XML English Abstract Print


1- گروه مطالعات اعتیاد، دانشکدۀ علوم رفتاری و سلامت روان، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران
2- گروه مطالعات اعتیاد، دانشکدۀ علوم رفتاری و سلامت روان، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران ، roshanpajouh@gmail.com
3- گروه مطالعات اعتیاد، دانشکدۀ علوم رفتاری و سلامت روان، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران و دانشکده علوم رفتاری و مغزی، دانشگاه تگزاس در دالاس، ریچاردسون، تگزاس، ایالات متحده آمریکا
4- گروه روان‌شناسی بالینی، دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران.
چکیده:   (88 مشاهده)

اهداف: اختلال مصرف حشیش با وسوسه شدید مصرف و نقص در عملکردهای اجرایی، از جمله کنترل بازداری و انعطاف‌پذیری شناختی، همراه است؛ دو عاملی که می‌توانند در قالب چرخه‌ای متقابل موجب تداوم مصرف و افزایش احتمال عود شوند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی تحریک مکرر مغناطیسی مغز (rTMS)، بازتوانی شناختی رایانه‌ای (CR) و مداخله ترکیبی آن‌ها بر عملکردهای اجرایی، وسوسه مصرف و شاخص‌های نوروفیزیولوژیکی در افراد مبتلا به اختلال مصرف حشیش انجام شد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش یک کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده با طرح فاکتوریل 2×2 بود. چهل فرد مبتلا به اختلال مصرف حشیش، با میانگین سنی 32.4±5.6 سال، به‌صورت تصادفی در چهار گروه مداخله ترکیبی rTMS+CR، فقط rTMS، فقط CR و کنترل قرار گرفتند. مداخلات طی چهار هفته و در 20 جلسه اجرا شد. عملکردهای اجرایی، وسوسه مصرف و شاخص‌های الکتروانسفالوگرافی کمی در سه مرحله خط پایه، پایان هفته چهارم و پیگیری هفته هشتم ارزیابی شدند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته و تحلیل واریانس فاکتوریل دوطرفه تجزیه‌وتحلیل شدند.
یافته‌ها: گروه مداخله ترکیبی بیشترین بهبود را در کنترل بازداری بر اساس آزمون استروپ (F(6,72)=6.45, p<0.001, ηp²=0.30) و انعطاف‌پذیری شناختی بر اساس آزمون TMT-B (F(6,72)=7.12, p<0.001, ηp²=0.37) نشان داد. وسوسه مصرف در گروه ترکیبی حدود 20 درصد کاهش یافت که بیشتر از گروه فقط CR با 12.9 درصد، گروه فقط rTMS با 4.7 درصد و گروه کنترل با 3.5 درصد بود. در شاخص‌های QEEG، افزایش معناداری در توان تتا، بتا و گاما در نواحی پیش‌پیشانی و پیشانی و افزایش پایدار توان آلفا در ناحیه آهیانه‌ای مشاهده شد. همچنین، اتصال عملکردی باند دلتا میان نواحی پیشانی و آهیانه‌ای در گروه ترکیبی تقویت شد و بخشی از این تغییرات در پیگیری چهار هفته‌ای نیز پایدار ماند. بااین‌حال، در تحلیل فاکتوریل، اثر تعاملی rTMS×CR فقط برای توان آلفای آهیانه‌ای معنادار بود (F(1,36)=4.63, p=0.038, ηp²=0.11) و برای وسوسه مصرف، استروپ و TMT-B به سطح معناداری نرسید.
نتیجه‌گیری: مداخله ترکیبی rTMS و بازتوانی شناختی در مقایسه با هر یک از مداخلات به‌تنهایی با بهبود بیشتر شاخص‌های نوروفیزیولوژیکی، عملکردهای اجرایی و وسوسه مصرف همراه بود. بااین‌حال، شواهد آماری هم‌افزایی به توان آلفای آهیانه‌ای محدود بود و برتری مشاهده‌شده در پیامدهای رفتاری را نمی‌توان به‌طور قطعی به هم‌افزایی دو مداخله نسبت داد. با توجه به حجم نمونه محدود و نبود سنجش عینی مصرف واقعی حشیش، تأیید این یافته‌ها به مطالعاتی با حجم نمونه بیشتر، پیگیری طولانی‌تر و سنجش‌های زیستی مصرف نیاز دارد.
 

     
نوع مطالعه: پژوهشي اصيل | موضوع مقاله: روانپزشکی و روانشناسی
دریافت: 1404/8/14 | پذیرش: 1405/4/28

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb