دوره 31، شماره 1 - ( 5-1404 )                   جلد 31 شماره 1 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Karstensen V, Olsen G, Bastholm M. Exploring Pain Acceptance and Health Literacy as Predictors of Pain Intensity: A Cross-Sectional Study. IJPCP 2025; 31 (1)
URL: http://ijpcp.iums.ac.ir/article-1-4169-fa.html
کارستنسن والری، اولسن جفری، باستولم ماتیاس. پذیرش درد و سواد سلامت به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده شدت درد: یک مطالعه مقطعی. مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران. 1404; 31 (1)

URL: http://ijpcp.iums.ac.ir/article-1-4169-fa.html


1- گروه تحقیقات بهداشت منطقه‌ای، دانشگاه جنوب دانمارک، اودنسه، دانمارک. ، valekarstensen@health.sdu.dk
2- مراقبت‌های بهداشتی، تحقیق و نوآوری لایوا ، ۱۴۳۴ کپنهاگ، دانمارک.
3- گروه بهداشت عمومی، واحد تحقیقاتی پزشکی عمومی، دانشگاه جنوب دانمارک، ۲۵۳۰ اودنسه، دانمارک.
متن کامل [PDF 4290 kb]   (297 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (621 مشاهده)
متن کامل:   (108 مشاهده)
مقدمه
پذیرش درد مفهومی است که در مطالعات مدیریت درد بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این مفهوم شامل پذیرش وجود درد بدون تلاش برای کاهش، تغییر یا اجتناب از آن است که نتیجه آن زندگی معنادار با وجود درد است [1-5]. چارچوب نظری پذیرش درد از ذهن‌آگاهی و رویکردهای مبتنی بر پذیرش سرچشمه می‌گیرد و نشان می‌دهد مبارزه با درد می‌تواند رنج را تشدید کند، درحالی‌که پذیرش درد می‌تواند به کاهش پریشانی مرتبط با آن و بهبود عملکرد منجر شود [6-12]. مطالعات نشان داده‌اند سطوح بالاتر پذیرش درد با سطوح پایین‌تر ناتوانی، افسردگی و شدت درد مرتبط است [13-18]. ازآنجایی‌که مفهوم پذیرش درد به‌طور فزاینده‌ای به‌دلیل نقش آن در مدیریت درد مزمن شناخته شده است، مطالعات همواره نشان می‌دهند افرادی که رویکرد پذیرش نسبت به درد خود اتخاذ می‌کنند، کمتر دچار اختلالات روانی می‌شوند، عملکرد عاطفی بهتری دارند و با وجود درد، بیشتر در فعالیت‌های زندگی شرکت می‌کنند [1، 2، 4، 13، 19]. این تغییر از تمرکز سنتی بر کاهش درد به سوی پذیرش و هم‌زیستی با درد، نشانه‌ای از یک تحول قابل‌توجه در الگوهای درمان درد مزمن است.
سواد سلامت، به‌عنوان یکی دیگر از متغیرهای کلیدی در این مطالعه، نه‌تنها ظرفیت دسترسی و درک اطلاعات سلامت، بلکه شایستگی استفاده از این اطلاعات را در تصمیم‌گیری آگاهانه سلامت دربر می‌گیرد [20-25]. در زمینه درد مزمن، سواد سلامت شامل درک راهکارهای مدیریت درد، دستورالعمل‌های دارویی و نحوه هدایت در سیستم بهداشت و درمان است [25]. تحقیقات نشان می‌دهد سواد سلامت ناکافی با پیامدهای بدتر درد و افزایش خطر تفسیر نادرست اطلاعات مربوط به درد مرتبط است که می‌تواند به راهکارهای مدیریت درد ناکارآمد منجر شود [20، 26]. 
شدت درد یا تجربه ذهنی درد، معیاری مهم در تحقیق و مدیریت درد است و تحت تأثیر عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است. ماهیت فراگیر درد مزمن می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی بر سلامت جسمی و روانی فرد تأثیر بگذارد و نیاز به درک عواملی را که درک و شدت درد را تعدیل می‌کنند، برجسته می‌کند [27، 28]. بنابراین، درک عواملی که بر شدت درد تأثیر می‌گذارند - از جمله مؤلفه‌های روان‌شناختی مانند پذیرش درد و سواد سلامت - برای توسعه استراتژی‌های جامع مدیریت درد که با ماهیت چندوجهی درد مزمن سروکاردارد، ضروری است.
بررسی مطالعات انجام‌شده نشان‌دهنده تعاملی پیچیده بین پذیرش درد، سواد سلامت و شدت درد است. به‌عنوان‌مثال، بوئر و همکاران نقش ذهن‌آگاهی و پذیرش را در کاهش اثرات فاجعه‌سازی بر ادراک درد مورد تأکید قرار دادند و پیشنهاد کردند پذیرش می‌تواند به‌عنوان یک عامل محافظتی در برابر تجربیات شدید درد عمل کند [1]. به‌طور مشابه، فریرا-والنت و همکاران دریافتند پذیرش درد می‌تواند اثرات منفی فاجعه‌سازی بر عملکرد افراد مبتلا به درد مزمن را کاهش دهد و بر پتانسیل پذیرش به‌عنوان یک هدف درمانی تأکید کردند [6]. نقش سواد سلامت در مدیریت درد نیز در مطالعات مورد بررسی قرار گرفته است و نشان داده شد سطوح بالاتر سواد سلامت با نتایج بهتر درد و کاهش استرس مرتبط با درد همراه است [21، 26]. علاوه‌براین، تأثیر سواد سلامت بر درک و کاربرد استراتژی‌های مدیریت درد نشان می‌دهد افزایش سواد سلامت می‌تواند مدیریت درد مزمن را بهبود بخشد [29]. رابطه پیچیده‌ای بین پذیرش درد و سواد سلامت با شدت درد وجود دارد. شواهد نشان می‌دهد که ممکن است این عوامل برای تأثیرگذاری بر تجربیات درد با هم در تعامل باشند. پذیرش درد احتمالاً تعامل بهتر با اطلاعات بهداشتی و پایبندی به راهکارهای مدیریت درد را تسهیل و به‌طور بالقوه رابطه بین سواد سلامت و پیامدهای درد را تعدیل می‌کند [30]. برعکس، سطوح بالای سواد سلامت می‌تواند به افراد این امکان را بدهد که در جست‌وجوی روش‌های مدیریت درد مبتنی بر پذیرش باشند و با آن‌ها درگیر شوند که این امر تأثیر بیشتری بر درک و شدت درد آن‌ها دارد [31]. 
این مطالعه با هدف بررسی این فرضیه انجام شد که پذیرش درد و سواد سلامت با شدت درد رابطه معکوس دارند، به این معنی که انتظار می رود سطوح بالاتر پذیرش درد و سواد سلامت با سطوح پایین‌تر از شدت درد همراه باشد (تصویر شماره 1).

این فرضیه بر پایه این اصل استوار است که پذیرش درد ممکن است به کاهش مقاومت روانی منجر شود و در نتیجه، درک شدت درد را کاهش دهد. به همین ترتیب، سواد سلامت بالاتر ممکن است به افراد کمک کند تا با تصمیم‌گیری آگاهانه و استفاده مؤثر از راهکارهای مدیریت درد، درد خود را بهتر مدیریت کنند و در نتیجه، شدت درد را کاهش دهند. بنابراین، این مطالعه مقطعی با هدف بررسی بیشتر این پویایی‌ها با بررسی ارتباط بین پذیرش درد، سواد سلامت، و شدت درد روی افراد مبتلا به درد مزمن انجام شد.

مواد و روش‌ها
طراحی مطالعه و شرکت‌کنندگان

این مطالعه مقطعی به بررسی رابطه بین پذیرش درد، سواد سلامت و شدت درد بر روی 350 افراد مبتلا به درد مزمن در از ریچموند هیل، انتاریو، کانادا پرداخت. حجم نمونه براساس جدول مورگان و کرجسی تعیین شد تا از قابلیت اطمینان و اعتبار آماری برای تحلیل همبستگی‌ها و مدل‌های رگرسیون در میان جمعیت مطالعه اطمینان حاصل شود. 
معیارهای ورود شامل افراد 18 ساله یا بالاتر، با تشخیص درد مزمن به‌مدت حداقل 6 ماه و ساکنان ریچموند هیل بود. شرکت‌کنندگان در صورت داشتن اختلالات شناختی که با توانایی آن‌ها در تکمیل پرسش‌نامه‌های مطالعه تداخل داشت، یا افرادی که غیرانگلیسی زبان بودند، به‌دلیل قالب زبان انگلیسی ابزارهای ارزیابی، از مطالعه حذف شدند. 

ابزارها
مقیاس درجه‌بندی درد عددی (NPRS)

مقیاس عددی درجه‌بندی درد ابزاری است که به‌طور گسترده برای ارزیابی شدت درد در افراد مبتلا به درد مزمن استفاده می‌شود. این مقیاس که به‌عنوان یک روش ساده برای ارزیابی سطح درد ایجاد شده است، از بیماران می‌خواهد درد خود را در مقیاس عددی که معمولاً از صفر (بدون درد) تا 10 (بدترین درد ممکن) متغیر است، رتبه‌بندی کنند. این مقیاس که به‌دلیل تمرکز مستقیم و منحصربه‌فرد آن بر شدت درد، فاقد خرده‌مقیاس است، ابزاری سریع و قابل‌درک برای بیماران و ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی برای سنجش میزان درد است. اعتبار و پایایی NPRS از زمان معرفی آن در مطالعات متعدد تأیید شده است و آن را به یک معیار استاندارد در تنظیمات بالینی برای ارزیابی شدت درد تبدیل کرده است.

پرسش‌نامه پذیرش درد مزمن (CPAQ)
پرسش‌نامه پذیرش درد مزمن که توسط مک کراکن و همکاران [32] در سال 2004 طراحی شد، ابزاری استاندارد است که برای سنجش میزان پذیرش درد در افراد مبتلا به درد مزمن طراحی شده است. CPAQ شامل 20 گویه است که به دو زیرمقیاس تقسیم می‌شوند: مشارکت در فعالیت که میزان مشارکت افراد را با وجود درد در فعالیت‌های زندگی اندازه‌گیری می‌کند و تمایل به درد که میزان توقف تلاش افراد برای اجتناب یا کنترل درد را ارزیابی می‌کند. نمرات با جمع کردن پاسخ‌ها محاسبه می‌شوند و نمرات بالاتر نشان‌دهنده پذیرش بیشتر درد است. اعتبار و پایایی این پرسش‌نامه به‌طور کامل در مطالعات قبلی مورد بررسی قرار گرفته است که کارایی آن را به‌عنوان معیاری برای پذیرش درد در جمعیت‌های درد مزمن تأیید می‌کند.

پرسش‌نامه سواد سلامت (HLQ)
پرسش‌نامه سواد سلامت را آزبورن و همکاران [33] در سال 2013 طراحی کرده‌اند، ابزار جامعی است که برای ارزیابی سواد سلامت در طیف وسیعی از جمعیت‌ها به کار می‌رود. این پرسش‌نامه شامل 44 گویه در 9 خرده‌مقیاس مجزا، ابعاد مختلف سواد سلامت همانند توانایی درک اطلاعات سلامت، هدایت سیستم مراقبت‌های بهداشتی و مشارکت در شیوه‌های خودمراقبتی را پوشش می‌دهد. این زیرمقیاس‌ها شامل حوزه‌هایی مانند احساس درک و حمایت ازسوی ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی، داشتن اطلاعات کافی برای مدیریت سلامت و توانایی تعامل فعال با ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی است. امتیازدهی HLQ براساس یک مقیاس چهار نقطه‌ای برای برخی خرده‌مقیاس‌ها و یک مقیاس پنج نقطه‌ای برای برخی دیگر است که نمرات بالاتر نشان‌دهنده سطوح بالاتر سواد سلامت است.

تجزیه‌وتحلیل داده‌ها
تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از SPSS نسخه 27 انجام شد. تحلیل‌های اولیه شامل آمار توصیفی بود تا نمونه مطالعه را ازنظر متغیرهای جمعیت‌شناختی و بالینی توصیف کند. رابطه بین شدت درد (متغیر وابسته) و هریک از متغیرهای مستقل (پذیرش درد و سواد سلامت) با استفاده از ضرایب همبستگی پیرسون بررسی شد. هدف این تحلیل‌ها شناسایی قدرت و جهت ارتباط بین شدت درد و دو متغیر مستقل بود.
سپس، تحلیل رگرسیون خطی انجام شد تا قدرت پیش‌بینی‌کننده‌ پذیرش درد و سواد سلامت بر شدت درد بیشتر بررسی شود. این تحلیل هر دو متغیر مستقل را به‌طور هم‌زمان در نظر گرفت تا مشارکت منحصربه‌فرد آن‌ها در توضیح واریانس شدت درد در میان شرکت‌کنندگان ارزیابی شود. فرضیات رگرسیون خطی، ازجمله نرمالیته، خطی بودن، هم‌خطی چندگانه و همگنی واریانس، مورد آزمایش قرار گرفت تا از مناسب بودن مدل اطمینان حاصل شود. سطح معنی‌داری برای تمامی آزمون‌های آماری 0/05>P تعیین شد. یافته‌های حاصل از تحلیل‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی برای درک روابط بین شدت درد، پذیرش درد و سواد سلامت تفسیر شد و بینش‌هایی در مورد نحوه تعامل این متغیرها در زمینه مدیریت درد مزمن ارائه کرد.

یافته‌ها
از میان 350 شرکت‌کننده‌ای که برای مطالعه جذب شدند، 207 نفر (59/14) زن و 143 نفر (40/86) مرد بودند. سن شرکت‌کنندگان از 18 تا 65 سال متغیر بود و میانگین سن آن‌ها 42/37 سال (انحراف‌معیار=11/23) بود. اکثریت نمونه (112 شرکت‌کننده، 32/00 درصد) در گروه سنی 36 تا 45 سال قرار داشتند. در مورد سطح تحصیلات، 138 شرکت‌کننده (39/43) تحصیلات کالج را به پایان رسانده بودند، 94 نفر (26/86) دارای مدرک دانشگاهی بودند و 118 نفر (33/71) دارای دیپلم دبیرستان یا کمتر بودند. در مورد وضعیت اشتغال، 210 شرکت‌کننده (60/00) به‌طور تمام وقت و 70 نفر (20/00) به‌صورت پاره وقت شاغل بودند و بقیه یا بیکار یا بازنشسته (70 شرکت‌کننده، 20/00) بودند.
همان‌طور که در جدول شماره 1 نشان داده شده است، آمار توصیفی مربوط به متغیرهای مطالعه نمای کلی از ویژگی‌های نمونه در زمینه شدت درد، پذیرش درد و سواد سلامت ارائه داده است.


میانگین نمره شدت درد در میان شرکت‌کنندگان 5/67 (انحراف‌معیار=2/45) در مقیاس از صفر تا 10 بود که ‌نشان‌دهنده سطح متوسطی از درد در نمونه‌ها است. میانگین نمرات پذیرش درد 30/54 (انحراف‌معیار=8/76) بود که نشان‌دهنده تنوع در درجه‌ای است که افراد وضعیت درد مزمن خود را می‌پذیرند. میانگین نمرات سواد سلامت 25/32 (انحراف‌معیار=5/12) بود که بازتاب‌دهنده دامنه‌ای از سطوح سواد سلامت در میان شرکت‌کنندگان است. این آمار توصیفی درک پایه‌ای از نمونه‌ها درارتباط‌ با تجربه درد، پذیرش و سطوح سواد سلامت آن‌ها ارائه می‌دهد.
قبل از انجام تحلیل رگرسیون خطی، فرضیات را بررسی کردیم تا از مناسب بودن مدل اطمینان حاصل کنیم. فرض نرمال بودن با بررسی توزیع باقیمانده‌ها تأیید شد و مشخص شد این باقیمانده‌ها به‌طور نرمال توزیع شده‌اند (آزمون کولموگوروف-اسمیرنوف، 0/15=P؛ آزمون شاپیرو-ویلک، 0/12=P) که نشان‌دهنده عدم نقض نرمال بودن است. خطی بودن از طریق نمودارهای پراکندگی مقادیر پیش‌بینی‌شده استاندارد در مقابل مقادیر باقیمانده استاندارد ارزیابی شد که یک الگوی خطی را نشان می‌داد. فرض هم‌واریانسی با بررسی بصری نمودار باقیمانده‌ها در مقابل مقادیر پیش‌بینی‌شده تأیید شد که نشان‌دهنده گسترش ثابت باقیمانده‌ها در محدوده مقادیر پیش‌بینی‌شده بود (آزمون بروش-پاگان، 0/14=P). هم‌خطی چندگانه با استفاده از مقادیر عامل تورم واریانس (VIF) برای متغیرهای مستقل ارزیابی شد که برای پذیرش درد 1/08 و برای سواد سلامت 1/11 بود که به‌طور قابل‌توجهی کمتر از آستانه معمول 5 است و نشان‌دهنده عدم وجود مشکلات هم‌خطی چندگانه است. این بررسی‌ها تأیید کرد داده‌ها فرضیات لازم برای رگرسیون خطی را برآورده می‌کنند و به ما امکان ادامه تحلیل را می‌دهند.
تحلیل همبستگی ارائه‌‌شده در جدول شماره 2 روابط معناداری را بین شدت درد و متغیرهای مستقل نشان می‌دهد.


پذیرش درد همبستگی منفی با شدت درد نشان داد (0/45-=r و 0/01>P)، که نشان‌دهنده این است که سطوح بالاتر پذیرش درد با سطوح پایین‌تر شدت درد مرتبط است. به‌طور مشابه، سواد سلامت با شدت درد همبستگی منفی داشت (0/38-=r و 0/01>P)، که نشان می‌دهد افرادی که سواد سلامت بالاتری دارند، درد کمتری را تجربه می‌کنند. این یافته‌ها تأثیر بالقوه عوامل روانشناختی و آموزشی را بر درک درد در میان افرادی با شرایط مزمن نشان می‌دهد.
خلاصه نتایج رگرسیون در جدول شماره 3 قدرت پیش‌بینی پذیرش درد و سواد سلامت را بر شدت درد نشان می‌دهد.


مدل رگرسیون 26 درصد از واریانس شدت درد را توضیح داد (0/26=R² ،R²تعدیل‌شده= 0/24) و مقدار F معادل 19/56 بود که نشان‌دهنده معناداری مدل است (0/001>P). تحلیل رگرسیون تأثیر ترکیبی پذیرش درد و سواد سلامت را در توضیح تغییرات شدت درد در میان شرکت‌کنندگان مطالعه نشان داد و مدل مفهومی پیشنهادی دارای قابلیت استفاده تجربی بود.
طبق جدول شماره 4، تحلیل رگرسیون چندمتغیره مشارکت‌ پذیرش درد و سواد سلامت را در پیش‌بینی شدت درد نشان داد.


پس از کنترل متغیر دیگر، پذیرش درد (0/15-=B و 0/25-=β و 5/00-=t و 0/001>P) و همچنین سواد سلامت (0/10-=B و 0/20-=βو 4/00-=t و 0/001>P) به‌طور معناداری شدت درد را پیش‌بینی کردند. این نتایج اهمیت هر دو عامل پذیرش درد و درک اطلاعات سلامت را در مدیریت شدت درد مزمن تأکید می‌کند و پیشنهاد‌دهنده استفاده بالقوه‌ مداخله در محیط‌های بالینی می‌باشد.

بحث
در این مطالعه، ارتباطات بین پذیرش درد، سواد سلامت و شدت درد را در میان افراد مبتلا به درد مزمن بررسی کردیم. یافته‌ها نشان می‌دهد هم پذیرش درد و هم سواد سلامت به‌طور معناداری شدت درد را پیش‌بینی می‌کنند که نشان‌دهنده نقش کلیدی این متغیرها در تجربه و مدیریت درد مزمن است. 
نتایج نشان داد همبستگی منفی معناداری بین پذیرش درد و شدت درد وجود دارد (0/45-=r و 0/01>P). درواقع سطوح بالاتر پذیرش درد با سطوح پایین‌تر شدت درد مرتبط است. رابطه پیش‌بینی‌کننده معنادار یافت‌شده بین پذیرش درد و شدت درد در مطالعه ما با یافته‌های بویر و همکاران همخوانی دارد که نشان دادند ذهن‌آگاهی و پذیرش اثرات مثبتی بر کاهش تجارب فاجعه‌سازی و درد دارند [1]. مطابق با چارچوب نظری که پیشنهاد می‌کند پذیرش می‌تواند به کاهش ناراحتی مرتبط با درد و بهبود عملکرد منجر شود [6، 13]، نتایج ما نشان‌دهنده این است که پذیرش درد بدون مبارزه احتمالاً عاملی حیاتی در مدیریت مؤثر درد مزمن است. این موضوع به‌ویژه باتوجه‌به بار قابل‌توجهی که درد مزمن بر زندگی روزمره افراد تحمیل می‌کند، حائز اهمیت است. در این زمینه، بریویک و همکاران و برگس و همکاران گزارش کرده‌اند که درد مزمن تأثیری عمیق بر توانایی‌های جسمی، رفاه عاطفی و کیفیت کلی زندگی دارد [27، 28]. 
به‌طور مشابه، همبستگی منفی معناداری بین سواد سلامت و شدت درد یافتیم (0/38-=r و 0/01>P) که این یافته‌ها در مورد قدرت پیش‌بینی سواد سلامت بر شدت درد به شواهد روزافزون در مورد اهمیت سواد سلامت در مدیریت درد مزمن می‌افزاید [21]. سطوح بالاتر سواد سلامت با شدت درد کمتر مرتبط بود که نشان می‌دهد توانایی درک، پردازش و به‌کارگیری مؤثر اطلاعات سلامت در هدایت راهکارهای مدیریت درد و سیستم‌های بهداشتی بسیار حیاتی است. این موضوع با تحقیق لیسی و همکاران مطابقت دارد که بر تأثیر منفی سواد سلامت ناکافی بر پیامدهای درد تأکید کردند و نیاز به مداخلات هدفمند برای افزایش سواد سلامت در میان افراد مبتلا به درد مزمن را گزارش کردند [20]. 
رابطه بین پذیرش درد و سواد سلامت در پیش‌بینی شدت درد نشان‌دهنده تأثیرات هم‌افزایشی این متغیرها است. یافته‌ها نشان می‌دهد که افرادی که درد خود را می‌پذیرند و مهارت‌های لازم برای تعامل فعال با اطلاعات سلامت را دارند، احتمالاً در مدیریت شدت درد خود بهتر عمل کنند. این موضوع با مطالعات پروبست و همکاران و یو و همکاران همخوانی دارد که به اهمیت پذیرش در تعامل با اطلاعات سلامت و گزینه‌های درمانی اشاره می‌کنند [30، 31]. 

نتیجه‌گیری
این مطالعه با هدف بررسی ارتباطات بین پذیرش درد، سواد سلامت و شدت درد در افراد مبتلا به درد مزمن انجام شد. یافته‌ها نشان داد هم پذیرش درد و هم سواد سلامت به‌طور قابل‌توجهی شدت درد را پیش‌بینی می‌کنند و نشان‌دهنده اهمیت آن‌ها در تجربه و مدیریت درد مزمن است. این نتایج پتانسیل استفاده این عوامل در مداخلاتی برای بهبود نتایج برای افرادی که از درد مزمن رنج می‌برند، را نشان می‌دهد.
درنتیجه، این مطالعه به درک پذیرش درد و سواد سلامت به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های مهم شدت درد در جمعیت‌های مبتلا به درد مزمن کمک می‌کند و با تأکید بر اهمیت این عوامل، بر نیاز به رویکردهای جامعی که راهبردهای روانشناختی و آموزشی را در مدیریت درد مزمن ادغام می‌کند، تأکید می‌کند. پرداختن به محدودیت‌ها و ایجاد پیشنهادات برای تحقیقات و تمرین‌های آتی می‌تواند به مداخلات مؤثرتر و درنهایت بهبود زندگی افرادی که از درد مزمن رنج می‌برند منجر شود. 
این مطالعه علی‌رغم جامع بودن، بدون محدودیت نیست. اولاً، طرح مقطعی از استنتاج‌های علی جلوگیری می‌کند و توانایی ما را برای تعیین جهت روابط مشاهده‌شده محدود می‌کند. دوم، نمونه از یک منطقه جغرافیایی انتخاب شد که ممکن است تعمیم یافته‌ها را به سایر جمعیت‌ها و محیط‌ها محدود کند. سوم، تکیه بر معیارهای خودگزارش‌شده پذیرش درد، سواد سلامت، و شدت درد می‌تواند سوگیری ایجاد کند، زیرا این معیارها منوط به تفسیر و صحت گزارش فردی هستند. مطالعات آینده می‌توانند با استفاده از طرح‌های طولی، تنوع بخشیدن به گروه شرکت‌کنندگان و ادغام اندازه‌گیری‌های عینی در صورت امکان، این محدودیت‌ها را برطرف کنند. 
تحقیقات آتی باید به دنبال غلبه بر این محدودیت‌ها و گسترش یافته‌های این مطالعه باشد. مطالعات طولی می‌توانند روابط علی بین پذیرش درد، سواد سلامت، و شدت درد را روشن کنند و بینش‌های واضح‌تری در مورد نحوه تعامل این عوامل در طول زمان ارائه دهند. بررسی این ارتباطات در جمعیت‌ها و محیط‌های متنوع، قابلیت تعمیم نتایج را افزایش می‌دهد. علاوه‌براین، بررسی مکانیسم‌هایی که از طریق آن‌ها پذیرش درد و سواد سلامت بر شدت درد تأثیر می‌گذارد، می‌تواند اطلاعات ارزشمندی برای توسعه مداخلات هدفمند ارائه دهد. گنجاندن روش‌های کیفی نیز می‌تواند درک عمیق‌تری از تجربیات افراد در زمینه پذیرش درد و سواد سلامت در مدیریت درد مزمن فراهم کند. 
یافته‌های این مطالعه پیامدهای متعددی برای عملکرد بالینی دارد. ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی باید راهکارهایی برای افزایش پذیرش درد و سواد سلامت در برنامه‌های مدیریت درد مزمن گنجانده و به کار گیرند. به‌عنوان‌مثال، درمان پذیرش و تعهد می‌تواند برای بهبود پذیرش درد مورد استفاده قرار گیرد، درحالی‌که مداخلات آموزشی طراحی‌شده برای افزایش سواد سلامت می‌توانند به بیماران کمک کنند تا به‌طور مؤثرتری وضعیت خود را مدیریت کنند. طراحی این مداخلات براساس نیازها و زمینه‌های فردی برای بهینه‌سازی نتایج بسیار مهم است. علاوه‌براین، ترویج یک مدل مراقبت مبتنی بر همکاری که بر نقش راهکارهای روانشناختی و آموزشی در کنار درمان پزشکی تأکید دارد، می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی برای افرادی که درد مزمن دارند مفید باشد. 

ملاحظات اخلاقی
پروتکل مطالعه به اصول مندرج در اعلامیه هلسینکی که رهنمودهایی برای تحقیقات اخلاقی شامل شرکت‌کنندگان انسانی ارائه می‌دهد، پایبند بود. این مطالعه تأییدیه اخلاقی را با کد اخلاق(KEC.2023.7A2)  از کمیته اخلاق مؤسسه تحقیقاتیKMAN دریافت کرد که نشان‌دهنده پایبندی به استانداردهای اخلاقی برای تحقیقات مربوط به شرکت‌کنندگان انسانی است. 

حامی مالی
این پژوهش هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان به‌طور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تفسیر نتایج و تهیه پیش‌نویس مقاله مشارکت داشتند.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

تشکر و قدردانی
از تمام افرادی که ما را در انجام این پروژه یاری کردند تشکر می‌شود.
 
References
  1. de Boer MJ, Steinhagen HE, Versteegen GJ, Struys MM, Sanderman R. Mindfulness, acceptance and catastrophizing in chronic pain. PLoS One. 2014; 9(1):e87445. [DOI:10.1371/journal.pone.0087445] [PMID]
  2. Ebrahimi E, Hatami M, Seirafi M. Comparison of the effectiveness of emotional self-regulation strategies and coping strategies with pain on emotional process regulation in female patients with coronary heart disease. Applied Family Therapy Journal (AFTJ). 2022; 3(3):66-79. [DOI:10.61838/kman.aftj.3.3.5]
  3. Goli ZS, Mirseify Fard LS. The role of metacognitive beliefs and resilience on predicting marital adjustment in both groups of patients with chronic and acute pain. Journal of Assessment and Research in Applied Counseling (JARAC). 2021; 3(3):55-63. [DOI:10.61838/kman.jarac.3.3.6]
  4. Hooshmandi R, Aljaberi MA, Hammadi F, Ma J. The impact of interoceptive awareness on pain catastrophizing and illness perception. Journal of Personality and Psychosomatic Research (JPPR). 2024; 2(2):4-10. [DOI:10.61838/kman.jppr.2.2.2]
  5. Law EF, Kim A, Ickmans K, Palermo TM. Sleep health assessment and treatment in children and adolescents with chronic pain: State of the art and future directions. Journal of Clinical Medicine. 2022; 11(6):1491. [DOI:10.3390/jcm11061491] [PMID]
  6. Ferreira-Valente A, Solé E, Sánchez-Rodríguez E, Sharma S, Pathak A, Jensen MP, et al. Does pain acceptance buffer the negative effects of catastrophizing on function in individuals with chronic pain? Clinical Journal of Pain. 2021; 37(5):339-48. [DOI:10.1097/AJP.0000000000000930] [PMID]
  7. Alizadeh P, Kooshki S, Tarvirdizadeh H. The effectiveness of acceptance and commitment therapy and on pain intensity, childhood trauma, perfectionism and psychological flexibility in patients with chronic pain. Journal of Assessment and Research in Applied Counseling (JARAC). 2023; 5(2):123-36. [DOI:10.61838/kman.jarac.5.2.15]
  8. Changi Ashtiani M, Fattahi N, Balali D, Alavi SH, Mahmoudzadeh M. Effectiveness of mindfulness-based schema therapy on mental pain and experiential avoidance in patients with cardiovascular diseases. Journal of Assessment and Research in Applied Counseling (JARAC). 2024; 6(1):90-6. [DOI:10.61838/kman.jarac.6.1.10]
  9. Charmi A, Zoghi L. Prediction of life expectancy based on pain self-efficacy, death obsession, general health with the mediation of emotion regulation in indigent dialysis women. Journal of Assessment and Research in Applied Counseling (JARAC). 2023; 5(1):104-11. [DOI:10.61838/kman.jarac.5.1.14]
  10. Lee A, Wong Y, Neo XS. Coping mechanisms among patients with terminal illnesses. KMAN Counseling & Psychology Nexus. 2024; 2(1):91-7. [DOI:10.61838/kman.psynexus.2.1.14]
  11. Pirasteh Motlagh AK, Nikmanesh Z. [The relationship of spirituality with the pain and quality of life in patients with HIV/AIDS (Persian)]. Armaghane Danesh. 2012; 17(4):337-48. [Link]
  12. Roshandel Z, Ghaffari A, Kazemi R, Nadermohammadi M. Effectiveness of acceptance and commitment based therapy on pain severity, fatigue, and alexithymia in female patients with rheumatic diseases. Applied Family Therapy Journal (AFTJ). 2022; 3(5):84-100. [DOI:10.61838/kman.aftj.3.5.6]
  1. Jensen MP, Smith AE, Alschuler KN, Gillanders DT, Amtmann D, Molton IR. The role of pain acceptance on function in individuals with disabilities: A longitudinal study. Pain. 2016; 157(1):247-54. [DOI:10.1097/j.pain.0000000000000361] [PMID]
  2. Kratz AL, Hirsh AT, Ehde DM, Jensen MP. Acceptance of pain in neurological disorders: Associations with functioning and psychosocial well-being. Rehabilitation Psychology. 2013; 58(1):1-9. [DOI:10.1037/a0031727] [PMID]
  3. Emami AS, Peymani J, Aghajanihashjin T. Structural relationships of pain intensity and self-efficacy with fear of movement mediated by psychological distress in women with rheumatoid arthritis. Applied Family Therapy Journal (AFTJ). 2022; 3(3):1-19. [DOI:10.61838/kman.aftj.3.3.1]
  4. Rostami M, Bulut S, Coelho O, Riyono B. Living with fibromyalgia: A phenomenological study of pain, fatigue, and coping. Journal of Personality and Psychosomatic Research (JPPR). 2024; 2(1):16-23. [DOI:10.61838/kman.jppr.2.1.4]
  5. Sayed Alitabar SH, Goli F. The interplay of neuroticism and self-efficacy in pain catastrophizing: A quantitative analysis. Journal of Personality and Psychosomatic Research (JPPR). 2023; 1(2):19-24. [DOI:10.61838/kman.jppr.1.2.4]
  6. Yusefi R, Hafezi F, Bakhtiarpoor S, Makvandi B. Comparing the effectiveness of cognitive- behavioral hypnotherapy and mindfulness therapy on pain perception and self-efficacy in women with breast cancer in Gorgan. Applied Family Therapy Journal (AFTJ). 2022; 3(5):209-27. [DOI:10.61838/kman.aftj.3.5.13]
  7. Givi F, Meschi F, Zhian Bagheri M, Farhood D. Structural equation modeling of pain management based on rumination mediating resiliency and vitality in women with breast cancer. Applied Family Therapy Journal (AFTJ). 2023; 4(1):447-65. [DOI:10.61838/kman.aftj.4.1.22]
  8. Lacey RJ, Campbell P, Lewis M, Protheroe J. The impact of inadequate health literacy in a population with musculoskeletal pain. Health Literacy Research and Practice. 2018; 2(4):e215-20. [DOI:10.3928/24748307-20181101-01] [PMID]
  9. Miller-Matero LR, Santullano D, Rich M, Valler M, Hecht LM, Tobin ET, et al. Association of health literacy with chronic pain and pain-related distress. Professional Psychology Research and Practice. 2024; 55(2):89-94. [Link]
  10. Heidari H, Doshman Ziari E, Barzegar N, Faghiharam B, Mehdizadeh AH. Designing an E-Learning Model for Health Tourism Marketing Case Study: Educational Healthcare Centers of Islamic Azad University, Tehran. International Journal of Innovation Management and Organizational Behavior (IJIMOB). 2024; 4(1):20-7. [DOI:10.61838/kman.ijimob.4.1.3]
  11. Hoseini M. Patient Experiences with AI in Healthcare Settings. AI and Tech in Behavioral and Social Sciences. 2023; 1(3):12-8. [DOI:10.61838/kman.aitech.1.3.3]
  12. Rezvani SR, Abolghasemi S, Farhangi A. Presenting the model of self-care behaviors of pregnant women based on health literacy and mindfulness with the mediation of a health-oriented lifestyle. Applied Family Therapy Journal (AFTJ). 2022; 3(5):176-95. [DOI:10.61838/kman.aftj.3.5.11]
  13. Saadati N, Yousefi Z, Saadati SA. E-health Literacy and Older Adults: Challenges, Opportunities, and Support Needs. AI and Tech in Behavioral and Social Sciences. 2023; 1(1):12-9. [DOI:10.61838/kman.aitech.1.1.3]
  14. Oosterhaven J, Pell CD, Schröder CD, Popma H, Spierenburg L, Devillé WLJM, et al. Health Literacy and Pain Neuroscience Education in an Interdisciplinary Pain Management Programme: A qualitative study of patient perspectives. Pain Reports. 2023; 8(6):e1093. [DOI:10.1097/PR9.0000000000001093] [PMID]
  15. Breivik H, Collett B, Ventafridda V, Cohen R, Gallacher D. Survey of chronic pain in Europe: Prevalence, impact on daily life, and treatment. European Journal of Pain. 2006; 10(4):287-333. [DOI:10.1016/j.ejpain.2005.06.009] [PMID]
  16. Burgess HJ, Burns JW, Buvanendran A, Gupta RK, Chont M, Kennedy M, et al. Associations between sleep disturbance and chronic pain intensity and function. Clinical Journal of Pain. 2019; 35(7):569-76. [DOI:10.1097/AJP.0000000000000711] [PMID]
  17. See CYK, Smith H, Car LT, Protheroe J, Wong WC, Bartlam B. Health literacy and health outcomes in patients with back pain - A scoping review. 2020. [DOI:10.21203/rs.3.rs-52106/v1]
  18. Probst T, Jank R, Dreyer N, Seel S, Wagner R, Hanshans K, et al. Early Changes in pain acceptance predict pain outcomes in interdisciplinary treatment for chronic pain. Journal of Clinical Medicine. 2019; 8(9):1373. [DOI:10.3390/jcm8091373] [PMID]
  19. Yu L, Inspector Y, McCracken LM. Preliminary investigation of the associations between psychological flexibility, symptoms and daily functioning in people with chronic abdominal pain. British Journal of Pain. 2021; 15(2):175-86. [DOI:10.1177/2049463720926559] [PMID]
  20. Vowles KE, McCracken LM, McLeod C, Eccleston C. The Chronic Pain Acceptance Questionnaire: Confirmatory factor analysis and identification of patient subgroups. Pain. 2008; 140(2):284-91. [DOI:10.1016/j.pain.2008.08.012]
  21. Osborne RH, Batterham RW, Elsworth GR, Hawkins M, Buchbinder R. The grounded psychometric development and initial validation of the Health Literacy Questionnaire (HLQ). BMC Public Health. 2013; 13(1):658. [DOI:10.1186/1471-2458-13-658]
نوع مطالعه: پژوهشي اصيل | موضوع مقاله: روانپزشکی و روانشناسی
دریافت: 1403/2/22 | پذیرش: 1403/10/3 | انتشار: 1404/5/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb