنامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو (RRS)
نالن هوکسما و مارو پرسشنامهای تدوین کردند که چهار سبک متفاوت واکنش به خلق منفی را ارزیابی میکند. پرسشنامه سبکهای پاسخ از دو مقیاس پاسخهای نشخواری و مقیاس پاسخهای منحرفکننده حواس تشکیل شده است. مقیاس پاسخهای نشخواری 22 گویه دارد و از پاسخدهندگان میخواهد هرکدام را در مقیاسی از 1 (هرگز) تا 4 (اغلب اوقات) درجهبندی کنند. دامنه نمرههای این پرسشنامه بین 22 تا 88 است. نمرههای بالاتر نشاندهنده افزایش نشخوار فکری در فرد است که افسردگی اولیه را پیشبینی میکند. شواهد تجربی نشان میدهد، مقیاس پاسخهای نشخواری پایایی درونی زیادی دارد. ضریب آلفای کرونباخ در دامنهای از 0/88 تا 0/92 قرار دارد. پژوهشهای گوناگون نشان میدهد همبستگی بازآزمایی برای پاسخهای نشخواری 0/67 است [62]. آلفای کرونباخ در پژوهش انجامشده در نمونه ایرانی که منصوری و همکاران انجام دادند، 0/90 به دست آمد [63]. بهعلاوه، آلفای کرونباخ خردهمقیاسهای نشخوار فکری یعنی بروز دادن (بازتاب)، در فکر فرو رفتن و افسردگی در پژوهش حاضر بهترتیب 0/846، 0/695 و 0/905 و آلفای کرونباخ نشخوار فکری در کل 0/941 به دست آمد.
یافتهها
در بخش آمار توصیفی، اندازههای توصیفی مربوط به متغیرهای جمعیتشناختی و مقیاسهای پژوهش ارائه شده است. برای گزارش آمار توصیفی، از فراوانی و درصد فراوانی برای متغیرهای کیفی و از میانگین، انحرافمعیار، حداقل، حداکثر، کجی و کشیدگی، برای متغیرهای کمی استفاده گردیده است. آمار توصیفی مربوط به متغیرهای جمعیتشناختی در
جدول شماره 1 نمایش داده شده است.

در این مطالعه، میانگین سن شرکتکنندگان 2/44±22/76 بود. از نظر جنسیت، 73/9 درصد از شرکتکنندگان دختر و 26/1 درصد پسر بودند. درخصوص وضعیت تأهل، 91/8 درصد از شرکتکنندگان مجرد و 8/2 درصد متأهل بودند. درنهایت، توزیع تحصیلات به شرح، 2/6 درصد فوقدیپلم، 53/8 درصد کارشناسی، 42/2 درصد کارشناسی ارشد و 1/3 درصد دکتری بود. آمار کل نمرات و خردهمقیاسهای پرسشنامههای تحقیق در
جدول شماره 2 ارائه شده است.
جدول شماره 2 شاخصهای توصیفی نمرات کل و زیرمقیاسهای متغیرهای پژوهش را در 379 شرکتکننده نشان میدهد. در این مطالعه، میانگین نمرات کمالگرایی منفی 66/42 و انحرافمعیار آن 13/44 بود. کجی و کشیدگی نمرات کمالگرایی منفی بهترتیب 0/169- و 0/99 بود. برای نشخوار فکری، نمره کل میانگین 53/41 و انحرافمعیار 14/27 داشت. کجی و کشیدگی نشخوار فکری بهترتیب 0/21 و 0/541- بود. در زیرمقیاسهای نشخوار فکری، میانگین نمرات بروز دادن (بازتاب) 3/92±12/22، در فکر فرو رفتن 3/31±11/39 و افسردگی 8/20±29/80 بود. کجی و کشیدگی این زیرمقیاسها به شرح زیر بود: بروز دادن (بازتاب) کجی 0/176 و کشیدگی 0/721-، در فکر فرو رفتن کجی 0/282 و کشیدگی 0/502-، افسردگی کجی 0/205 و کشیدگی 0/568- بود.
همچنین، میانگین نمرات طرحوارههای ناسازگار حوزه پنجم 16/54±61/86 بود. میانگین نمرات زیرمقیاسهای طرحوارههای ناسازگار شامل طرحواره منفیگرایی/بدبینی 5/37±15/97، طرحواره بازداری هیجانی 5/12±13/70، طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی 4/47±19/06 و طرحواره تنبیه 5/58±13/14 به دست آمد. کجی و کشیدگی این زیرمقیاسها بهترتیب عبارت بودند از: طرحواره منفیگرایی/بدبینی کجی 0/251 و کشیدگی 0/690-، طرحواره بازداری هیجانی کجی 0/529 و کشیدگی 0/277-، طرحواره معیارهای سرسختانه/ عیبجویی افراطی کجی 0/017 و کشیدگی 0/612-، طرحواره تنبیه کجی 0/748 و کشیدگی 0/047- بود.
در بخش آمار استنباطی، ابتدا بهمنظور بررسی فرضیههای همبستگی بین متغیرهای پژوهش، از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. همچنین برای بررسی نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه میان کمالگرایی منفی و طرحوارههای حوزه پنجم، از تحلیل مسیر بهره گرفته شد. باتوجهبه ماهیت این تحقیق، هریک از طرحوارههای حوزه پنجم بهطور جداگانه در مدلهای مختلف مورد تحلیل قرار گرفتند. در این بخش، بهمنظور تبیین الگوی پراکندگی نمرات کمالگرایی منفی براساس طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری با نقش میانجی نشخوار فکری، از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد (
تصویر شماره 2).

نتایج حاصل نشان میدهد نشخوار فکری در رابطه بین طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری با کمالگرایی منفی نقش میانجی دارد.
مطابق با دیدگاه مایرز و همکاران [64]، نتایج شاخصهای برازش الگوی ساختاری در نمونه مورد بررسی شامل شاخص مجذور خی (χ²)، نسبت مجذور خی به درجه آزادی (χ²/df)، شاخص نیکویی برازش (GFI)، شاخص برازش تطبیقی (CFI) و خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) بهترتیب 389/81، 2/97، 0/83، 0/84 و 0/085 و درجه آزادی (df)، 131 به دست آمد.
براساس نظر مایرز و همکاران [64]، مقدار بیشتر از 0/90 برای شاخصهای CFI و GFI و مقدار کمتر از 0/08 برای RMSEA نشاندهنده برازش مطلوب مدل با دادهها است. مقدار RMSEA بالاتر از 0/08 در مدل اولیه، نشاندهنده نیاز به اصلاح مدل بود. پس از اعمال اصلاحات در مدل، از طریق ایجاد کوواریانس بین برخی خطاها و حذف مسیرهای غیرمعنیدار، شاخصهای برازش مدل بهبود یافتند. در مدل اصلاحشده، مقدار مجذور خی (χ²) به 246/29 و مقدار χ²/df به 1/91 کاهش یافت. همچنین، شاخص نیکویی برازش (GFI) به 0/92 و شاخص برازش تطبیقی (CFI) به 0/94 افزایش پیدا کرد. مقدار خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) نیز از 0/085 به 0/045 کاهش یافت که نشاندهنده بهبود برازش مدل است. همچنین درجه آزادی(df) به 129 کاهش یافت. این یافتهها نشاندهنده تأیید نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه بین طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری با کمالگرایی منفی است.
بررسی مدل اصلاحشده نشان داد طرحوارههای حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری بهطور مستقیم (0/30=B) بر کمالگرایی منفی تأثیر دارند. بهعلاوه، طرحوارههای حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری به میزان 0/46=B از واریانس نشخوار فکری را تبیین میکند. همچنین نشخوار فکری نیز به میزان 0/36=B بر کمالگرایی منفی تأثیر مستقیم دارد. در مجموع، متغیرهای پیشبین 4/19 درصد از واریانس کمالگرایی منفی را توضیح میدهند.
همچنین بهمنظور بررسی اثر غیرمستقیم طرحوارههای حوزه پنجم بر کمالگرایی منفی از طریق نشخوار فکری، از آزمون سوبل که یکی از رایجترین روشهای آزمون ضرایب میانجی محسوب میشود، استفاده شد. این روش که نخستین بار مایکل سوبل [65] در سال 1982 آن را معرفی کرد، مشخص میکند که «آیا اثر متغیر مستقل بر متغیر وابسته از طریق متغیر میانجی، معنیدار است یا خیر؟»
دو روش برای محاسبه مقدار آماره آزمون سوبل وجود دارد که شامل استفاده از ضرایب رگرسیون و خطای استاندارد و آماره تی (t) میشود. در این پژوهش، برای بررسی اثر غیرمستقیم، از آزمون سوبل آنلاین و روش ضرایب رگرسیون و خطای استاندارد استفاده شد. همچنین، مطابق با دیدگاه مایرز و همکاران [64]، آزمون آرویان نیز بهعنوان یکی از معیارهای سنجش معنیداری اثرات غیرمستقیم معرفی شده است. میزان تأثیر غیرمستقیم طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد وبازداری بر کمالگرایی منفی از طریق نشخوار فکری برابر با 0/08-=B محاسبه شد. ازآنجاکه آماره آزمون سوبل برای مسیر غیرمستقیم برابر با 2/912 است که از مقدار 1/96 بیشتر میباشد، لذا فرض صفر (H₀) رد و اثر میانجی نشخوار فکری تأیید شد (
جدول شماره 3).

نتایج این پژوهش نشان میدهد طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری از طریق نشخوار فکری با کمالگرایی منفی رابطه دارد. همچنین تحلیل دادهها و بررسی شاخصهای برازش مدل نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج اولیه حاکی از آن بود که مدل قبل از اصلاح دارای برخی ضعفها در برازش بود که نیازمند تعدیل مسیرها و ایجاد همبستگی بین برخی خطاها بود. نتایج نشان داد طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری تأثیر مستقیم بر نشخوار فکری و کمالگرایی منفی دارند. همچنین، نشخوار فکری بهعنوان یک متغیر واسطهای، بخشی از تأثیر طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری را به کمالگرایی منفی منتقل میکند.
نتایج حاصل نشان میدهد نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره منفیگرایی/بدبینی و کمالگرایی منفی نقش میانجی دارد. نتایج مربوط به شاخصهای برازش الگوی ساختاری شامل شاخص مجذور خی (χ²)، شاخص مجذور خی بر درجه آزادی (χ²/df)، شاخص نیکویی برازش (GFI)، شاخص برازش تطبیقی (CFI) و خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) بهترتیب 312/84، 2/52، 0/87، 0/88 و 0/081 و درجه آزادی (df) 124 به دست آمد. مقادیر بهدستآمده برای شاخصهای نیکویی برازش نشان میدهد مدل از برازش نامناسبی برخوردار است. مقدار RMSEA بالاتر از 0/08 در مدل اولیه، نشاندهنده نیاز به اصلاح مدل است. آزمون برازندگی مدل با دادهها، پس از اعمال اصلاحات در مدل، از طریق ایجاد کوواریانس بین برخی خطاها و حذف مسیرهای غیرمعنیدار انجام شد. درنتیجه، پس از کاهش 2 واحد در درجه آزادی مدل اصلاحشده، مقدار مجذور خی (χ²) به 198/43 و مقدار χ²/df به 1/63 کاهش یافت. همچنین، شاخص نیکویی برازش (GFI) به 0/94 و شاخص برازش تطبیقی (CFI) به 0/96 افزایش پیدا کرد. مقدار خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) نیز از 0/081 به 0/044 کاهش یافت. بهعلاوه درجه آزادی (df) به 122 کاهش یافت.
براساس نتایج حاصل از اصلاح مدل و کاهش درجات آزادی، با ایجاد روابط بین مؤلفههای پیشبین، مشخص شد طرحواره منفیگرایی/بدبینی بهطور مستقیم (0/36=B) بر کمالگرایی منفی تأثیر دارد. همچنین، طرحواره منفیگرایی/ بدبینی به میزان 0/32=B از واریانس نشخوار فکری را تبیین میکند. علاوهبراین، نشخوار فکری نیز به میزان 0/35=B بر کمالگرایی منفی تأثیر مستقیم دارد. درمجموع، متغیرهای پیشبین 8/17 درصد از واریانس کمالگرایی منفی را توضیح میدهند (
تصویر شماره 3).

همچنین میزان تأثیر غیرمستقیم طرحواره منفیگرایی/ بدبینی بر کمالگرایی منفی از طریق نشخوار فکری برابر با 0/07-=B محاسبه شد. ازآنجاکه آماره آزمون سوبل برای مسیر غیرمستقیم برابر با 2/758 است که از مقدار 1/96 بیشتر میباشد، لذا فرض صفر (H₀) رد و اثر میانجی تأیید شد. بنابراین، براساس نتایج بهدستآمده، طرحواره منفیگرایی/بدبینی از طریق نشخوار فکری با کمالگرایی منفی رابطه دارد. بهعبارتدیگر، نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره منفیگرایی/بدبینی و کمالگرایی منفی نقش میانجی ایفا میکند (
جدول شماره 4).

نتایج حاصل نشان میدهد نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره بازداری هیجانی و کمالگرایی منفی نقش میانجی دارد. نتایج شاخصهای برازش الگوی ساختاری شامل شاخص مجذور خی (χ²)، نسبت مجذور خی به درجه آزادی (χ²/df)، شاخص نیکویی برازش (GFI)، شاخص برازش تطبیقی (CFI) و خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) بهترتیب 345/76، 0/86، 0/87، 0/87 و 0/085 و درجه آزادی (df) 128 به دست آمد. مقدار RMSEA بالاتر از 0/08 در مدل اولیه، نشاندهنده نیاز به اصلاح مدل بود. پس از اعمال اصلاحات در مدل، شاخصهای برازش مدل بهبود یافتند. در مدل اصلاحشده، مقدار مجذور خی (χ²) به 214/32 و مقدار χ²/df به 0/93 کاهش یافت. همچنین، شاخص نیکویی برازش (GFI) به 0/93 و شاخص برازش تطبیقی (CFI) به 0/95 افزایش پیدا کرد. مقدار خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) نیز از 0/085 به 0/047 کاهش یافت که نشاندهنده بهبود برازش مدل است. همچنین درجه آزادی (df) به 126 کاهش یافت. این یافتهها نشاندهنده تأیید نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره بازداری هیجانی و کمالگرایی منفی است.
بررسی مدل اصلاحشده نشان داد بازداری هیجانی بهطور مستقیم (0/39=B) بر کمالگرایی منفی تأثیر دارد و به میزان 0/30=B از واریانس نشخوار فکری را تبیین میکند. علاوهبراین، نشخوار فکری نیز به میزان 0/36=B بر کمالگرایی منفی تأثیر مستقیم دارد. درمجموع، متغیرهای پیشبین 4/18 درصد از واریانس کمالگرایی منفی را توضیح میدهند (
جدول شماره 5).


همچنین تأثیر غیرمستقیم بازداری هیجانی بر کمالگرایی منفی از طریق نشخوار فکری برابر با 0/08-=B است و مقدار آزمون سوبل برابر با 2/823 به دست آمد که از مقدار 1/96 بیشتر بوده و نشاندهنده رد فرض صفر و تأیید نقش میانجی نشخوار فکری است. بنابراین، نتایج نشان میدهد بازداری هیجان از طریق نشخوار فکری با کمالگرایی منفی رابطه دارد و نشخوار فکری بهعنوان یک متغیر میانجی در این رابطه نقش ایفا میکند (
جدول شماره 5).
نتایج شاخصهای برازش الگوی ساختاری در نمونه مورد بررسی شامل شاخص مجذور خی (χ²)، نسبت مجذور خی به درجه آزادی (χ²/df)، شاخص نیکویی برازش (GFI)، شاخص برازش تطبیقی (CFI) و خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) بهترتیب 368/82، 2/74، 0/85، 0/86 و 0/083 و درجه آزادی(df) 130 به دست آمد. مقدار RMSEA بالاتر از 0/08 در مدل اولیه، نشاندهنده نیاز به اصلاح مدل بود. پس از اعمال اصلاحات در مدل، از طریق ایجاد کوواریانس بین برخی خطاها و حذف مسیرهای غیرمعنیدار، شاخصهای برازش مدل بهبود یافتند. در مدل اصلاحشده، مقدار مجذور خی (χ²) به 221/36 و مقدار χ²/df به 1/72 کاهش یافت. همچنین، شاخص نیکویی برازش (GFI) به 0/92 و شاخص برازش تطبیقی (CFI) به 0/94 افزایش پیدا کرد. مقدار خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) نیز از 0/083 به 0/048 کاهش یافت که نشاندهنده بهبود برازش مدل است. همچنین درجه آزادی (df) به 128 کاهش یافت. این یافتهها نشاندهنده تأیید نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی و کمالگرایی منفی است.
بررسی مدل اصلاحشده نشان داد طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی بهطور مستقیم 0/38=B بر کمالگرایی منفی تأثیر دارد. بهعلاوه طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی به میزان 0/44=B از واریانس نشخوار فکری را تبیین میکند. همچنین نشخوار فکری نیز به میزان 0/32=B بر کمالگرایی منفی تأثیر مستقیم دارد. در مجموع، متغیرهای پیشبین 1/20 درصد از واریانس کمالگرایی منفی را توضیح میدهند (
تصویر شماره 4).

همچنین میزان تأثیر غیرمستقیم طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی بر کمالگرایی منفی از طریق نشخوار فکری برابر با 0/08-=B محاسبه شد. ازآنجاکه آماره آزمون سوبل برای مسیر غیرمستقیم برابر با 2/879 است که از مقدار 1/96 بیشتر میباشد، لذا فرض صفر (H₀) رد و اثر میانجی نشخوار فکری تأیید شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی از طریق نشخوار فکری با کمالگرایی منفی رابطه دارد. این یافتهها تأیید میکنند نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی و کمالگرایی منفی، نقش میانجی ایفا میکند (
جدول شماره 6).

نتایج حاصل نشان میدهد نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره تنبیه و کمالگرایی منفی نقش میانجی دارد.
نتایج شاخصهای برازش الگوی ساختاری در نمونه مورد بررسی شامل شاخص مجذور خی (χ²)، نسبت مجذور خی به درجه آزادی (χ²/df)، شاخص نیکویی برازش (GFI)، شاخص برازش تطبیقی (CFI) و خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) بهترتیب 378/79، 2/93، 0/84، 0/85 و 0/084 و درجه آزادی(df) 129 به دست آمد. مقدار RMSEA بالاتر از 0/08 در مدل اولیه، نشاندهنده اصلاح مدل بود. پس از اعمال اصلاحات در مدل، از طریق ایجاد کوواریانس بین برخی خطاها و حذف مسیرهای غیرمعنیدار، شاخصهای برازش مدل بهبود یافتند. در مدل اصلاحشده، مقدار مجذور خی (χ²) به 234/28 و مقدار χ²/df به 1/85 کاهش یافت. همچنین، شاخص نیکویی برازش (GFI) به 0/91 و شاخص برازش تطبیقی (CFI) به 0/93 افزایش پیدا کرد. مقدار خطای ریشه میانگین مربعات تقریب (RMSEA) نیز از 0/084 به 0/046 کاهش یافت که نشاندهنده بهبود برازش مدل است. همچنین درجه آزادی (df) به 127 کاهش یافت. این یافتهها نشاندهنده تأیید نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره تنبیه و کمالگرایی منفی است.
بررسی مدل اصلاحشده نشان داد طرحواره تنبیه بهطور مستقیم (0/38=B) بر کمالگرایی منفی تأثیر دارد. بهعلاوه طرحواره تنبیه به میزان 0/28=B از واریانس نشخوار فکری را تبیین میکند. همچنین نشخوار فکری نیز به میزان 0/35=B بر کمالگرایی منفی تأثیر مستقیم دارد. درمجموع، متغیرهای پیشبین 9/18 درصد از واریانس کمالگرایی منفی را توضیح میدهند (
تصویر شماره 6).

میزان تأثیر غیرمستقیم طرحواره تنبیه بر کمالگرایی منفی از طریق نشخوار فکری برابر با 0/07-=B محاسبه شد. ازآنجاکه آماره آزمون سوبل برای مسیر غیرمستقیم برابر با 2/894 است که از مقدار 1/96 بیشتر میباشد، لذا فرض صفر (H₀) رد و اثر میانجی نشخوار فکری تأیید شد.
نتایج این پژوهش نشان میدهد طرحواره تنبیه از طریق نشخوار فکری با کمالگرایی منفی رابطه دارد. این یافتهها تأیید میکنند که نشخوار فکری در رابطه بین طرحواره تنبیه و کمالگرایی منفی، نقش میانجی ایفا میکند (
جدول شماره 7).
بحث
باتوجهبه اینکه هدف پژوهش حاضر پیشبینی کمالگرایی منفی براساس طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری با نقش میانجی نشخوار فکری در دانشجویان بود، نتایج پژوهش نشان داد نشخوار فکری در رابطه بین این طرحوارهها با کمالگرایی منفی نقش میانجی دارد. این یافتهها با نتایج پژوهشهای مویدفر و همکاران [17]، محمودزاده و محمدخانی [18]، سلمانپور و همکاران [31]، سالاری و همکاران [36]، رمضانپور و جوزی [37]، زارعی و همکاران [38] معین و فراهانیفر [39]، محرابینیا و شمسایی [47]، کارلوچی و همکاران [48]، نپون و همکاران [50]، همسو بود.
منظور از «همسو بودن» در این پژوهش، شباهت جهت، شدت و الگوی روابط بهدستآمده با نتایج پژوهشهای پیشین است؛ به این معنا که یافتههای حاضر همان نوع ارتباطات معنیدار (مثبت یا منفی) و همان الگوهای پیشبینی را نشان دادند که در تحقیقات قبلی نیز گزارش شده بود. این همسویی حاکی از آن است که روابط میان متغیرها از ثبات نظری و تجربی برخوردارند و نتایج این پژوهش با چارچوب نظری مورد استفاده نیز تطابق دارند.
بهطورکلی هرچه سطح طرحوارههای ناسازگار اولیه در فرد بیشتر باشد، احتمال وجود کمالگرایی منفی در او بیشتر خواهد بود. همچنین افراد کمالگرای منفی، طرحوارههای ناسازگار اولیه پررنگتری دارند [29، 31]. بهطور خاصتر، رابطه معنیداری بین نگرانیهای کمالگرایانه و طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیشازحد و بازداری وجود دارد. درواقع طرحوارههای این حوزه، درنتیجه درخواستهای مکرر، انتظارات برای کمالگرایی و گوشبهزنگی افراطی نسبت به پیامدهای منفی در اوایل زندگی، شکل میگیرند و با تأکید زیاد بر سرکوبی احساسات همزمان و تکیه بر قوانین خشک و انتظارات بالا برای عملکرد، با قواعد درونی کمالگرایی منفی در ارتباط هستند. ازسویدیگر، افراد با کمالگرایی منفی، استانداردهای غیرواقعبینانه و سطح بالا برای خود و اجتماع وضع میکنند و زمانی که در انجام وظایف محوله شکست میخورند، دچار نگرانی مفرط درباره اشتباهات، نشخوار فکری و نقایص شناختی میشوند.
در این افراد، نشخوار فکری شامل تفکر متمرکز بر خود است و موجب ارزیابی منفی خود، احساسات، رفتارها، موقعیتها و توانایی مقابله فرد میشود. محتوای این افکار معمولاً شامل موضوعات شکست، عدم اطمینان از دستیابی به اهداف مهم شخصی و تردید درباره اعمال است. درواقع این افراد کمالگرا، اغلب نشخوار فکری مرتبط با شکست را گزارش میکنند که با نرسیدن به اهداف و معیارهای شخصی مرتبط است. درنهایت نیز پژوهشها یک رابطه مثبت و معنیدار بین طرحوارههای حوزه گوشبهزنگ بیش از حد و بازداری با نشخوار فکری گزارش میدهند. درواقع طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری، مهمترین متغیر در پیشبینی نشخوار فکریاند، زیرا این افراد با تأکید بیش از حد و افراطی بر واپسزنی تکانهها، احساسات و انتخابهای خودانگیخته یا برآورده کردن انتظارات و قواعد انعطافناپذیر و درونیشده درباره عملکرد، اغلب باعث از بین رفتن خوشحالی، آرامش خاطر و نشخوار فکری شدید میشوند. بنابراین توضیحات، این سه متغیر نهتنها بهطور مستقیم با هم مرتبطاند، بلکه نشخوار فکری نیز میتواند رابطه میان این ساختارهای شناختی عمیقتر یعنی طرحوارههای ناسازگار حوزه پنجم و کمالگرایی منفی را میانجیگری کند.
بهعلاوه نتایج نشان داد نشخوار فکری میتواند رابطه هریک از طرحوارههای این حوزه با کمالگرایی منفی را بهطور جداگانه نیز میانجیگری کند. همسو با پژوهش کارلوچی و همکاران [48] طرحواره منفیگرایی/بدبینی در افراد، با تأکید زیاد بر انتظارات افراطی، ترس غیرمعمول از اشتباه کردن و شکست، گوشبهزنگی و نگرانی مزمن، با قواعد درونی کمالگرایی منفی مرتبط است. درواقع، طرحواره منفیگرایی/بدبینی معمولاً همراه با انتظارات افراطی در طیف گستردهای از موقعیتهای بین فردی، مالی و کاری است که بهخودیخود موجب اشتباهات شدید میشود؛ بهطوریکه فرد درنهایت احساس میکند که زندگی شخصیاش از هم پاشیده است. این طرحواره اغلب موجب ترس بیش از حد و غیرمعمول از اشتباه کردن میشود؛ اشتباهی که ممکن است موجب فقدان، ورشکستگی مالی، سرافکندگی، تحقیر یا گیر افتادن در یک موقعیت ناخوشایند شود. باتوجهبه اینکه نتایج بالقوه و منفی چنین حالاتی مبالغهآمیز است، ویژگی این افراد گوشبهزنگی، نگرانی مزمن، بلاتکلیفی یا غر زدن است. علاوهبر شباهت این حالات با کمالگرایی منفی، فردی با این طرحواره، دچار تحریف در شناسایی موقعیتها و پیشبینی منفی نتایج خواهد شد. درنتیجه به نشخوارگری افراطی در مورد شرایط موجود میپردازد. بنابراین وجود نشخوار فکری در فرد میتواند رابطه بین طرحواره منفی گرایی/بدبینی با کمالگرایی منفی را قوت ببخشد.
همچنین همسو با پژوهش محمدحسینی و همکاران [15]، طرحواره بازداری هیجانی در افراد، با تأکید زیاد بر سرکوبی احساسات همزمان و اجتناب از روابط صمیمانه، خطر شکست، اعمال و ارتباطات خودانگیخته، با قواعد درونی کمالگرایی منفی مرتبط است. ازسویدیگر، همانطورکه در مدل طرحواره درمانی هیجانی مطرح شد، نشخوار فکری بهعنوان یکی از طرحوارههای ناسازگار اولیه و نیز یکی از راهبردهای مقابلهای دردسرساز به شمار می رود. درواقع افراد براساس طرحوارههای هیجانی خود (در اینجا طرحواره بازداری هیجانی) اقدام به مقابله با هیجاناتشان میکنند؛ که این روشهای مقابلهای بسته به باورهای هیجانی افراد ممکن است کارآمد یا ناکارآمد باشند.
یکی از این راهکارهای ناکارآمد، نشخوار فکری است که فرد به کمک آن احساسش را سرکوب یا از آن اجتناب میکند. نشخوار فکری پیامد عدم پذیرش هیجان و شکلی از اجتناب هیجانی است. بهعلاوه فرد کمالگرای منفی ممکن است بهدلیل ناتوانی در پذیرش یا جلوگیری از اشتباهات خود یا دیگران و ترس از ارزیابی منفی، به نشخوار فکری بپردازد. ترسها و نگرانیهای کمالگرایانه موجب فعال شدن اشکال شناختی پایدار مختص کمالگرایان، مثل نشخوارگری اشتباه، تفکر بیش از حد پس از رویداد و نشخوار فکری درباره ارزیابی دیگران میشود که اضطراب و پریشانی افراد کمالگرا را افزایش میدهد. بنابراین، کمالگرایی با ویژگیهای شناختی خاص خود، زمینه مناسبی برای بروز، شیوع و حفظ نشخوار فکری است. بنابراین، با وجود نشخوار فکری مفرط در فرد دارای طرحواره ناسازگار (در اینجا بازداری هیجانی)، کمالگرایی منفی با قدرت بیشتری قابلپیشبینی خواهد بود.
همسو با پژوهشهای سخایی اردکانی و همکاران [30]، سلمانپور و همکاران [31] طرحواره معیارهای سختگیرانه/ عیبجویی افراطی، با تأکید زیاد بر قوانین خشک و انتظارات بالا برای عملکرد، با قواعد درونی کمالگرایی منفی مرتبط است. درواقع این طرحواره موجب سوگیری در تفسیر رویدادها، فرضهای نادرست، نگرشهای تحریفشده، اهداف و انتظارات غیرواقعبینانه در افرادی با کمالگرایی منفی میشود و این سوء برداشتها بر ادراک و ارزیابیهای بعدی آنها نیز تأثیر میگذارد. افرادی با طرحواره معیارهای سختگیرانه/ عیبجویی افراطی، شدیداً تحت فشارند که به موفقیت و اهداف جاهطلبانهشان برسند و بسیار تلاش میکنند تا در هر کاری بهترین باشند. تفریح کردن و انجام فعالیتهای خودانگیخته برایشان بسیار دشوار است و برای اعمالی که ارتباطی به موفقیت و پیروزی ندارد، ارزشی قائل نمیشوند. این افراد معمولاً کمالگرا و غیرمنعطفاند و هیچگاه استانداردهای بالایشان را زیر سؤال نمی برند، بلکه آنها را طبیعی میدانند، حتی زمانی که این ملاکها، بهوضوح غیرقابلدستیابیاند یا پیامدهای منفی دارند.
افرادی با این طرحواره، کمالگرایی را بهصورت دست کم گرفتن عملکرد خود، توجه افراطی به جزئیات، داشتن قوانین خشک و عیبجویی افراطی از خود و دیگران تجربه میکنند. این قبیل خصوصیات در کمالگرایی منفی نیز بسیار دیده میشود که نشاندهنده ارتباط قدرتمند و معنیدار این طرحواره با نوع منفی کمالگرایی است. ازسویدیگر نگرانی، اشتغال ذهنی و نشخوار فکری برگرفته از هنجارها و انتظارات غیرواقعبینانه، در بین افراد کمالگرای منفی بیشتر دیده میشود.کمالگرایی منفی بهواسطه وجود چندین سوگیری در شناخت از قبیل تمایل به تعمیم شکست، توجه افراطی به خطاها و تمایل به تفسیر بازخوردهای مبهم به انتقاد، از نظر پدیدارشناختی، با نشخوار فکری مطابقت دارد.
درواقع گرایش به اجتناب از شکست، بهدلیل آمادگی شناختی جهت گوشبهزنگی و حساسیت بیش از حد نسبت به خطر، عامل اصلی در بهکارگیری نشخوار فکری در افرادی با کمالگرایی منفی و بالاست. همچنین افراد کمالگرا علاوهبر ارزیابی و انتقاد افراطی از خود، تمایل به نشخوار فکری در مورد شکست و نیازشان برای کامل بودن دارند. بنابراین آنها دائماً در مورد استانداردهای سطح بالا و ایدئال، ترس از شکست، انتقاد افراطی بهدلیل اشتباهات و اینکه آیا عملشان به اندازه کافی خوب است یا نه، نشخوار فکری میکنند. بهعلاوه، این افراد برای انتخاب بهترین گزینه، تمایل به نشخوار فکری در مورد پیامدهای احتمالی دارند. بنابراین در صورت وجود نشخوار فکری، طبیعتاً ارتباط یادشده بین طرحواره معیارهای سختگیرانه/عیبجویی افراطی با کمالگرایی منفی پررنگتر خواهد شد.
همچنین طرحواره تنبیه در افراد، با قواعد درونی کمالگرایی منفی مرتبط است، زیرا این افراد نسبت به زیر پا گذاشتن انتظارات، معیارها و قواعد، بهشدت حساساند و اگر خودشان یا دیگران نتوانند معیارهای مشخصشده را برآورده کنند، دچار خشم میشوند و نمیتوانند از این تخلف بگذرند. درواقع، افرادی با طرحواره تنبیه، باور دارند که انسانها باید به خاطر اشتباهاتشان، شدیداً تنبیه شوند. این افراد اغلب دچار احساس خشم و بیصبری نسبت به کسانی (از جمله خود فرد) میشوند که طبق انتظارات و معیارهای آنها عمل نکردهاند. اینگونه افراد معمولاً بهدلیل نادیده گرفتن مشکلات دیگران، عدم همدلی با احساسات آنها و در نظر نداشتن شرایط خاص، نمیتوانند از اشتباهات خود و دیگران بگذرند. ازسویدیگر، افرادی با کمالگرایی منفی نیز معیارهای سطح بالا و ایدئال وضع میکنند که در صورت عدم رسیدن به آنها بهشدت آشفته میشوند. این معیارهای غیرواقعبینانه، انتظارات افراطی و عدم پذیرش اشتباه و شکست، موجب نشخوار فکری شدید در فرد میشود.
همانطورکه از توضیحات مشخص است، این عوامل با هم ارتباط متقابل دارند و درنهایت به شکلگیری یک چرخه معیوب در فرد منجرمیشوند. بنابراین بر طبق فرضیه فوق، وجود نشخوار فکری در فرد، رابطه میان طرحواره تنبیه با کمالگرایی منفی را استحکام میبخشد.
نتیجهگیری
براساس یافتههای آماری و تحلیلهای انجامشده، مدل پیشنهادی این پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد کمالگرایی منفی در دانشجویان بهطور مستقیم با طرحوارههای حوزه گوشبهزنگی بیشازحد و بازداری مرتبط است و این رابطه از طریق نشخوار فکری نیز بهصورت غیرمستقیم تقویت میشود. بهبیاندیگر، فعال شدن این طرحوارهها موجب افزایش سطح نشخوار فکری شده و درنهایت، بروز و شدت کمالگرایی منفی را تشدید میکند.
دستاورد مهم این مطالعه آن است که با شناسایی و تعدیل طرحوارههای ناسازگار اولیه در محیطهای آموزشی و مشاورهای، میتوان از بروز یا گسترش کمالگرایی منفی و پیامدهای زیانبار آن کاست. بنابراین، توجه به آموزش و مداخلات روانشناختی در سطح دانشگاهها و مراکز مشاوره تحصیلی، بهویژه برنامههایی با محوریت طرحوارهدرمانی و مدیریت نشخوار فکری، میتواند در ارتقای سلامت روان و بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان نقش مؤثری ایفا کند. همچنین، باتوجهبه اینکه منشأ بسیاری از طرحوارههای ناسازگار اولیه در تجارب کودکی و شیوههای فرزندپروری قرار دارد، طراحی برنامههای آموزشی برای خانوادهها با هدف افزایش آگاهی از چگونگی شکلگیری این طرحوارهها میتواند در بلندمدت به کاهش کمالگرایی منفی در جامعه کمک کند.
از محدودیتهای این پژوهش میتوان به اجرای پرسشنامهها بهصورت مجازی و درنتیجه، عدم اطمینان کامل از هویت پاسخدهندگان و وضعیت هیجانی آنان اشاره کرد؛ عواملی که میتوانند بر نتایج تأثیرگذار باشند. برایناساس، توصیه میشود در پژوهشهای آتی ضمن استفاده از روشهای حضوری برای افزایش دقت، نقش سایر متغیرهای میانجی و همچنین وضعیت هیجانی و اختلالات بالینی احتمالی شرکتکنندگان مورد بررسی قرار گیرد.
ملاحظات اخلاقی
پژوهش حاضر با کد اخلاق (IR.ATU.REC.1403.023) در کمیته اخلاق دانشگاه علامه طباطبایی ثبت شده است. کلیه اصول اخلاقی در این مقاله رعایت شد و اطلاعات مربوط به شرکتکنندگان محرمانه باقی ماند.
حامی مالی
پژوهش حاضر برگرفته از پایاننامه کارشناسی ارشد مهرنوش سمندر، رشته روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی است و هیچگونه کمک مالی از سازمانهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، تحقیق، تأمین مالی، منابع، پیشنویس اصلی و روششناسی: مهرنوش سمندر؛ نقد و ویرایش: فریده حسین ثابت؛ نظارت: احمد برجعلی.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، مقاله حاضر تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
از همه دانشجویان محترمی که در این پژوهش ما را یاری کردند، تشکر و سپاسگزاری میشود.
References
- Bazargan A. Standards of higher education: From ideal to reality. Nameh Amouzesh Ali. 2015; 30(8):11-22. [Link]
- Kearns H, Forbes A, Gardiner M, Marshall K. When a high distinction isn’t good enough: A review of perfectionism and self-handicapping. Australian Educational Researcher. 2008; 35(3):21-36. [Link]
- Flett GL, Hewitt PL. Perfectionism and maladjustment: An overview of theoretical, definitional, and treatment issues. In: Flett GL, Hewitt PL, editors. Perfectionism: Theory, research, and treatment. Washington: American Psychological Association; 2002. [DOI:10.1037/10458-001]
- Burns DD. The perfectionist’s script for self-defeat. Psychology Today. 1980; 14(6):34-52. [Link]
- Bouchard C, Rhéaume J, Ladouceur R. Responsibility and perfectionism in OCD: An experimental study. Behaviour Research and Therapy. 1999; 37(3):239-48. [DOI:10.1016/S0005-7967(98)00141-7] [PMID]
- Hamachek DE. Psychodynamics of normal and neurotic perfectionism. Psychology: A Journal of Human Behavior. 1978; 15(1):27-33. [Link]
- Schruder CR, Sharpe GW, Curwen T. Perfectionistic students: Contributing factors, impacts and teacher strategies. Journal of Elements Education. 2014; 24(1):79-98. [DOI:10.9734/BJESBS/2014/5532]
- Manouchehri A, Behroozi N, Shahni Yalag M, Makhtabi GH. Testing the model of positive perfectionism and negative life events with coping styles and psychological well-being: The mediating role of psychological capital. Journal of Developmental Psychology. 2019; 15(60):403-17. [Link]
- Qashqaei G, Hossein Sabet F, Motamedi A. [The relationship between negative and positive perfectionism and psychological capital in female students of Allameh Tabatabai University (Persian)]. Journal of Psychology Research and Management. 2021; 7(1):72-89. [Link]
- Mehrpouya A, Fakhri S, Ghaderi Dehrashi B, Kamari N. [The relationship between perfectionism and students' anxiety (Persian)]. Paper presented at: Hamayesh-e Pazhoohesh-haye Modiriat va Olum-e Ensani dar Iran. 5 January 2024; Tehran, Iran. [Link]
- Atadokht S, Ebadi M. The mediating role of academic emotions and psychological well-being in the relationship between perfectionism and academic stress in students. Journal of Applied Psychology Research. 2022; 13(2):283-302. [Link]
- Daneshgu F, Barzegar Bafrui K, Hasani H. Investigating the role of negative perfectionism and experiential avoidance in academic stress with the mediating role of fear of negative evaluation in students at Yazd University. Journal of Academy and Learning and Teaching. 2023. [DOI:10.30473/etl.2023.64123.3801]
- Mansouri K, Ashouri A, Gharaei B, Farahani H. Role of fear of failure, self-compassion, and intolerance of uncertainty as mediators in the relationship between academic procrastination and perfectionism. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology. 2022; 28(1):34-47. [DOI:10.32598/ijpcp.28.1.3706.1]
- Richardson C, Gradisar M. Perfectionism and insomnia in adolescents: The role of vulnerability to stress and gender. Journal of Adolescence. 2020; 85:70-9. [DOI:10.1016/j.adolescence.2020.10.003] [PMID]
- Mohamadhosinitabarnashli M, Nasrolahi B, Ghorbanjahromi R, Salahian A. [The effectiveness of schema therapy on women's self-esteem (Persian)]. Journal of Psychological Science. 2025; 24(149):87-106. [Link]
- Harper KL, Eddington KM, Lunsford J, Hoet AC. Perfectionism and the impact of intrinsic and extrinsic motivation in daily life. Journal of Individual Difference. 2020; 41(3):117–23. [DOI:10.1027/1614-0001/a000310]
- Moeidfar H, Yaghoubi H, Hasani Abadi HR, Mahdavian A. [The correlation of perfectionism and depression in students with the mediating role of rumination (Persian)]. Journal of Health Promotion Management. 2018; 7(6):1-8. [Link]
- Mahmoudzadeh R, Mohammadkhani S. [Perfectionism and Academic Procrastination: The mediating role of rumination (Persian)]. Clinical Psychology and Personality. 2020; 14(1):125-34. [Link]
- Karami J, Hatamian P. [The relationship between self-efficacy and perfectionism with academic burnout in students (Persian)]. Pajoohande. 2017; 21(4):186-91. [Link]
- Soliemanifar O. [The mediating role of self-efficacy beliefs (general and social) on the relationship between negative self-statements and social anxiety (Persian)]. International Journal of Behavior Sciences. 2015; 9(1):85-94. [Link]
- Klein RG, Dooley D, Lapierre K, Pitura VA, Adduono D. Trait perfectionism and competitiveness: conceptual similarities and differences in a lab-based competitive task. Personal Individual Differences. 2020; 153:109610. [DOI:10.1016/j.paid.2019.109610]
- Hashemi Golestan NS, Aghamohammadian Shahrebaf HR, Moienizadeh M. [Investigating the role of maladaptive schemas and personality traits in predicting students’ relational patterns with the mediating role of perfectionism (Persian)]. Medical Journal of Mashhad university of Medical Sciences. 2020; 62(5.1): 834-51. [DOI:10.22038/mjms.2020.15682]
- Jajarmi M, Zahmatkesh M. Comparison of metacognitive beliefs and perfectionism in individuals with obsessive-compulsive disorder and normal individuals. Educantion Research Journal. 2015; 43(10):25-36.
- Dozois DJA, Beck AT. Cognitive schemas, beliefs, and assumptions. In: Dobson KS, Dozois SJA, editors. Risk factors in depression. Amsterdam: Elsevier; 2008. [DOI:10.1016/B978-0-08-045078-0.00006-X]
- Young JE, Klosko JS, Weishaar ME. Schema therapy: A practitioner’s guide. New York: Guilford Press; 2003. [Link]
- Beck JS. Cognitive behavior therapy: Basics and beyond. New York: Guilford Publications; 2020. [Link]
- Klibert J, Lamis DA, Naufel K, Yancey CT, Lohr S. Associations between perfectionism and generalized anxiety: Examining cognitive schemas and gender. Journal of Ration Emotion Cognitive Behavior Therapy. 2015; 33:160-78. [DOI:10.1007/s10942-015-0208-9 ]
- Pourshahbaz A, Moloodi R, Mohammadkhani P, Fata L, Barani M, Egan SJ, Ghaderi A. An etiological and maintenance model of perfectionism. 2022. [Preprint] [DOI:10.21203/rs.3.rs-1235520/v1]
- Azizi Z, Naderian M. [Explaining the causal relationship between early maladaptive schemas and fear of negative appearance evaluation in cosmetic surgery applicants based on the mediating role of perfectionism (Persian)]. Journal of Psychiatry Nursing. 2024; 12(1):111-26. [Link]
- Sakhai Ardakani Z, Nikdel F, Taghvaei Nia A. [The effectiveness of schema therapy on rumination and procrastination in students (Persian)]. Journal of Modern Psychology Research. 2023; 18(70):107-14. [Link]
- Salmanpour H, Farid A, Salmanpour S, Ghasemzadeh A. [The relationship between early maladaptive schemas and perfectionism: Testing a causal model (Persian)]. Journal of Modern Psychological Researches. 2014; 9(35):81-97. [Link]
- Martin LL, Tesser A. Toward a motivational and structural theory of ruminative thought. In: Uleman JS, Bargh JA, editors. Unintended thought. New York: The Guilford Press; 1989. [Link]
- Amberly KP, Daphne AD, Amanda MR, Nicole AS, Norman BS. The role of cognitive processes of rumination. Personal Individual differences. 2015; 86:277-81. [DOI:10.1016/j.paid.2015.06.024]
- Cowdrey FA, Park RJ. The role of experiential avoidance, rumination, and mindfulness in eating disorders. Eating Behaviors. 2012; 13(2):100-5. [DOI:10.1016/j.eatbeh.2012.01.001] [PMID]
- Hill RW, Huelsman TJ, Furr RM, Kibler J, Vicente BB, Kennedy C. A new measure of perfectionism: The perfectionism inventory. Journal of Personality Assessment. 2004; 82(1):80-91. [DOI:10.1207/s15327752jpa8201_13] [PMID]
- Salari F, Moeinizadeh M, Asghari Ebrahimabad J. [The role of perfectionism in predicting marital satisfaction in married individuals with the mediating role of rumination (Persian)]. Research in Clinical Psychology and Counseling. 2024; 13(2):5-20. [DOI:10.22067/tpccp.2024.81682.1477]
- Ramezanpour F, Jouzi H. [Structural model of self-critical perfectionism and symptoms of depression, anxiety, and stress: The mediating role of experiential avoidance and rumination (Persian)]. Contemp Psychology. 2020; 15(2):33-48. [Link]
- Zarei S, Fouladvand A. [The relationship between self-esteem and maladaptive perfectionism with work addiction among healthcare workers: The mediating role of rumination (Persian)]. Iranian Journal of Psychiatric Nursing. 2022; 9(6):75-85. [Link]
- Moein M, Farahanifar M. [The effectiveness of schema therapy with an emphasis on schema modes on rumination and perfectionism in individuals with treatment-resistant obsessive-compulsive disorder (Persian)]. Rooyesh-e-Ravanshenasi Journal. 2024; 13(4):135-44. [Link]
- Memarzadeh L, Abdollahi A, Hosseinian S. [Investigating the structural relationships between perfectionism and rumination in women: The moderating role of psychological flexibility (Persian)]. Quarterly Journal of Psychological Studies. 2025; 21(3):7-23. [Link]
- Amirkalali S, Samari AA, Teymouri S, Saghaebi A. [Modeling Structural Equations of Psychological Well-being in Migraine Patients based on Perfectionism and Rumination with the Mediation Role of Negative Affect (Persian)]. Journal of Mashhad Univercity Medical Sciences. 2024; 67(2):478-93. [DOI:10.22038/mjms.2024.76901.4485]
- Zahn-Waxler C, Crick NR, Shirtcliff EA, Woods KE. The origins and development of psychopathology in females and males. In: Cicchetti D, Cohen DJ, editors. Developmental psychopathology: Volume one: Theory and method. 2nd ed. Hoboken: Wiley; 2015. 76-138. [DOI:10.1002/9780470939383.ch4]
- Torajizadeh M, Mohammadijalali F, Taghvae D. Comparison of the effects of functional analytic psychotherapy and schema therapy on emotional experiences with spouses, communication patterns, and rumination in couples. Applied Family Therapy. 2023; 4(5):173-91. [DOI:10.61838/kman.aftj.4.5.10]
- Khadem F, Emadian M, Alia S. Effectiveness of schema therapy on rumination, perfectionism, and thought-action fusion in women with obsessive-compulsive disorder. Applied Family Therapy. 2021; 2(1):541-65. [DOI:10.61838/kman.aftj.2.1.29]
- Pirayeh L, Bagooli H, Hosseini SE, Borzger M. Comparing emotional schema-based therapy and schema therapy in reducing rumination in patients with persistent depressive disorder (dysthymia). Journal of Affective Disorders. 2021; 11:124. [Link]
- Anayurt A, Yalçın İ. Investigation of relations between emotion regulation, early maladaptive schemas, cognitive flexibility, and rumination. Kastamonu Education Journal. 2021; 29(4):194-204. [DOI:10.24106/kefdergi.818048]
- Mehrabinia F, Shamsaee MM. [Examination of the association between early maladaptive schemas and anger rumination in students based on gender (Persian)]. Iranian Journal of Psychiatric Nursing. 2019; 6(1):1-8. [Link]
- Carlucci L, D’ambrosio I, Innamorati M, Saggino A, Balsamo M. Co-rumination, anxiety, and maladaptive cognitive schemas: when friendship can hurt. Psychology Research and Behavior Management. 2018; 11:133-144. [DOI:10.2147/PRBM.S144907] [PMID]
- Leahy RL. Emotional schema therapy: A bridge over troubled waters. In: Herbert JD, Forman EM, editors. Acceptance and mindfulness in cognitive behavior therapy: Understanding and applying new therapies. New Jersey: John Wiley & Sons; 2011. [DOI:10.1002/9781118001851.ch5]
- Nepon T, Flett GL, Hewitt PL, Molnar DS. Perfectionism, negative social feedback, and interpersonal rumination in depression and social anxiety. Canadian Journal of Behavioural Science. 2011; 43(4):297. [DOI:10.1037/a0025032]
- Taghvaeinia A, Rahimian Bogar E, Karani M. [The effectiveness of cognitive-behavioural coaching on negative prefectionism and scholastic self-handicapping among students (Persian)]. Journal of Research in Educational Science. 2019; 13(46):95-110. [Link]
- Habibi A, Adnoor M. [Structural equation modeling and factor analysis (Persian)]. Tehran: Jahad Daneshgahi Publications; 2017. [Link]
- Kline RB. Principles and practice of structural equation modeling. New York: Guilford Publications; 2023. [Link]
- Young JE, Brown G. Young schema questionnaire-short form; Version 3. Psychological Assessment. 2005. [DOI:10.1037/t67023-000]
- Young JE. Klosko JS, Weishaar ME.Schema therapy: A practitioner’s guide. New York: Guilford Press; 2003. [Link]
- Schmidt NB, Joiner TE, Young JE, Telch MJ. The schema questionnaire: Investigation of psychometric properties and the hierarchical structure of a measure of maladaptive schemas. Cognitive Therapy and Research. 1995; 19:295-321. [DOI:10.1007/BF02230402]
- Ahi G, Mohamadifar M, Besharat MA. [Validating of the early maladaptive schema scale (short form) (Persian)]. Journal of Psychology & Education. 2007; 37(3):5-20. [Link]
- Yoosefi N, Etemadi O, Bahrami F, Fatehizade MA, Ahmadi SA. An investigation on early maladaptive schema in marital relationships as predictors of divorce. Journal of Divorce Remarriage. 2010; 51(5):269-92. [DOI:10.1080/10502551003651951]
- Terry-Short L, Owens RG, Slade PD, Dewey ME. Positive and negative perfectionism. Personal Individual Difference. 1995; 18(5):663-78. [DOI:10.1016/0191-8869(94)00192-U]
- Besharat MA. Evaluating psychometric properties of Farsi version of the positive and negative perfectionism scale. Psychology Report. 2005; 97(1):33-42. [DOI:10.2466/pr0.97.1.33-42] [PMID]
- Haase AM, Prapavessis H. Assessing the factor structure and composition of the positive and negative perfectionism scale in sport. Personal Individual Difference. 2004; 36(7):1725-40. [DOI:10.1016/j.paid.2003.07.013]
- Nolen-Hoeksema S, Morrow J. A prospective study of depression and posttraumatic stress symptoms after a natural disaster: The 1989 loma prieta earthquake. Journal of Personal Society Psychology. 1991; 61(1):115. [DOI:10.1037//0022-3514.61.1.115] [PMID]
- Mansouri A, Bakhshipour RA, Mahmoud M, Farnam A, Fakhari A. [The comparison of worry, obsession and rumination in individuals with generalized anxiety disorder, obsessive-compulsive disorder, major depression disorder, and normal individuals (Persian)]. Journal of Psychological Studies. 2011; 7(4):55-74. [DOI:10.22051/psy.2011.1535]
- Meyers LS, Gamst G, Guarino AJ. Applied multivariate research: Design and interpretation. New York: Sage Publications; 2016. [DOI:10.4135/9781071802687]
- Sobel ME. Asymptotic confidence intervals for indirect effects in structural equation models. Sociological Methodology. 1982; 13:290-312. [DOI:10.2307/270723]