۱۴ نتیجه برای مراقبت
فریبا طیری، دکتر علی اصغر اصغرنژاد فرید، دکتر جعفر بوالهری، دکتر احمد قاضیزاده،
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۸۵ )
چکیده
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف ارزشیابی برنامه ادغام بهداشت روان در نظام مراقبت های بهداشتی اولیه روستایی شهرستان سنندج انجام شده است.
روش:�در این پژوهش توصیفی- مقطعی اطلاعات مربوط به۳۳۰ نفر از جمعیت روستایی، ۶۰ نفر از بهورزان ، ۳۳ خانه بهداشت، ۱۱ مرکز روستایی و ۶۳ بیمار روانی با خانوادههایشان که به روش نمونهگیری تصادفی در سال ۱۳۸۲ انتخاب شده بودند، بررسی شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای بیماریابی افراد جامعه روستایی، بررسی آگاهی و نگرش افراد جامعه، آگاهی و نگرش بهورزان، بررسی برنامه بهداشت روان در مراکز بهداشتی- درمانی روستایی، بررسی وضعیت بیماران شدید روانی و بررسی وضعیت بیماران صرعی بود. تحلیل داده ها به کمک روشهای آمار توصیفی و آزمون آماری خیدو انجام شده است.
یافتهها:�این پژوهش نشان داد که آگاهی و نگرش بهورزان نسبت به بیماریهای روانی خوب اما بیماریابی آنها ضعیف است. پزشکان شاغل در مراکز روستایی، بهعنوان مهره کلیدی این مراکز در برنامههای بهداشت روان نظارت ضعیفی دارند. بیش از ۴۶%�داروهای اساسی بهداشت روان در مراکز روستایی وجود ندارد و در طی این یکسال هیچگونه نظارتی بر فعالیت پزشکان مراکز روستایی از سوی مشاور علمی برنامه بهداشت روان (روانپزشک) انجام نشده است.
نتیجهگیری: شرکت پزشکان عمومی در برنامه ادغام بهداشت روان در مراقبتهای بهداشتی اولیه چشمگیر نیست.
دکتر ونداد شریفی، دکتر سعید دلیری، دکتر همایون امینی، دکتر محمدرضا محمدی،
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۸۹ )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، بررسی شیوع مشکلات روانپزشکی و علت مراجعه مبتلایان در مراکز بهداشتیدرمانی منطقه ۱۷ تهران میباشد. همچنین این مسأله بررسی شد که وجود شکایات مشخص روانپزشکی یا گزارش سابقه بیماری روانپزشکی توسط خود فرد تا چه حد میتواند پیشبینیکننده وجود مشکل روانپزشکی در مراجعان به این مراکز باشد. روش: این مطالعه یک بررسی مقطعی و توصیفی بود. دو مرکز بهداشتیدرمانی در منطقه ۱۷ تهران بهطور تصادفی از بین مراکز این منطقه انتخاب شدند. مراجعهکنندگان به درمانگاه این مراکز، به صورت پیاپی وارد شده و با پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-۲۸) و پرسشنامه علت و مسیر مراجعه ارزیابی شدند. یافتهها: ۱۲۶ نفر وارد مطالعه شدند (۵۴% مؤنث). بر اساس GHQ، ۴۲ نفر (۳/۳۳%) دچار مشکل روانپزشکی بودند. علت مراجعه تنها ۱۱ نفر (۷/۸%)، شکایت مشخص روانپزشکی بود و ۶۰ نفر (۶/۴۷%) خود را بیمار روانپزشکی میدانستند. ۲۷ نفر (۲/۶۴%) از افرادی که بر اساس GHQ دچار نوعی مشکل روانپزشکی بودند، چه در گذشته و چه در نوبت اخیر مراجعهای برای مشکل روانپزشکی نداشتند. حساسیت وجود شکایات روانپزشکی و گزارش سابقه بیماری روانپزشکی توسط مراجعان، برای تشخیص مشکل روانپزشکی کمتر از ۷۰% و قدرت پیشبینی مثبت آنها کمتر از ۵۵% بود. نتیجهگیری: مشکلات روانپزشکی در درمانگاههای عمومی شایع است، با این حال، اکثر مبتلایان هیچ مراجعه روانپزشکی ندارند. بهعلاوه، اتکای صرف به شکایت اصلی و اظهار خود فرد مبنی بر وجود مشکل روانپزشکی، روش مطمئنی برای غربال اختلالات روانپزشکی در مراکز مراقبتهای اولیه نیست.
دکتر جعفر بوالهری، دکتر علی زجاجی، عیسی کریمی کیسمی، محبوبه نظری جیرانی، سکینه طبائی،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۰ )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اثربخشی آموزش بهداشت روان به داوطلبان بهداشتی و پزشکان متخصص غیرروانپزشک در جلب مشارکت مردمی و ارایه خدمات بهداشت روان در قالب یک الگوی مشارکتی شهری بود. روش: ساکنان سه محله ۱۱، ۱۶ و ۱۸ منطقه شش شهر تهران به عنوان جمعیت زیرپوشش درنظر گرفته شدند. ۲۰ داوطلب (بهعنوان رابط بهداشت روان)، شش کارشناس ارشد روانشناسی بالینی یا مشاوره، سه روانپزشک و ۱۵ پزشک متخصص غیرروانپزشک (همگی ساکن منطقه شش شهرداری) آزمودنیهای پژوهش حاضر بودند که داوطلبانه و بهوسیله فراخوان عمومی در طرح شرکت کردند. دادهها به دو روش کمی (با کاربرد پرسشنامههای ویژگیهای جمعیتشناختی، نظرسنجی پزشکان متخصص و نظرسنجی رابطان بهداشت روان) و کیفی (با ثبت تجربهها و مشاهدهها) گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با کمک SPSS-۱۵ و به روش آزمون آماری t وابسته انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد نمرههای بهدست آمده از دو پرسشنامه نظرسنجی رابطان بهداشت روان و پزشکان متخصص در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت دارد (۰۰۲/۰≥p). همچنین رابطان بهداشت روان شهری پس از آموزش به شناسایی بیماران محله پرداخته، آنها را به مراکز مشاوره، پزشکان متخصص و بیمارستان محلی ارجاع دادند. نتیجهگیری: آموزش مفاهیم بهداشت روان و درگیری رابطان و پزشکان متخصص در یک الگوی مشارکتی در محلهها، میتواند روش مؤثری برای ارایه خدمات مراقبتهای بهداشت روان اولیه در شهرهای بزرگ باشد.
دکتر یاسمن متقیپور ، دکتر جمال شمس، دکتر نیلوفر ثالثیان، دکتر ونداد شریفی، دکتر جواد علاقبندراد،
دوره ۱۷، شماره ۳ - ( ۸-۱۳۹۰ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف سازگاری فرهنگی و بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه تجربه مراقبت از بیمار (ECI) در خانواده بیماران مبتلا به اختلالهای شدید روانپزشکی انجام شد. روش: پس از برگردان ECI و پشتسر گذاشتن مراحلی برای سازگاری فرهنگی، ۲۲۵ نفر از اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلالهای شدید روانپزشکی به ECI، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-۲۸) و پرسشنامه جمعیتشناختی پاسخ دادند. پایایی به دو روش دونیمهسازی و آلفای کرونباخ و روایی به دو صورت همزمان (همبستگی با GHQ-۲۸) و همگرا (همبستگی خردهمقیاسها با هم و با نمره کل) ارزیابی شد. یافتهها: پایایی با کاربرد ضریب همبستگی اسپیرمن- براون ۸۰/۰ و میزان ثبات درونی (آلفای کرونباخ) برای خردهمقیاسها، نمره کل منفی و نمره کل مثبت ۹۰/۰-۵۱/۰ بهدست آمد. ضریب همبستگی پیرسون میان نمره کل منفی ECI و GHQ-۲۸ نیز ۳۷/۰ (۰۱/۰p<) بود. نتیجهگیری: ECI برای اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلالهای شدید روانپزشکی روایی و پایایی قابلقبولی دارد.
دکتر جعفر بوالهری، دکتر حمیدرضا احمدخانیها، دکتر احمد حاجبی، سیدعباس باقری یزدی، دکتر مرتضی ناصربخت، عیسی کریمی کیسمی، سیامک طهماسبی،
دوره ۱۷، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، ارزشیابی برنامه ادغام بهداشت روان در سامانه مراقبتهای بهداشتی اولیه (PHC) بود. روش: پژوهش توصیفی- مقطعی حاضر به دو روش کمی و کیفی انجام شد. ۱۲۰۹ نفر از جمعیت عمومی، ۱۴۶ بهورز، ۳۵ کاردان و ۵۱ پزشک عمومی مراکز بهداشتی- درمانی مناطق زیر پوشش و غیرزیر پوشش بهداشت روان دانشگاههای علومپزشکی گیلان، تهران، مشهد، ایران، کرمان و کرمانشاه، بهصورت چندمرحلهای و به روش تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. شش پرسشنامه آگاهی و نگرش بهورزان در مورد بیماریهای روانی؛ عملکرد بهورزان در مورد آموزش، بیماریابی، پیگیری و ارجاع بیماران مبتنی بر برنامه ادغام بهداشت روان؛ آگاهی و نگرش جمعیت عمومی نسبت به بیماریهای روانی، صرع و عقبماندگی ذهنی و علل بروز این بیماریها و روشهای درمانی آنها؛ آگاهی پزشکان عمومی نسبت به درمان، ارجاع و ادغام برنامه بهداشت روان در PHC؛ عملکرد پزشکان عمومی مراکز بهداشتیدرمانی و بررسی کیفی در گروه متمرکز برای گردآوری دادهها بهکار رفتند. دادهها با روشهای آمار توصیفی و آزمون t مستقل تحلیل شدند. یافتهها: تفاوت دو گروه بهورزان زیر پوشش و غیر زیر پوشش در آگاهی (۰۱/۰≥p) و نگرش (۰۴/۰≥p)، نیز تفاوت دو گروه جمعیت عمومی زیر پوشش و غیر زیر پوشش در آگاهی (۰۰۱/۰≥p) و نگرش (۰۰۱/۰≥p) معنادار و میزان بیماریابی بهورزان در خانوادههای زیر پوشش ۲۵/۸ در ۱۰۰۰ نفر جمعیت بود. درحالیکه آگاهی بهداشت روان پزشکان عمومی در مناطق زیر پوشش بالا بود، آنان در ۳/۳۴ و ۶/۴۸ درصد موارد بهترتیب در تشخیص و درمان بیماران روانپریش مشکل داشتند. نتیجهگیری: ادغام برنامه بهداشت روان در PHC، روشی مؤثر و بهصرفه است، که با نظارت و ارزشیابی مستمر، میتواند به پیامدهای ارزشمندی بینجامد.
شقایق شاهمحمدی، دکتر حمید یعقوبی، دکتر جعفر بوالهری، شیرین مشیرپور،
دوره ۱۹، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مرور بررسیهای انجامشده در ایران در مورد برنامه ادغام خدمات بهداشت روان در مراقبتهای بهداشتی اولیه ( PHC )، طی سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۶ است. روش : جستوجوی الکترونیک، جستوجوی دستی، جستوجو در فهرست منابع و تماس با اشخاص صاحبنظر انجام و بانکهای اطلاعاتی Pubmed ، IranDoc ، SID ، IranPsych ، Embase ، PsycINFO و Iranmedex جستوجو شد. در مجموع، از تعداد ۱۵۶ چکیده پژوهش بهدستآمده، ۲۶ گزارش و پژوهش مرتبط با برنامه ادغام خدمات بهداشت روان در PHC انتخاب شد. یافتهها : گزارشهای مستند بیانگر آن است که در طول ۲۰ سال گسترش تدریجی برنامه، ۶/۵۴ درصد جمعیت کشور (۲/۹۵ درصد جمعیت روستایی و ۶/۳۶ درصد جمعیت شهری) زیر پوشش این برنامه قرار گرفتهاند. میزان کل بیماریابی بهورزان در زمان بررسی ۷/۱۴-۳/۴ نفر در هزار نفر جمعیت بود. نُه بررسی انجامشده درباره سنجش آگاهی و نگرش بهورزان و افراد جامعه، حاکی از افزایش مطلوب در این متغیر بود. نتیجهگیری : اجراء برنامه ادغام خدمات بهداشت روان در PHC در مناطق روستایی و شهرهای کوچک با موفقیت همراه بوده، اما جوابگوی جمعیت کلانشهری و شهرهای بزرگ کشور نیست. بنابراین تجدیدنظر در این برنامه ضرورت دارد.
دکتر ونداد شریفی، دکتر فرید ابوالحسنی، دکتر علی فرهودیان، دکتر معصومه امین اسماعیلی،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۲ )
چکیده
هدف : هدف پژوهش حاضر مرور شواهد اثربخشی و هزینه- اثربخشی انواع خدمات جامعهنگر به بیماران مبتلا به اختلالهای روانپزشکی بود. روش : بانکهای اطلاعاتی کاکرین و پابمد و فهرست منابع پژوهشهای مرتبط بررسی شد. بررسیهای مروری نظامدار و کارآزماییهای بالینی شاهددار تصادفی ارزیابی شدند. معیار ورود شامل دربرگرفتن شاخصهای اثربخشی و هزینه- اثربخشی مدلهای ارائه خدمات بود. این شاخصها در مورد خدمات ارائهشده به بیماران مبتلا به اختلالهای شدید و خفیف روانپزشکی مقایسه شدند. یافتهها : خدمات ارائهشده شامل درمان جامعهنگر پیگیرانه، مدیریت بیمار، ویزیت در منزل، مداخله در بحران، یادآوری، آموزش خانواده و بیمار و اشتغال حمایتشده بود. اثربخشی و هزینه- اثربخشی درمان جامعهنگر پیگیرانه و آموزش خانواده قویترین شواهد را داشتند و بر شاخصهایی چون میزان بستری، مدت بستری و تداوم تماس با سامانه درمانی اثربخش بودند. شواهد مربوط به هزینه- اثربخشی سایر مدلها ناکافی یا متناقض بود. در مورد اختلالهای خفیف روانپزشکی، الگوهای ارائه خدمات شامل غربالگری و ارائه بازخورد صرف، آموزش پزشکی پیوسته، رهنمودهای بالینی، مداخله/ مراقبت مبتنی بر تلفن، سامانه ارجاع و مشاوره-رابط، برنامه پیشگیری و درمانی مبتنی بر اینترنت، برنامه پیشگیری مبتنی بر مدرسه برای افسردگی و/یا اضطراب و مراقبت مشارکتی بود. مؤثرترین و هزینه- اثربخشترین الگوها، مراقبتهای مشارکتی و مراقبتهای ارائهشده اینترنتی بود. کاهش نشانههای بیماری، رضایتمندی بیمار و کاهش بار اقتصادی ناشی از بیماری تحمیل شده بر خانواده از جمله پیامدهای مثبت مداخلهها بود. نتیجهگیری : شواهد در مورد الگوهای ارائه خدمات به بیماران مبتلا به اختلالهای روانپزشکی خفیفتر بهطور عمده از مدلهای مشارکتی برای ارائه خدمات و در مورد اختلالهای شدیدتر از مدلهای پیگیری فعال و آموزش خانواده حمایت میکنند. این مدلها روی پیامدهای بالینی اثربخشند، قابل اجرا هستند و هزینه- اثربخشی مطلوبی دارند.
دکتر محمد باقر صابری زفرقندی، دکتر محسن روشنپژوه، دکتر رکسانا میرکاظمی، دکتر جعفر بوالهری،
دوره ۱۹، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۲ )
چکیده
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از سال ۱۳۸۳ برنامه پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد و پیشگیری از ویروس نقص ایمنی انسان( HIV ) را در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه( PHC ) ادغام کرده است. چالشهای اساسی این برنامه، طبق دیدگاه صاحبنظران، شامل تغییر مفهوم و کارکرد نظام PHC ، هماهنگی کم خدمات کاهش تقاضای مواد با نظام PHC ، نبود پذیرش طرح ادغام خدمات کاهش تقاضای مواد در نظام PHC ، وضعیت قوانین موجود، سیاستگذاری و چالشهای مربوط به ماهیت اعتیاد است
.
دکتر مریم رسولیان، دکتر جعفر بوالهری، دکتر مرضیه نجومی، دکتر سپیده حبیب، مصلح میرزایی خوشالانی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۴ )
چکیده
!هدف: خشونت خانگی پدیدهای شایع در جوامع و یک اولویت بهداشتی کشورهاست. عوامل متعددی، مانند عوامل زیستشناختی، ژنتیکی، روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و معنوی در شکلگیری خشونت خانگی یا جلوگیری از بروز آن نقش دارند. بنابراین، در مداخلات پیشگیرانه و مراقبت مستمر و مؤثر بهتر است نظام مراقبتی یکپارچهای بهکار گرفته شود که بتواند همه عوامل مؤثر را پوشش دهد. در ایران نیز پژوهشهایی در مورد شیوع و چند مداخله با رویکردهای آموزشی انجام شده است. روش: با طراحی یک پژوهش پیشگیری از همسرآزاری در نظام مراقبهای بهداشتی اولیه کوشش شد تا مدلی یکپارچه، مبتنی بر جامعه و بر مراقبتهای بهداشتی اولیه ایران طراحی و اجرا شود. مدل حاصل از این پژوهش کاربردی در نوشته حاضر ارائه میشود. یافتهها: مدل «پیشگیری از همسرآزاری در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه» بهگونهای طراحی شده که قادر است در سطح جامعه روستایی و شهرهای کوچک، با کمک متون آموزشی، کارکنان مراقبتهای بهداشتی اولیه، مانند بهورزان، کاردانها و کارشناسان بهداشتی و پزشکان خانواده را بهشکل کوتاهمدت آموزش دهد تا بتوانند به شناسایی موارد همسرآزاری، برقراری ارتباط، ثبت موارد و ارجاع قربانیان همسرآزاری جسمی بپردازند و با درمان مشاورهای، حمایتی و دارویی به تسکین رنجهایشان کمک کنند. نتیجهگیری: این مدل توانست با آگاهسازی و حساسسازی کارکنان مراقبتهای بهداشتی اولیه بر همه محدودیتها و نارساییهایی که در مطالعه رمزی و همکاران درباره بیمیلی کارکنان در همکاری به برنامه پیشگیری از خشونت گزارش شده بود، غلبه کند و نشان دهد بخش پزشکی و مراقبتهای بهداشتی اولیه منبع ارزشمندی در کمک به اجرای برنامههای پیشگیری از خشونت هستند. این مدل محدودیتهایی نیز دارد و پیشنهادهایی برای کمک به رفع محدودیتها در سطح کشور و تبادل تجربه با کشورهای منطقه ارائه شده است.
دکتر جعفر بوالهری، دکتر کوروش کبیر، دکتر احمد حاجبی، سید عباس باقری یزدی، دکتر حسن رفیعی، دکتر مسعود احمدزاد اصل، دکتر نیلوفر مهدوی هزاوه، دکتر محمدرضا رهبر، دکتر سید عباس متولیان، دکتر حسین کاظمینی،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۵ )
چکیده
هدف: سلامت روان در ایران فراز و نشیبهای زیادی را گذرانده است. ادغام بهداشت روان در مراقبتهای بهداشتی اولیه با ایجاد دسترسی بخصوص در روستاها، نتایج قابل توجهی داشته است. با گذشت نزدیک به سه دهه از اجرای برنامه ادغام ، با توجه به تغییرات جمعیتی، نیازها و اولویتها تغییر کرده است و در ارزشیابیهای انجام شده، بازنگری آن ضروری بیان شده است. با توجه به اجرا و گسترش برنامه پزشک خانواده، و به منظور بهبود خدمات اولیه سلامت روان در چارچوب آن، بازنگری برنامه جاری مد نظر قرار گرفت. این مقاله به معرفی اهداف و راهبردها و اقدامات لازم تنظیم شده در این بازنگری میپردازد. روش: در طرح «بازنگری برنامه ادغام سلامت روان در مراقبتهای بهداشتی اولیه و برنامه پزشک خانواده» ترکیبی از مطالعات مروری و روش های کیفی استفاده شد و منابع، تجارب و اسناد معتبر در دنیا و کشور مرور شد. از بحث گروهی و پانل خبرگان و روش دلفی برای تعیین نارساییها، اهداف و راهکارها و رسیدن به اجماع استفاده شد. یافتهها: ارزشهای مورد نظر برنامه در چند محور و با تعیین اهداف کلی شکل گرفت و برای دستیابی به این اهداف راهکارهایی در حیطههای مختلف شامل: ارایه خدمت، آموزش، نظام اطلاعات و ارزشیابی، جلب مشارکت، تدارک داروهای اساسی، بهبود کیفیت و مسائل مالی و اداری طراحی شد و برای هر راهکار، اهداف و اقدامات لازم مشخص گردید. نتیجهگیری: در ارایه خدمات، علاوه بر افزایش پوشش، خدمات باید بیشتر جامعه نگر شوند و خدمات روانشناختی و ارتقای سلامت روان با دستورالعملهای مشخص در نظام ارایه خدمات استقرار یابند و به تمرکز برنامه باید از گسترش پوشش خدمات به سمت ارتقاء سوق پیدا کند. تقویت نظام جمعآوری اطلاعات با هدف تحقیقات کاربردی، و ایجاد نظامی برای حمایت از بیماران دچار اختلالهای مزمن شدید و مراقبان آنها، باید مد نظر قرار گیرد و تأمین نیروی انسانی توانمند و مشارکت سازمانها، ارایه دهندگان خدمات و دریافت کنندگان آن مورد توجه قرار گیرد و شاخص رضایت دریافت کنندگان خدمات برای بهبود کیفیت به کار گرفته شود. اجرای راهکارها و مداخلات سلامت روان با حفظ نقاط قوت برنامههای قبلی در بستر برنامه پزشک خانواده و در هر بستر دیگر، برای ارایه مراقبتهای بهداشت روان، با تغییرات جزیی قابل اجرا است که وجود اراده لازم در تصمیم گیرندگان و جدیت و ثبات در تامین منابع لازم برای اجرای برنامه لازمه آن است.
مهدیه صالحی، مسعود احمدزاد اصل، روح الله صدیق، وحید راشدی، مصطفی الماسی دوغایی، لیلا کمالزاده، بهنام شریعتی،
دوره ۲۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۹ )
چکیده
اهداف: دمانس بیماری شایعی در سالمندان است که بار مراقبت زیادی به اعضای خانواده تحمیل میکند. عوامل زیادی میتوانند با این بار در ارتباط باشند و یکی از این عوامل سلامت معنوی مراقبین است. این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین سلامت معنوی با بار مراقبت در بین مراقبین غیررسمی سالمندان مبتلا به دمانس طراحی و اجرا شد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر که از نوع همبستگی است، بر روی ۶۰ نفر از مراقبین سالمند مبتلا به بیماری دمانس مراجعهکننده به بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) و کلینیک مغز و شناخت در شهر تهران و در سال ۱۳۹۷ انجام شد. نمونهها به روش نمونهگیری دردسترس و هدفمند انتخاب شدند. دو پرسشنامه روا و پایاشده بار مراقبت در بین بیماران دمانس و سلامت معنوی و یک چکلیست مشخصات جمعیتشناختی جهت بررسی اهداف پژوهش استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی در نرمافزار SPSS با سطح خطای نوع اول ۰/۰۵ انجام گرفت.
یافته ها: ۷۵ درصد نمونه موردبررسی (مراقبین) زن و مابقی مرد بودند. میانگین سن در کل نمونه ۴۷ سال بود. حدود ۱۶/۷ درصد مراقبین دارای بار مراقبت پایین، ۳۵ درصد دارای بار مراقبت متوسط رو به بالا، ۲۵ درصد دارای بار مراقبت متوسط و ۲۳/۳ درصد دارای بار مراقبت بالا بودند. ۱/۷ درصد مراقبین دارای سلامت معنوی پایین، ۶۶/۷ درصد دارای سلامت معنوی متوسط و ۳۱/۷ درصد نیز دارای سلامت معنوی بالا بودند. بر اساس تحلیل دومتغیره، بین بار مراقبت از بیمار با بُعد مذهبی رابطه منفی و غیر معنادار (۰/۰۸۹=P=۰/۵۰۵ ، r) و با بُعد وجودی رابطه آماری منفی و معناداری (۰/۲۹۸=P=۰/۰۲۳، r) وجود داشت. با توجه به نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندگانه (با ورود برخی مشخصههای جمعیتناختی به عنوان متغیرهای کووریت و دو بعد مذهبی و وجودی سلامت معنی) فقط بُعد وجودی در مدل باقی ماند (۰/۲۹۸=P=۰/۰۲۳، β) که حدود ۹ درصد از تغییرات بار مراقبت را تبیین کرد.
نتیجه گیری: سلامت معنوی به عنوان محور و مرکز اصلی سایر ابعاد سلامت نقش مؤثر بر بهبود سلامت کلی مراقبین ایفا میکند. بنابراین، سلامت معنوی علاوه بر اینکه یکی از تعیینکنندههای مؤثر بر بار مراقبت است، به عنوان عاملی در تقویت سایر ابعاد سلامت نیز عمل میکند. درمجموع مراقبت تجربهای سخت و پرتنش است و اطلاع از مضامین مثبت مثل معنویت به درمانگران کمک میکند که راهکارهایی به مراقبین جهت کاهش استرس و بار مراقبت ارائه دهند.
مهرداد کاظمزاده عطوفی، نازیلا رضایی، فرزاد کمپانی، فاطمه شیرزاد، شیرین جلالی نیا،
دوره ۲۶، شماره ۳ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده
اهداف: شیوع بیماری ویروسی جدید در ووهان چین در دسامبر سال ۲۰۱۹، در مدت زمان خیلی کوتاهی، به دلیل سرعت انتشار ویروس منجر به یک پاندمی جهانی شد. این مقاله قصد دارد با استفاده از اصول و روشهای مرور نظاممند منابع موجود به بررسی الزامات ارائه خدمات بهداشت روان هنگام شیوع بیماری کووید ۱۹ بپردازد.
مواد و روش ها: یک جستوجوی جامع در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی پابمد، NLM Gateway ،ISI و اسکوپوس انجام شد. همچنین پایگاههای سایک اینفو و بانک اطلاعاتی CINAHL نیز جستوجو شدند. ریشههای واژگانی اصلی برای شکلگیری استراتژی جستوجوی کلمات «Covid» ،«mental health» ،«care» ،«services» بودند. تمام مقالات مربوط بدون در نظر گرفتن زمان انتشار و زبان مقاله جمعآوری شدند. از آنجا که با توجه به ماهیت انتشارات، انجام یک بررسی رسمی سیستماتیک امکانپذیر نبود، تصمیم گرفته شد از ترکیب مرور سیستماتیک و یک مرور روایتی به عنوان مکمل برای پوشش تمام حوزهها استفاده شود.
یافته ها: از هشتاد مقاله بهدستآمده بعد از حذف موارد تکراری، ۵۸ مقاله وارد مراحل سهگانه پالایش شد. این مراحل مبتنی بر جستوجو در عنوان، خلاصه و متن کامل مقاله بود و درنهایت، چهار مطالعه گزارش شده، مورد استخراج اطلاعات قرار گرفت. یافتههای مربوطه، نکات کلیدی و نتایج تحقیق خلاصه شده در مؤلفههای اصلی زیرساختها و منابع شامل: سیاستگذاری برای گروههای در معرض خطر، رویکردهای مختلف در ارائه خدمات بهداشت روان، بسترهای غیرمستقیم برای ارائه خدمات بهداشت روان، نگرشهای پیگیری و تحقیقات تکمیلی بود.
نتایج: اصلی مطالعه نشان داد که بسیاری از مطالعات به بررسی پیامدهای جنبههای جسمی و علائم تشخیصی بیماری پرداختهاند. در چنین مواردی، جنبههای سلامت روان یا کمتر دیده شده و یا مورد غفلت قرار گرفته است. در زمینه پیامدهای سلامت روان، توجه فوری و اولویت دادن به برنامههای فشرده برای ارزیابی سلامت روان، آمادگی برای خدمات حمایتی، درمان و پیشگیری مورد تأکید قرار گرفته است.
نتیجه گیری: هنگام بهکارگیری مداخلات بهداشت روان، به منظور بهبود خدمات، علاوه بر توجه به محدودیتها و چالشهای اجرایی باید به نگرش گروههای هدف و ترجیحات آنها نیز توجه شود.
ندا اسدی، فاطمه سلمانی، سیروس پورخواجویی، معصومه مهدوی فر، زهرا رویانی، مهین سلمانی،
دوره ۲۶، شماره ۳ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده
اهداف: شیوع ویروس کرونا و پیامدهای روانی اجتماعی مرتبط با سلامت یکی از مهمترین وقایع اجتماعی بشر در قرن ۲۱ است. پرستاران به دلیل تماس نزدیک با بیماران کووید ۱۹در برابر عفونت آسیبپذیر بوده و بنابراین با پیامدهای روانشناختی شدیدی روبهرو هستند. این مطالعه با هدف تعیین همبستگی بین اضطراب کرونا و رفتارهای مراقبتی پرستاران شاغل در بیمارستانهای ارجاعی کرونا انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک پژوهش مقطعی از نوع توصیفی همبستگی است. نمونهگیری به شیوه سرشماری انجام شد. درمجموع ۱۶۶ پرستار از دو بیمارستان ارجاعی کرونا در شهر کرمان وارد مطالعه شدند. سه پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، اضطراب بیماری کرونا و پرسشنامه رفتارهای مراقبتی برای جمعآوری دادهها مورد استفاده قرار گرفت. آنالیز دادهها به کمک نرمافزار SPSS نسخه ۱۸ با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.
یافته ها: نمره کلی اضطراب کرونا در پرستاران مورد مطالعه ۹/۸۰±۲۱/۳۹ و نمره کلی رفتار مراقبتی آنها ۴/۲±۱۰۹/۷ با طیف ۹۴ تا ۱۱۸ بود. ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد بین اضطراب کرونا با رفتار مراقبتی در پرستاران همبستگی معنیداری وجود ندارد (۰/۰۵
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد پرستاران شاغل در بخشهای کرونا از اضطراب متوسط رنج میبرند و میزان رفتارهای مراقبتی ارائهشده توسط پرستاران، در حد مطلوب است. پیشنهاد میشود در زمان شیوع بیماریهای نوظهور و همهگیر، جهت کاهش اضطراب پرسنل پرستاری، آموزش راهبردهای مقابله با اضطراب و مهارتهای تابآوری و حل مسئله بیش از پیش مورد توجه مدیران قرار گیرد.
معصومه خیرخواه، زهره کیانی، امیرسام کیانی مقدم، زهرا امان اللهی، فاطمه فرشاد، مریم معادی اصفهان،
دوره ۲۹، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف سقط جنین یکی از پدیدههای آسیبزا در زندگی زنان است. ترومای حاصل از آن سبب ترس از تکرار سقط، ناامیدی، ناتوانی، کاهش اعتمادبهنفس، انزوا و اختلال در سلامت روان و کاهش کیفیت زندگی میشود. مطالعه حاضر باهدف تعیین تأثیر مشاوره مراقبتی حمایتی بر کیفیت زندگی زنان باردار با سابقه سقط جنین اجرا شد.
مواد و روش ها این مطالعه یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی بود. نمونه شامل ۷۲ زن باردار با سابقه سقط بود که برای دریافت مراقبتهای دوران بارداری به مراکز جامع سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مراجعه کرده بودند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه جمعیتشناختی و کیفیت زندگی بود. گروه آزمایش در طی ۳ جلسه (۲ جلسه اول حضوری و جلسه سوم تلفنی) مداخله مبتنی بر رویکرد سوانسون را دریافت کردند، اما در طی این دوران گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها در ۳ مرحله (پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری) از مداخله از ۲ گروه گردآوری شد. بهدلیل ملاحظات اخلاقی، پس از اتمام گردآوری دادهها، مداخله مبتنی بر روش سوانسون بر روی گروه کنترل نیز اجرا شد. دادهها با آزمونهای آماری کایاسکوئر، تی زوجی، تحلیل واریانس تکراری، تی تست، تحلیل واریانس با اندازههای تکراری دو طرفه با نرمافزار SPSS نسخه ۲۵تحلیل شد.
یافته ها هر دو گروه ازنظر مشخصات جمعیتشناختی و کیفیت زندگی قبل از مداخله مشابه بودند (۰/۰۵>P). ۴ هفته و ۸ هفته بعد از مداخله میانگین نمره کسبشده در گروه آزمایش بالاتر از کنترل بود (۰/۰۵>P). در ۸ هفته بعد از مداخله نمره کیفیت زندگی در ابعاد عملکرد جسمی (۰/۰۰۹=P)، عملکرد اجتماعی (۰/۰۳۹=P)، ایفای نقش هیجانی (۰/۰۰۴=P) و درد بدنی (۰/۰۰۴=P) بیشتر از کنترل بود (۰/۰۵>P).
نتیجه گیری روش مشاوره مراقبتی حمایتی بهعنوان یک مداخله مامامحور کیفیت زندگی زنان باردار با سابقه سقط جنین را بهبود میبخشد. بنابراین میتوان از این رویکرد در مراقبتهای زنان باردار با سابقه سقط جنین استفاده کرد.