<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title>Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology</title>
<title_fa>مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران</title_fa>
<short_title>IJPCP</short_title>
<subject>Medical Sciences</subject>
<web_url>http://ijpcp.iums.ac.ir</web_url>
<journal_hbi_system_id>18</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal18</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn>1735-4315</journal_id_issn>
<journal_id_issn_online>2228-7515</journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi>10.32598/ijpcp</journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1390</year>
	<month>5</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2011</year>
	<month>8</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>17</volume>
<number>2</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<title_fa>گزارش بازدید از یک خانه اسکان حمایتی بیماران روانی (اسفند 1388)</title_fa>
	<title>Report of a Visit from Supporting Housing for Mental Health Patients</title>
	<subject_fa>روانپزشکی و روانشناسی</subject_fa>
	<subject>Psychiatry and Psychology</subject>
	<content_type_fa>نامه به سردبير</content_type_fa>
	<content_type>Letter to the editor</content_type>
	<abstract_fa>&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 18pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;خدمات حمایتی نمونه نوعی مداخله­ بهبودی­محور&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; است که هدف آن، قرار دادن بیمار در محیطی رقابتی (مانند شغل، آموزش یا اسکان) و دلخواه بیمار است تا در صورت لزوم خدماتی برای افزایش موفقیت او ارایه شود. این برنامه نقطه مقابل خدماتی است که بیمار را در کارهای غیررقابتی به­کار می­گمارد و یا در برنامه­ها و محیط­های مخصوص بیماران روانی قرار می‌دهد، محیط­هایی که پیشرفت چندانی دربر نداشته، رضایت­مندی کمتری به همراه دارد. در مداخله‌های بهبودی­محور افزون بر اشتغال، آموزش و اسکان، اجتماعی کردن حمایتی&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; نیز مورد توجه قرار گرفته است (کاپلاویز&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt;، لیبرمن&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; و سیلورستین&lt;sup&gt;5&lt;/sup&gt;، 2009)&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 17.8pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;هر انسانی به محلی برای زندگی نیاز دارد (شپرد&lt;sup&gt;6&lt;/sup&gt; و مورای&lt;sup&gt;7&lt;/sup&gt;، 2001). اسکان ایمن و قابل­قبول یک جز اساسی در مجموعه خدمات پیچیده و پایه­ای لازم برای نگهداری بیماران مبتلا به بیماری شدید و ناتوان­کننده روانی در جامعه است (کاپلاویز و همکاران، 2009)، این امر کانون تلاش سیستم‌های مراقبت جامعه­محور است (شپرد و مورای، 2001) که بدون آن درمان­ها به شکست خواهد انجامید (کاپلاویز و همکاران، 2009). نکته درخور توجه و تعجب­برانگیز این است که خدمات بهداشت روان و نیز متخصصان بهداشت روان علاقه کمی به موضوع اسکان نشان داده­اند (شپرد و مورای، 2001). موانعی که بیماران روانی را از داشتن سرپناه‌های ایمن و رضایت­بخش بازمی­دارد، عبارتند از: نارسایی در مهارت­های زندگی مستقل و اجتماعی، نشانه­های شدید و اختلال­های شناختی، عوامل اجتماعی مانند انگ، فقر، تبعیض و نیز نارسایی­های سامانه خدماتی. پیامدهای این بی‌توجهی مواردی مانند استفاده نامناسب از خدمات بیمارستان­های عمومی و روان­پزشکی، ایجاد بار برای خانواده و درگیری بیشتر بیماران با سامانه قانونی و کیفری است (کاپلاویز و همکاران، 2009). یکی از اصلی­ترین نیازهای بیماران مبتلا به اختلال­های شدید روان­پزشکی، کمک به آن‌ها برای بازگشت از بیمارستان به خانه است. ترخیص از بیمارستان یا اماکن اقامتی بازتوانی درصورتی­که به­خوبی انجام نشود، می­تواند بر کل زندگی آینده بیماران تأثیر منفی بگذارد (سالتر&lt;sup&gt;8&lt;/sup&gt; و ترنر&lt;sup&gt;9&lt;/sup&gt;، 2008). در این مورد کارهای گوناگونی انجام شده است؛ در ابتدا تلاش شد تا با به­کارگیری محیط­های زندگی انتقالی، بیماران از محیط­های با نظارت زیاد به محیط‌های با نظارت کم منتقل شوند. مشکل محیط­های انتقالی این بود که به­گونه­ای برنامه­ریزی شده بودند که منجر به اقامت به مدت ثابت در هر مرحله از مراحل اسکان می­شد و بیماران بیشتر برپایه نیازهای سامانه از مرحله­ای به مرحله دیگر انتقال می­یافتند، نه برپایه نیاز­های متغیر خودشان و تغییرهای به­وجودآمده در توانایی­های شخصی­شان. چیزی که در این سامانه وجود نداشت، توجه به تمایل شخصی بیمار برای اسکان بود، سامانه­ای که به­صورت فعال خواسته­های بیماران را مدنظر قرار دهد و مهارت­های مورد نیاز برای یافتن اسکان مستقل را به آنان بیاموزد. یکی از پیشرفت­های سال­های اخیر، تأکید بر اسکان حمایتی است (کارلینگ&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt;، 1993)، که در آن میزان حمایت انجام­شده برپایه نیازهای بیماران است. موضوع اصلی در مراقبت اقامتی، حرکت از مراقبت بیمارستانی تک‌مراقبی&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; به سوی ارایه&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;دهندگان گوناگون انتفاعی و غیرانتفاعی در جامعه بود. در سال 1955 بیش از 155000 تخت بیمارستانی طولانی­مدت در انگلیس و ولز وجود داشت که تا سال 1988 به 36000 مورد کاهش یافت. در این سال­ها به­تدریج نقش بخش خصوصی و عمومی و داوطلبان در ارایه خدمات اقامت به افراد زیر 65 سال (غیر از مراکز نگهداری سالمندان) افزایش یافت (شپرد و مورای، 2001). در سال­های اخیر مشارکت سامانه بهداشت روان و نهادهای اسکان عمومی بیشتر شده است، برای نمونه نهادهای ارایه­دهنده درمان‌های جرأت­مدار اجتماعی&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; به­صورت تزایدی یک جزء اقامتی را به عنوان جایگزین بستری در بیمارستان، در برنامه­های خود گنجانده­اند. در برخی نواحی ایالات متحده آمریکا مشارکت میان ارایه­دهندگان خدمات اسکان و مراکز خدمات بهداشت روان دانشگاهی، به تربیت و آموزش نیروهای اسکان در مورد روش­های مؤثر آموزش مهارت­ها و مقابله با رفتارها منجر شده است. هدف این طرح­ها استمرار بیشتر خدمات و انجام مداخله­های مؤثر برای بیماران، میان بیمارستان و جامعه محل زندگی بیماران است. در ایتالیا یافته­های موفقی از تعاونی&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;های انسان&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;دوستانه&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; گزارش شده است که یک برنامه تلفیق محیط‌های اقامتی شبه­خانواده با روش­های بازتوانی روان‌پزشکی مبتنی بر شواهد است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 17.8pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;در سال­های اخیر اسکان حمایتی بیشتر به­کار برده شده است. نکته مهم در کاربرد اسکان حمایتی، حرکت از محیط‌های اقامتی- درمانی دانشگاهی و محیط­های تخصصی متمرکز بر درمان و بازتوانی به خانه­ای ایمن، مطمئن و متعلق به خود فرد، به عنوان پایه­ای برای زندگی پایدار در جامعه است. در این دیدگاه جدید متخصصان محیط اقامت یا روش اقامتی بهتر برای بیمار را انتخاب نمی­کنند، حتی بیماران را برپایه سامانه اقامتی با تخت­های آزاد اسکان نمی­دهند، به­جای آن برپایه فلسفه بهبودی­محور، به فرد کمک می­شود تا شرایط زندگی مناسب خود را برپایه ملاک­ها، اولویت­ها، منابع و نیازهای خود انتخاب کند. بنابراین برای بیمار نقش مستأجر، صاحب­خانه، همسایه و... درنظر گرفته می­شود که با اهداف متقابل توافق­شده با دیگران تمرین می­شود. این امر تا آنجا ادامه می­یابد تا به موفقیت و ثبات فرد در خانه انتخاب­شده بیانجامد. همچنین حمایت اجتماعی، مداخله در بحران، آموزش مهارت­ها در خانه و مشاوره روان­پزشکی در دسترس، به­صورت سازگار با نیازهای متغیر بیمار در اختیار است. کمک­های مالی نیز به­وسیله اداره مسکن و شهرسازی ایالات متحده فراهم می­شود (کاپلاویز و همکاران، 2009). در این فرایند باید با بیمار در مورد آنچه پس از ترخیص می­تواند یا نمی­تواند داشته باشد و این که چه نوع اسکانی برایش امکان‌پذیر است، صحبت شود. این امر باید با بررسی امکاناتِ متفاوت بیماران در مورد محل زندگی مورد توجه قرار گیرد؛ بعضی بیماران خانه­هایی دارند که زندگی با خانواده، به تنهایی، یا به­صورت متناوب با خانواده و به­تنهایی را امکان‌پذیر می­سازد، برخی اصلاً خانه­ای ندارند که پس از ترخیص از بیمارستان به آنجا بروند. برای این افراد گزینه­های احتمالی شامل زندگی کردن مستقل، اسکان حمایتی و یا مواردی مانند زندگی با دوستان، زندگی در محل اسکان افراد بی­خانمان در شهرها یا ماندن در خیابان­هاست (سالتر و ترنر، 2008). &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 17.8pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;از نظر پژوهشی، با وجود یافت شدن 139 مقاله در مورد اسکان حمایتی، در هیچ­یک از آن­ها کارآزمایی­های تصادفی یا نیمه‌تجربی به­کار برده نشده بود. بنابراین هر چند اسکان حمایتی یک مداخله هنرمندانه تلقی شده است، می­تواند همزمان اثرهای متناقضی مانند تشویق وابستگی به درمانگران را نیز دربر داشته باشد، که بررسی این امر نیازمند به­کارگیری گروه کنترل است. همچنین باید در نظر داشت افزون بر یافته‌های مثبت پژوهش­های بدون­شاهد، سیاست بلندپروازانه و جاه­طلبانه اسکانِ مستقل، بدون در نظر گرفتن عواملی مانند سوءمصرف مواد، شبکه اجتماعی فرد، فقر، کیفیت اسکان، فعالیت­های جنایتکارانه موجود در همسایگی و میزان و کیفیت حمایت­ها و کمک­های گروه­های بهداشت روان مبتنی بر جامعه، نمی­تواند اقامت پایداری را فراهم آورد (کاپلاویز و همکاران، 2009).&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 17.8pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 17.8pt TEXT-INDENT: 0cm MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;گزارش بازدید از یک خانه حمایتی &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 17.8pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;با آگاهی از نقاط قوت و ضعف موجود در مستندات و شواهد علمی و شرایط موجود اجتماعی، گروهی دربرگیرنده دستیاران روان­پزشکی نخستین دوره روان­پزشکی جامعه­نگر در دانشگاه علوم پزشکی ایران به همراه اساتید مشاور این دوره، بدون اطلاع پیشین در اسفند ماه سال 1388 از یک خانه اسکان حمایتی بازدید کردند. &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 18pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;این خانه حمایتی در منطقه 22 تهران قرار دارد که در اواخر سال 1387 برپا شده است. از نظر ویژگی­های فیزیکی، این خانه یک ساختمان استیجاری دوطبقه شمالی با یک حیاط کوچک و سرسبز است. هر طبقه شامل سه اتاق دوتخته با پنجره­های بدون نرده و وسایل و امکانات مبتنی بر نیازهای افراد، آشپزخانه با امکانات مورد نیاز (گاز، یخچال و وسایل آشپزی)، سالن پذیرایی مبله­شده و تلویزیون برای زمان­های فراغت است. در این مرکز فرد می‌تواند تخت و اتاق خود را انتخاب کند، همچنین برای بیمار مناسب­ترین سبک زندگی روزمره شامل تمرین منظم، فعالیت­های تفریحی، کارهای متداول روزانه، مصرف غذای متعادل و خودداری از مصرف الکل و مواد مخدر است که در این مرکز سعی می­شود مورد توجه قرار گیرد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 18pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;هشت بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا با سابقه بیش از 10 سال بیماری و عود و بستری­شدن­های مکرر، که نشانه­های مثبت و منفی و اختلال بارز عملکردی در تمامی زمینه­ها داشتند، در این خانه زندگی می­کردند. این بیماران به­دلیل پشت­سر گذاشتن دوره­های آموزشی زمان بستری و ادامه این آموزش‌ها در این مرکز، با نشانه­های بیماری خود، نام بیماری، پیامدهای رفتار روان­پریش و نشانه­های هشدار پیش از بستری به­طور کامل آشنا بودند، داروها و اثر آن­ها را تا حدی می‌شناختند و پذیرش مناسب داشتند. آن­ها به اهمیت درمان دارویی و غیردارویی پی برده، تنظیم دُز دارو را به­طور کامل به پزشک خود سپرده بودند. &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 18pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;در این خانه تمرکز بر توانایی­های فرد و علاقه­ او برای انتخاب کارهای منزل بود. همچنین تلاش می­شد حرفه و دانش آموخته­شده پیشین فرد به­کار گرفته شود. برای مثال فردی که تحصیلات ریاضی داشت، در پرداخت قبض­ها و مدیریت پول منزل همکاری می­کرد و فردی که به کارهای عملی علاقه­مند بود، خریدها و تمیز کردن منزل را عهده­دار می­شد. به­طور کلی کارها به­شیوه­ای انجام می­شد که همکاری گروهی، حمایت متقابل و احساس رضایت­مندی در افراد را برآورده سازد. برخی قوانین و مقررات خاص این خانه عبارت بودند از: 1- افراد نباید صبح­ها در منزل بمانند و باید برای شرکت در کلاس­های آموزشی به یک مرکز توان‌بخشی روانی همکار بروند، 2- افراد موظف به انجام وظایف روزانه خود هستند، 3- همگی باید به دستورهای شهردار خانه عمل کنند، 4- هر تصمیم جدید (برای مثال خرید آکواریوم برای منزل) باید با رضایت همه افراد باشد، 5- افراد اجازه خروج از خانه را دارند، البته باید پس از باخبر کردن شهردار، مکان مراجعه را به روان­پزشک یا مددکار مرکز اطلاع دهند، 6- افراد باید تلاش کنند مشکل­های ارتباطی میان خودشان را با کمک شهردار حل کنند و در صورت احساس نیاز و تمایل، برای حل مسأله به روان­پزشک خود مراجعه کنند، 7- باید همگی در انجام امور منزل مشارکت داشته باشند. &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 18pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/span&gt;نکته قابل­توجه دیگر همدلی کردن افراد نسبت به یکدیگر بود، که با درک نشانه­ها و رفتارهای یکدیگر، برای انتقال آموخته‌های خود به دیگری تلاش کرده، یکدیگر را به&lt;span style=&quot;COLOR: black&quot;&gt; مصرف منظم داروها، پرهیز از گوشه­گیری و حضور در کلاس­های آموزشی روزانه &lt;/span&gt;تشویق می­کردند. افراد ساکن در این خانه، بدون حضور مستقیم افراد&lt;span style=&quot;COLOR: black&quot;&gt; متخصص و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: red&quot;&gt; &lt;/span&gt;حرفه­ای، با توافق همدیگر و هماهنگ با اولویت­ها و علایق خودشان برای ایجاد احساس رضایت­مندی بیشتر _که خود جزئی از کاردرمانی بیماران است_ نقش­های مشخصی را در انجام کارهای روزانه برعهده می­گرفتند. برای مثال یک نفر نقش همیار&lt;span style=&quot;COLOR: black&quot;&gt; ر&lt;/span&gt;وان­پزشک و شهردار خانه را برعهده می­گرفت، این فرد که مورد تأیید مرکز و دیگر ساکنان خانه بود، کارها را به­شیوه­ای که مورد علاقه افراد دیگر است، تقسیم می­کرد، برای مثال خرید نیازمندی­های روزمره، پرداخت قبض­ها، تهیه صبحانه و شام و... البته تأمین مالی قبض­ها و سایر هزینه­ها برپایه دریافت هزینه ماهانه از خانواده بیماران، برعهده مرکز توان‌بخشی روانی همکار بود،&lt;span style=&quot;COLOR: black&quot;&gt; اما مدیریت انجام و پرداخت آن توسط افراد خانه انجام می­شد. روان­پزشک، روان­شناس بالینی، مددکار اجتماعی و مسئول امور اداری و تدارکات مرکز نیز عملکرد فردی، اجتماعی و کاری افراد را بررسی می­کردند. این بررسی یا در دوره­های آموزشی داخل مرکز انجام می­شد و یا در بازدیدهای تصادفی از خانه. در این بررسی­ها مهارت­های روزانه زندگی، مشارکت با سایر افراد خانه و چگونگی ارتباط­های میان­فردی مورد ارزشیابی قرار می­گرفت. در &lt;/span&gt;نهایت روان­پزشک &lt;span style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;همراه با تیم بازتوانی و مشارکت همیار و نظرخواهی از یک­یک افراد،&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: red&quot;&gt; &lt;/span&gt;یک برآورد کلی از کارکرد بیمار، با توجه به چگونگی مدیریت ارتباط‌های میان­فردی، مهارت­های اجتماعی زندگی (پرداخت قبوض و خرید و...)، مهارت­های روزانه زندگی (آشپزی، بودجه­بندی و...)، مشارکت با افراد دیگر و شیوه رویارویی با رفتار دیگران انجام می­داد. روان­پزشک مرکز در زمان­های مورد نیاز مداخله در بحران را نیز انجام می­داد. با این روش امکان نیاز به بستری‌شدن این افراد به نحو چشم­گیری کاهش می­یافت. &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;LINE-HEIGHT: 18pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; LETTER-SPACING: -0.1pt FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;برنامه یک روز معمولی در این خانه به این شرح است: صبح پس از بیدار شدن از خواب سر ساعت مشخص، فردِ مسئول، صبحانه را برای افراد خانه آماده کرده، پس از خوردن صبحانه و داروها، همه افراد به مرکز &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot; FONT-SIZE: 9pt mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;مرکز توان‌بخشی روانی همکار &lt;span style=&quot;LETTER-SPACING: -0.1pt&quot;&gt;رفته، موظف به شرکت در کلاس­های صبح (شامل گروه­درمانی، کاردرمانی و...) هستند. پس از خوردن ناهار، حدود ساعت دو بعدازظهر افراد به خانه برمی­گردند و بعدازظهر را به کارهای مورد علاقه و تفریح (مانند رفتن به پارک، خرید یا دیدار با خانواده) می‌پردازند. گاهی خانواده­ها به دیدن آن­ها می­آیند و با این کار در واقع در درمان و فرایند بهبودی شرکت می­کنند. تمرکز بر خانواده و برگزاری کلاس­های آموزشی مداخله خانواده در روند بهبود بیماری بسیار بااهمیت است. شب­ها افرادِ خانه خودشان مسئول تهیه شام هستند. گاهی نیز پزشک مرکز سرزده و دوستانه به دیدن افراد خانه می­آید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;B Zar&quot; LETTER-SPACING: -0.1pt FONT-SIZE: 12pt mso-bidi-language: FA mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</abstract_fa>
	<abstract>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: left LINE-HEIGHT: 20pt MARGIN: 0cm 0cm 0pt mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;FONT-SIZE: 10pt mso-bidi-font-size: 12.0pt mso-bidi-font-family: Zar&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;Letter to the Editor&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;</abstract>
	<keyword_fa>بازدید، خانه اسکان حمایتی، بیماران روانی </keyword_fa>
	<keyword>visit, supporting housing, mental health, patients</keyword>
	<start_page>166</start_page>
	<end_page>169</end_page>
	<web_url>http://ijpcp.iums.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-1-434&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name>noushin</first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name>zarei</last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>نوشین </first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>زارعی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email>noushin_zarei@yahoo.com</email>
	<code>180031947532846005825</code>
	<orcid>180031947532846005825</orcid>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation>Tehran University of Medical Sciences</affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه علوم پزشکی تهران</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name>Masoud </first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name>Ahmadzad Asl</last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>مسعود </first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>احمدزاداصل</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>180031947532846005826</code>
	<orcid>180031947532846005826</orcid>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation>Tehran University of Medical Sciences</affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه علوم پزشکی تهران</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name>Jafar</first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name>Bolhari</last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>جعفر </first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بوالهری</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>180031947532846005827</code>
	<orcid>180031947532846005827</orcid>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation>Tehran University of Medical Sciences</affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه علوم پزشکی تهران</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>
