مقدمه
پارانویا بهصورت مدل آشفتهای از تفکر تعریف شده است که با بیاعتمادی یا بدگمانی شدید و غیرمنطقی ولی مداوم افراد و تمایل برای تفسیر اعمال دیگران بهصورت تهدیدکننده یا تحقیرآمیز مشخص میشود [
1]. فریمن و گارتی [
2] اندیشهپردازی پارانوئید را بهعنوان باور به اینکه که آسیبی رخ میدهد یا قرار است رخ دهد و اینکه آزاردهنده قصد دارد به فرد آسیب برساند، تعریف کردهاند. اندیشهپردازی پارانوئید در یک طیفی از بیاعتمادی و شک خفیف تا هذیانهای کامل قرار دارد [
3].
اگرچه شیوع اختلال شخصیت پارانوئید در حدود 5 درصد براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی-ویرایش پنجم تخمین زده شده است [
4]، اما اندیشهپردازی پارانوئید در جمعیت عمومی رایج است [
5] که سؤالاتی را درمورد عواملی که در پارانویای شدید یا بالینی نقش دارند برمیانگیزاند [
6]. پژوهشها نشان میدهد عقاید پارانوئید، پیامدهای روانشناختی جدی دارد [
7-9]. پارانویا را همچنین میتوان بهعنوان پاسخی به ادراک تهدید بین فردی در نظر گرفت [
10].
تجربه های اولیه زندگی تأثیر طولانیمدت گستردهای بر رشد رفتاری و روانشناختی دارند [
9] تجربههای منفی اوایل زندگی، یکی از عوامل خطری است که ارتباط معنیداری با افزایش خطر آسیبشناسی روانی مانند اضطراب و افسردگی، رفتارهای تخریبی، رفتارهای ضداجتماعی و سوء مصرف مواد [
11]، سایکوز [
12]، رفتارهای خودکشی [
13]، توهم و افکار خودکشی [
14] دارد. تجربیات اولیه زندگی با اندیشهپردازی پارانویا ارتباط دارد [
15-17].
تجارب تهدیدکننده بین فردی در ایجاد احساس شرم بهعنوان یکی از هیحانهای منفی، نقش مهمی دارد [
18]. شرم با اختلالهای روانی ازقبیل افسردگی، اندیشهپردازی خودکشی، اضطراب، پارانویا، اختلال استرس پس از سانحه، اختلالهای خوردن و اختلالهای شخصیت ارتباط دارد [
19، 20]. شرم با اندیشهپردازی پارانویا [
21،
17،
22] و تجربیات اولیه زندگی [
23، 24] ارتباط دارد.
خودانتقادگری با فرآیند تنظیم هیجان ناسازگارنه با هذیانهای گزند و آسیب [
25]، اندیشهپردازی پارانویا [
26] و تجربیات اولیه زندگی [
27] ارتباط دارد. مهدویراد و همکاران [
28] در پژوهشی به بررسی نقش واسطهای شرم و خودانتقادگری در رابطه میان سبکهای دلبستگی با شدت علائم افسردگی پرداختند. نتایج مهدویراد و همکاران [
28] نشان دادند مسیر دلبستگی ناایمن مضطرب-اجتنابی و مسیر دلبستگی ناایمن مضطرب-دوسوگرا بهشدت علائم افسردگی با میانجیگری شرم و خودانتقادگری معنیدار است. کاروالهو و همکاران [
21] در مطالعهای به بررسی نقش شرم و خودانتقادگری و خاطرات هیجانی اولیه در اندیشهپردازی پارانوئید در نوجوانان پرداختند. یافتههای آنها نشان داد شرم، خودانتقادگری و خاطرات هیجانی اولیه 26 تا 48 درصد اندیشهپردازی پارانوئید را بهویژه در اشکال شدید تبیین میکند. نوجوانانی که سطوح بالاتری از شرم بیرونی و انتقاد از خود دارند، افکار پارانوئیدی شدیدتری دارند [
29، 30]. افراد مبتلا به باورهای پارانوئید نسبت به دیگران و انتقاد از خود احساس آسیبپذیری میکنند [
26]. این افراد پارانوئید ممکن است بفهمند دشوار هست که خودشان را آرام کنند یا خوداطمینانبخشی کنند [
31]. تجارب شرمساری (مثلاً انتقاد شدید، رها شدن، بیتوجهی یا طرد شدن توسط مراقبین) در توضیح افکار پارانوئید چه در نمونههای بالینی و چه در نمونههای غیربالینی داشته باشد [
32،
17].
افکار پارانوئیدی مکرر میتواند به الگوهای ناکارآمد شناختی، عاطفی و یا رفتاری بیشتر منجر شود که بهطور قابلتوجهی در دستیابی به اهداف مهم زیستی-روانی-اجتماعی تداخل میکند و اهمیت درک عواملی که باعث ایجاد و حفظ این استراتژیهای دفاعی میشوند را تقویت میکند. مدل مفهومی پژوهش را در
تصویر شماره 1 میبینید.
درک تفکر پارانوئید در جمعیتهای غیربالینی برای کاهش تعارضات اجتماعی و بین فردی ناشی از این فرآیند فکری خاص و کاهش آسیبپذیری در برابر مشکلات روانی اجتماعی/آسیبشناسی روانی ضروری است. باتوجهبه ماهیت پیچیده و چندبعدی تجربیات اولیه زندگی با اندیشهپردازی پارانویا، به نظر میرسد رابطه بین این دو متغیر بهصورت خطی و مستقیم نباشد و متغیرهایی در رابطه بین آنها مداخله کنند. باتوجهبه نقش شرم و خودانتقادگری، شاید در رابطه بین تجربیات اولیه زندگی با اندیشهپردازی پارانویا، نیز نقش میانجی را ایفا کنند. باتوجهبه اهمیت اندیشهپردازی پارانوئید و ارتباط آن با اختلالات روانپزشکی [
7-9]، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای شرم و خودانتقادگری در رابطه بین تجربیات اولیه زندگی و اندیشهپردازی پارانویا انجام شد.
روش
طرح مطالعه همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 2021 -2022 بود. تعیین حداقل حجم نمونه در مدلیابی معادلات ساختاری مهم است. اگر از مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شود، حدود 20 نمونه برای هر عامل لازم است [
33]. ازطرفدیگر حجم نمونه بالاتر از 200 برای مدلیابی معادلات ساختاری خوب توصیه شده است [
34، 35]. بنابراین 272 نفر به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. روش گردآوری دادههای مطالعه حاضر بهصورت تکمیل پرسشنامه بود که پس از کسب رضایت افراد، در اختیار دانشجویان قرار میگرفت. افراد شرکتکننده در پژوهش آزاد بودند در هر مرحله از پژوهش از ادامه همکاری صرفنظر کنند. معیارهای ورود به پژوهش شامل رضایت از شرکت در پژوهش، داشتن زمان کافی برای پاسخ به پرسشنامهها، دانشجو بودن و داشتن حداقل 18 سال سن بود. این پژوهش با مجوز مسئولین دانشگاه علوم پزشکی اهواز جهت ورود به محیط پژوهش و اخذ کد اخلاق بود. بهمنظور رعایت قوانین و اصول اخلاقی پژوهش به شرکتکنندگان اطمینان داده میشود که اطلاعات گردآوریشده بهصورت محرمانه حفظ میشود. شرکتکنندگان حق انصراف از ادامه شرکت در طرح تحقیقاتی داشتند هر زمان که تمایل به ادامه نداشتند.
از شرکتکنندگان درخواست شد ابزارهای شرم، افکار پارانویا، تجربههای اولیه زندگی و فرم کوتاه شکلهای خودانتقادگری/خوداطمینانبخشی را تکمیل کنند. قبل از تکمیل پرسشنامه جهت رعایت ملاحظات اخلاقی، اهداف پژوهش به آنها توضیح و به آنها اطمینان داده شد اطلاعات جمعآوریشده بهصورت گروهی تحلیل خواهد شد.
ابزارها
مقیاس افکار پارانویا گرین-8
این مقیاس را گرین و همکاران [
36] ساختهاند و بهعنوان مقیاسی رایج برای سنجش افکار پارانوئید به کار میرود. یک مقیاس 8 موارد است که بهصورت 5 گزینهای لیکرتی از اصلاً (1) تا کاملاً (5) نمرهگذاری میشود. این مقیاس دارای ساختار تک عاملی است و از ویژگیهای روانسنجی بسیار مناسبی برخوردار است [
36].
مقیاس تجربههای اولیه زندگی (ELES)
مقیاس تجربههای اولیه زندگی یک مقیاس 15 موردی است که گیلبرت [
37] آن را ساخته است و به بررسی اهمیت و ارزش ارزیابی یادآوری رفتارها و تجربیات عاطفی شخصی از دوران کودکی میپردازد. آزمودنیها به موارد براساس یک مقیاس لیکرتی از 1 (کاملاً درمورد من صدق میکند) تا 5 (کاملاً درمورد من نادرست است) پاسخ میدهند. این مقیاس دارای ویژگیهای روانسنجی مطلوبی میباشد [
37]. نسخه فارسی این مقیاس را خانجانی و همکاران [
38] هنجاریابی کردهاند. نتایج نشان داد ELES یک ابزار پایا و معتبر با همسانی درونی خوب (0/74) و پایایی آزمون-بازآزمایی (0/88) است. در رابطه با روایی همگرا، ELES همبستگی مثبت و معنیداری با دشواری در تنظیم هیجان (r=0/26) و ویژگیهای شخصیت مرزی (r=0/37) نشان داد. همچنین رابطه منفی معنیداری با شفقت به خود نشان داد (0/45=r) که بیانگر روایی واگرای مطلوب است.
مقیاس شرم بیرونی و درونی(EISS)
این مقیاس دارای 8 مورد میباشد که برای سنجش شرم درونی و بیرونی به کار میرود. هر مورد براساس یک مقیاس لیکرتی 5 درجهای از هرگز (0) تا همیشه (4) نمرهگذاری میشود. این مقیاس از ویژگیهای روانسنجی مطلوبی برخوردار است [
39]. آلفای کرونباخ برای شرم بیرونی 0/80 و برای شرم درونی 0/82 به دست آمد. آلفای کل مقیاس شرم 0/89 به دست آمد [
39]. ابوسعیدی و همکاران [
40] به بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی پرداختند نتایج تحلیل عاملی تأییدی ابوسعیدی و همکاران [
40] نشان داد مقیاس دارای ساختار دو عاملی بوده و از روایی تأییدی خوبی برخوردار است. ضرایب آلفای کرونباخ برای شرم درونی 0/71، برای شرم بیرونی 0/78 و برای مقیاس کل 0/85 بود.
فرم کوتاه مقیاس شکلهای خودانتقادگری/خوداطمینانبخشی (FSCRS-SF)
این مقیاس ابزار خودگزارشی 14 سؤالی است که برای ارزیابی اینکه چطور افراد در مواجه با شکست و نقایص فکر میکنند و واکنش نشان میدهند به کار میرود. شرکتکنندگان به موارد در مقیاس 5 درجهای لیکرت از اصلاً شبیه من نیست (0) تا کاملاً شبیه من است [
4] پاسخ میدهند. این مقیاس از ویژگیهای روانسنجی مطلوبی برخوردار است [
41]. در مطالعه خانجانی و همکاران [
42] همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ 0/87 به دست آمد.
تحلیل
برای تحلیل دادهها از میانگین و انحرافمعیار، فراوانی و درصد همبستگی با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 24 و مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار لیزرل نسخه 8۰/۸ استفاده شد. جهت بررسی فرضیهها از تحلیل مسیر به روش مدلیابی معدلات ساختاری استفاده شده است. بهمنظور برازش مدل از شاخصهای برازش مجذور کایاسکوئر به درجه آزادی (χ2/df)، شاخص برازش تطبیقی، شاخص نیکویی برازش، شاخص نیکوئی برازش تعدیلشده، شاخص برازش افزایشی، شاخص برازش نسبی، شاخص برازش هنجارشده، شاخص برازش هنجارنشده، شاخص ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده و شاخص ریشه میانگین مربعات خطای برآورد استفاده شد. معمولاً نسبت χ2/df کمتر از 3 نشاندهنده برازش خوب مدل است. بااینحال این شاخص بهشدت تحت تأثیر حجم نمونه قرار دارد و ارقام بالاتر از 3 نیز باتوجهبه حجم نمونه میتواند حاکی از برازش مدل باشد. معمولاً ضریب RMSEA کمتر از 08/0، SRMR کمتر از 0/09، شاخصهای برازش CFI، GFI، AGFI، IFI، RFI، NFI و NNFI بالاتر از 0/90 (مقادیر بین 0/80-0/90: برازش مناسب و مرزی) و AGFI بالاتر از 0/85 حاکی از قابلقبول بودن شاخصهای برازش تحلیل عاملی تأییدی است [
43، 44]. در پژوهش حاضر برای تعیین معنیداری رابطه میانجی از آزمون بوت استروپ در برنامه ماکرو آزمون پریچر و هیز بر روی نرمافزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. بوت استرپ قدرتمندترین و منطقیترین روش را برای دستیابی اثرات غیرمستقیم فراهم میکند [
45]. درنتیجه این روش اگر حد بالا و حد پایین درصد برای مسیر میانجی همعلامت باشد (هر دو مثبت یا هر دو منفی) و یا مقدار صفر بین این دو حد قرار نگیرد، مسیرعلی غیرمستقیم معنیدار است.
یافته ها
در این پژوهش 272 دانشجو با دامنه سنی 18-40 سال و میانگین سنی 3/70±24/4 شرکت کردند. توزیع جنسیتی شرکتکنندگان بهصورت 97 نفر (35/7 درصد) پسر و 175 نفر ( 64/3 درصد) دختر بود. مدرک تحصیلی شرکتکنندگان در پژوهش 18 نفر (6/6 درصد) فوق دیپلم، 112 نفر (41/2 درصد) کارشناسی، 37 نفر (13/6 درصد) کارشناسی ارشد و 71 نفر (26/1 درصد) دکتری بود. 225 نفر از شرکتکنندگان (82/7 درصد) مجرد و 47نفر (17/3درصد) متأهل بودند. 21 نفر (7/7) سابقه بیماری روانی داشتند و 251 نفر (92/3 درصد) سابقه بیماری اعصای و روان نداشتند. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد بین مردان و زنان در اندیشهپردازی پارانوئید تفاوت معنیداری وجود ندارد(P>0/05).
(0/05
نتایج جدول شماره 1 نشان میدهد بین متغیرها همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد (P>0/01).

در پژوهش حاضر مدل فرضشده (تصویر شماره 1)، رابطه بین اندیشهپردازی پارانوئید و تجربههای اولیه زندگی با میانجیگری شرم و خودانتقادگری بررسی شد. در ابتدا پیشفرضهای الگویابی معادلات ساختاری شامل سطح دادهها برای تمام متغیرها فاصلهای بود، نرمال بودن دادهها، عدم وجود دادههای پرت، خطی بودن و عدم وجود همخطی چندگانه، بررسی شد که مفروضهها رعایت شده بود. همانطورکه در جدول شماره 2 مشاهده میشود شاخصهای برازش نشان میدهند مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخودار است.

همانطورکه در تصویر شماره 2 قابلمشاهده است، بررسی مدل مفروض نشان داد رابطه بین تجارب اولیه زندگی و اندیشهپرداز پارانوئید بهواسطه شرم و خودانتقادگری میانجیگری میشود. چنانکه در این تصویر میبینید خودانتقادگری تأثیر مستقیم بر اندیشهپردازی پارانوئید دارد اما این تأثیر معنیدار نیست (t=1/42 و B=0/15).

تجربیات اولیه زندگی تأثیر مستقیم بر اندیشهپردازی پارانوئید دارد اما این تأثیر معنیدار نیست (0/16=ß و t=1/14)، شرم تأثیر مستقیم بر اندیشهپردازی پارانوئید دارد که معنیدار است (0/42=ß و t=3/40)، تجربیات اولیه زندگی تأثیر مستقیم بر شرم دارد که معنیدار است (0/79=ß و t=10/33) و تجربیات اولیه زندگی تأثیر مستقیم بر خودانتقادگری دارد که معنیدار است (0/73=ß و t=3/13). در مدل ساختار معنیداری ضریب مسیر با استفاده از مقدار t مشخص میشود. چنانچه مقدار t بیشتر از 1/96 باشد ارتباط دو سازه معنیدار است.
در پژوهش حاضر برای ارزیابی رابطه میانجی از آزمون بوت استرپ استفاده شد. مسیر تجربیات اولیه زندگی به اندیشهپردازی پارانوئید با میانجیگری شرم با ضریب استاندارد 0/25 در سطح 0/05 معنیدار است، درحالیکه مسیر تجربیات اولیه زندگی به اندیشهپردازی پارانوئید با میانجیگری خودانتقادگری با ضریب استاندارد 0/02 در سطح 0/05 معنیدار نیست (جدول شماره 3).

بحث
تاجاییکه میدانیم این اولین مطالعهای است که به بررسی نقش واسطهای شرم و خودانتقادگری در رابطه بین تجارب اولیه زندگی و اندیشهپردازی پارانوئید میپردازد. نتایج نشان داد شرم و خودانتقادگری رابطه بین تجربیات اولیه زندگی با اندیشهپردازی پارانوئید را میانجیگری میکنند. میلز و همکاران [26] به بررسی رابطه باورهای پارانوئید با خودانتقادگری در دانشجویان پرداختند. باورهای پارانوئید با اشکال و کارکردهای خودانتقادگری بهویژه نفرت از خود و آزار و آسیب به خود ارتباط دارد. رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد نفرت از خود حتی پس از کنترل افسردگی و اطمینان به خود، پیشبینیکننده افکار پارانوئید باقی میماند [26]. کاروالهو و همکاران [21] نشان دادند شرم، خودانتقادگری و خاطرات هیجانی اولیه، 26 تا 48 درصد اندیشهپردازی پارانوئید را بهویژه در اشکال شدید تبیین میکنند. کاستیلو و همکاران نشان دادند شرم بیرونی ارتباط بین افکار پارانویا و امنیت اجتماعی را میانجیگری میکند [46]. سالاریان و همکاران [47] در پژوهشی به بررسی رابطه تجربههای اولیه قربانی شدن مرتبط با تصویر بدن و شدت نشانههای پرخوری با میانجیگری شرم نسبت به تصویر بدن و خودانتقادگری پرداختند. نتایج سالاریان و همکاران [47] نشان داد خودانتقادگری و شرم از تصویر بدن میتواند ارتباط بین تجربههای قربانی شدن اولیه مرتبط با تصویر بدن و شدت نشانههای پرخوری را در نمونه ایرانی میانجیگری کند.
در مطالعات مربوط به جمعیتهای غیربالینی، پارانویا با باورهای مربوط به خود (اغلب شامل ارزیابیهای منفی از خود) و تجربیات نامطلوب زندگی مرتبط بود [48، 49]. فریمن و همکاران [6] دریافتند پارانویا با رفتار مطیعانه، مقایسههای اجتماعی منفی و ادراک از رتبه اجتماعی پایین مرتبط است. افرادی که خود را پستتر از دیگران میدانند (مخصوصاً احساس میکنند کنار گذاشته شدهاند) ممکن است در مقابل طرد شدن و حملات آسیبپذیرتر شوند که ممکن است در بروز پارانویا نقش داشته باشد.
فریمن و همکاران [50] مدلی از پارانویا را براساس فرآیند اصلی تهدید ایجاد کردهاند. در مدل آنها، تهدید موجب میشود محرکهای غیرعادی یا ازنظر احساسی مهم که جستوجوی معنی را تحریک میکنند و این فرآیند باورهای پارانوئیدی مختلف را فعال و بیشتر احساس تهدید را تحریک میکند. همچنین ممکن است چنین تجربیاتی دسترسی مستقیمتری به سیستمهای تهدید اصلی داشته باشند و این تجربه درونی تهدید است که سپس توضیحاتی از نوع پارانوئید ایجاد میکند.
این امکان وجود دارد که افراد مبتلا به باورهای پارانوئید نسبت به دیگران و انتقاد از خود احساس آسیبپذیری کنند. بهعنوانمثال، انجام یک اشتباه ممکن است باعث عصبانیت بسیاری از خود شود، زیرا خود را ناامید کرده یا خود را در برابر دیگران آسیبپذیر کرده است. در این صورت، ممکن است یک فعالسازی تعمیمیافته «حساسیت حمله» وجود داشته باشد که میتواند هم از بیرون و هم از درون خود ایجاد شود [26]. علاوهبراین افراد پارانوئید ممکن است بفهمند دشوار است که خودشان را آرام کنند یا خوداطمینانبخشی کنند [31]. بهخصوص اگر فاقد خاطرات درونی و طرحواره از دیگران بهعنوان اطمینانبخش، مفید و کمککننده باشند.
تجارب شرمساری (مثلاً انتقاد شدید، رها شدن، بیتوجهی یا طرد شدن توسط مراقبین) میتواند تأثیر عمدهای بر ایجاد طرحوارههای شخصی و طرحوارههایی درمورد دیگران داشته باشد. اثرات الگوهای تعامل خشنتر با والدین میتواند تأثیر طولانی مدتی در فرآیندهای فکری و بین فردی داشته باشد و از تأثیرات احساس شرم در بزرگسالی در توضیح افکار پارانوئید چه در نمونههای بالینی و چه در نمونههای غیربالینی پیشی بگیرد [32، 17].
نوجوانانی که بیشتر تجربیات شرم اولیه و سطوح بالاتری از شرم بیرونی و انتقاد از خود را به یاد میآورند، افکار پارانوئیدی شدیدتری دارند که با ارتباط مثبت بین افکار پارانوئید، تجربیات اولیه شرم و انتقاد از خود همسویی دارد [29، 30]. به نظر میرسد افرادی که تمایل دارند باور کنند دیگران آنها را پستتر، بیارزش یا ضعیف میدانند و همین عقاید را درمورد خود درونی میکنند، در معرض خطر بیاعتمادی به نیت دیگران و داشتن باورهای قویتر مبنی بر داشتن نیتهای مضر نسبت به خود هستند. ازسویدیگر، بهدلیل جایگاه پایینتر درکشدهشان، افراد ممکن است خود را شایسته این آزار و شکنجه بدانند.
این مطالعه اهمیت حمایت والدین و نیاز به مداخله در سطح آموزش والدین از سنین پایین را تقویت میکند. همچنین، نیاز به پرداختن به فرآیندهای شرمساری و خودانتقادی برای جلوگیری از ایدهپردازی پارانویا بالینی در دانشجویان مورد تأکید است. این امر بهویژه بهدلیل تأثیر قابلتوجه افکار پارانوئید بر آسیبشناسی روانی در زندگی بزرگسالی و در تعاملات اجتماعی اهمیت دارد.
تعمیم روابط علّی بهدلیل ماهیت مقطعی مطالعه باید با احتیاط صورت گیرد. نگرانیهای عمدهای در نعمیمدهی از یک جمعیت دانشجویی (جوان و عمدتاً زن) به یک جمعیت بالینی وجود دارد. همچنین نگرانیهایی درمورد نحوه اندازهگیری افکار پارانوئید وجود دارد. همچنین ممکن است برخی از دانشجویان با وجود ناشناس بودن و محرمانگی که افشای افکار و تجربیات فرد را تسهیل نمیکند، به پرسشنامهها به شکل مطلوب اجتماعی پاسخ داده باشند.
تحقیقات آینده باید ایجاد افکار پارانوئیدی در جوانان را در طول عمر و همچنین مقایسه جمعیتهای عمومی با نمونههای در معرض خطر یا بالینی یا تأثیر سایر عوامل جمعیتشناختی، روانشناختی یا فرهنگی که در مطالعه حاضر موردتوجه قرار نگرفته است را در نظر بگیرند.
نتیجهگیری
براساس نتایج میتوان گفت تجربههای اولیه در دوران کودکی باعث ایجاد شرم و خودانتقادگری در افراد میشود که با پیدایش اندیشهپردازی پارانوئید همراه است. بنابراین متغیرهای شرم و خودانتقادگری را میتوان در تدوین مداخلات درمانی برای اندیشهپردازی پارانوئید در نظر گرفت. علاوهبراین، منابع استراتژیهای نسل سوم درمان شناختی رفتاری (CBT)(درمانهای متمرکز بر ذهنآگاهی و شفقت) مکان امیدوارکنندهای برای بهبود فرآیندهای خودانتقادی و شرم در زمان شروع و قبل از شروع است، زیرا این روشها رویکردهای مؤثری نیز در جمعیت جوانان بودهاند [51]. با وجود معقول بودن مدل موردبررسی در اینجا، ممکن است مدلهای توضیحی همزمان دیگری برای این روابط با استفاده از متغیرهای دیگر یا در نظر گرفتن انواع یا جهتهای ارتباط دیگر وجود داشته باشد.
ملاحظات اخلاقی
این تحقیق دارای کد اخلاق به شماره IR.AJUMS.HGOLESTAN.REC.1400.060 از کمیته اخلاق بیمارستان گلستان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز میباشد.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از پایاننامه نریمان نجفی، رشته پزشکی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز است و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت داشتند..
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
از تمام دانشجویانی که در این تحقیق شرکت کردند صمیمانه تشکر و قدردانی میشود.