۵ نتیجه برای گلزاری
دکتر ابراهیم عبدالهیان، دکتر محسن نوزادی، دکتر محمد رضا سر گلزاری،
دوره ۶، شماره ۱ - ( تابستان ۱۳۷۹ )
چکیده
هدف: اختلال افسردگی یکی از شایعترین اختلالهای روانپزشکی و از علل شایع ناتوانیها و مرگ زودرس است. این اختلال همچنین باعث افزایش هزینههای اقتصادی تحمیل شده به فرد و جامعه میگردد. هدف از اجرای این بررسی مقایسه هزینههای مستقیم و غیر مستقیم بیماری در افراد افسرده با جمیعت کلی، دفعات مراجعه به پزشک، دفعات انجام بررسیهای پاراکلینیک و روزهای غیبت از محل کار یا تحصیل در مدت یکسال میباشد. روش: ۱۰۰ بیمار افسرده (۶۷% زن و ۳۳% مرد) و ۱۰۰ نفر غیر افسرده (۶۶% زن ۳۴% مرد) که از نظر سن، میزان تحصیلات و وضیعت شغلی مشابه بودند به کمک یک پرسشنامه جمیعت شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. دادههای پژوهش به کمک شیوههای آمار توصیفی و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که دو گروه از نظر شمار مراجعههای پزشکی (غیر از مراجعههای روانپزشکی)، شمار بررسیهای آزمایشگاهی و روزهای غیبت از محل کار و تحصیل تفاوت معنی داری با یکدیگر داشتند.
لیلا محمدی، دكتر پروانه محمدخانی، دكتر بهروز دواتشاهی، دكتر محمود گلزاری،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( پاييز ۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
هدف: هدف این پژوهش بررسی نشانگان اختلال استرس پساز سانحه و همبودی افسردگی، اضطراب، خشم و تجزیه با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بر اساس تفاوت جنسیتی در دو گروه نوجوانان دختر و پسر زلزلهزده شهر بم و مقایسه آن با نوجوانان بهنجار شهر تهران بود. روش: ۱۰۰۰ دانشآموز ۱۱ تا ۱۶ ساله شهر بم (۳۰۰ پسر و ۷۰۰ دختر) با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای در دو مقطع تحصیلی بهعنوان گروه آزمایش، و ۳۰۴۲ دانشآموز ۱۱ تا ۱۶ ساله شهر تهران بهعنوان گروه ملاک مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با دو ابزار سیاهه مقیاس رویداد آسیبزا برای کودکان (فرم A) و مقیاس نشانگان استرس پس از سانحه (فرم مصاحبه) گردآوری و به روشهای همبستگی، tمستقل، مجذور کای دو متغیره (۲χ) و کروسکال والیس تحلیل شدند. یافتهها: نوجوانانی که رویداد آسیبزا را تجربه کرده بودند، بیش از نوجوانان بهنجار، نشانگان افسردگی، اضطراب، استرس پسآسیبی، خشم و تجزیه را گزارش کردند (۰۱/۰p≤). در گروه مبتلایان به PTSD، دختران همه نشانههای PTSD را به استثنای نشانههای خشم، بیش از پسران گزارش کردند، اما فراوانی نشانههای PTSD در حد بیمارگونه (۶۵T≥) در پسران بیش از دختران بود، هرچند این تفاوت معنیدار نبود. فراوانی PTSD در گروه آزمایش ۲۰% بود. نتیجهگیری: همبودی بالایی بین نشانگان اختلال استرس پسآسیبی با سایر نشانگان وجود دارد که میتواند منجر به گزارش بالای فراوانی اختلال استرس پس از سانحه شود.گر چه آسیبپذیری روانی در پسران بیش از دختران بود، ولی به نظر میرسد انتظارات نقش جنسیتی در ابراز هیجانات عاطفی و نحوه بیان نشانگان روانی در این مسأله نقش داشته باشد.
زینب لشنی، دکتر محمدرضا شعیری، دکتر محمدعلی اصغریمقدم، دکتر محمود گلزاری،
دوره ۱۸، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۱ )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، پاسخگویی به این پرسش بود که آیا راهبردهای گوناگون شکرگزاری میتواند عاطفه مثبت، شادکامی و خوشبینی را در ایرانیانی که عاطفه مثبت پایینی دارند، فزونی بخشد؟ روش: در پژوهش شبهتجربی حاضر، با کاربرد طرح پیشآزمون- پسآزمون، ابتدا ۶۳۶ آزمودنی از دانشگاههای شاهد، ولیعصر (عج) و علم و فرهنگ با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب و سپس از میان آنان بر پایه نمره برش عاطفه مثبت پایین، ۹۶ آزمودنی برگزیده شد، که در نهایت بر پایه رضایت به شرکت در پژوهش، ۶۲ آزمودنیِ باقیمانده بهطور تصادفی در هفت گروه (راهبردهای شاکرانه و خنثی مربوط به سه الگوی امونس، سلیگمن و کلامی- عملی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند و دستورالعملهای جداگانه را در پاکتهای مخصوص به خود دریافت کردند. دادهها با مقیاس عواطف مثبت و منفی (PANAS)، پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHQ) و آزمون جهتگیری زندگی (LOT) گردآوری شد. پس از اُفت آزمودنیها، دادههای مربوط به ۵۰ آزمودنی با روشهای آماری کروسکالوالیس و U منویتنی تحلیل شدند. یافتهها: یافتهها نشانگر افزایش عاطفه مثبت در اثر راهبردهای شکرگزاری سلیگمن و کلامی- عملی (۰۲/۰=p) و افزایش شادکامی (۰۴/۰=p) در اثر هر سه راهبرد شاکرانه امونس، سلیگمن و کلامی- عملی بود. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر بیانگر تأثیر بهکارگیری راهبردهای شکرگزاری بر گسترش عاطفه مثبت و شادکامی است.
دکتر حمید خانیپور، دکتر میترا حکیم شوشتری، دکتر احمد برجعلی، دکتر محمود گلزاری، دکتر محمدرضا فلسفینژاد،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۳ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نقص
کنترل تکانه و خودجرحی بدون خودکشی با اثر واسطهای خودبیکفایتپنداری در
نوجوانان با سابقه بدرفتاری دوران کودکی انجام شد. روش: در قالب یک طرح
همبستگی، ۱۶۹ نفر از نوجوانان با سابقه بدرفتاری دوران کودکی، به روش نمونهگیری
خوشهای انتخاب شدند. از شرکتکنندگان خواسته شد به فهرست رفتارهای خودجرحی بدون خودکشی،
مقیاس مشکلات تنظیم هیجانی (DERS) و مقیاس انواع
خودانتقادی/ خوداطمینانبخشی (FSCSR) پاسخ دهند.
از همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا)، رگرسیون چند متغیره و تحلیل
واسطهای برای تحلیل آماری دادهها استفاده شد. یافته ها: در ۴۹درصد شرکتکنندگان
حداقل یک نوع رفتار خودجرحی وجود داشت و سابقه خودجرحی در دختران بیشتر از پسران
بود. بین نمره کلی مشکلات تنظیم هیجانی و خودانتقادی با فراوانی خودجرحی بدون
خودکشی رابطه وجود داشت. نتایج تحلیل واسطهای نشان داد خودبیکفایتپنداری، در
رابطه نقص کنترل تکانه و فراوانی خودجرحی بدون خودکشی، نقش واسطهای دارد. نتیجه گیری: به نظر میرسد نقص کنترل تکانه، بهعنوان نوعی آسیبپذیری
هیجانی، و خودبیکفایتپنداری، در نقش سازوکار واسطهای، پیشبینیکنندههای
خودجرحی بدون خودکشی باشند. این یافتهها از مدل تنظیم هیجانی و مدل آسیبشناسی
تحولی خودجرحی بدون خودکشی حمایت میکند؛ نوجوانان دچار خودجرحی دچار نقص پایدار
درونی در کنترل تکانهها هستند، اما علت خودجرحیشان بیزاری و تنفر از خود و
مازوخیسم نیست.
فاطمه ریاحی، محمود گلزاری، فرشته موتابی،
دوره ۲۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۹ )
چکیده
اهداف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی رابطه بین سازه کلی تنظیم هیجان و هریک از مؤلفههای آن با رضایت زناشویی انجام پذیرفت. ارزیابی نقش تعدیلکنندگی جنسیت در رابطه بین تنظیم هیجان و رضایت زناشویی از دیگر مقاصد این پژوهش بود.
مواد و روش ها: طرح این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. ۱۵۶ زوج ساکن شهر تهران در سال ۱۳۹۶ با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان با پاسخگویی به مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و مقیاس سازگاری زوجی، توانایی تنظیم هیجان و میزان رضایت زناشویی خود را درجهبندی کردند. به منظور ارزیابی تأثیرات بینفردی، تحلیل دادهها با استفاده از مدل وابستگی متقابل عامل ـ شریک صورت گرفت.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که هم در زنان و هم در مردان، توانایی کلی تنظیم هیجان پیشبینیکننده رضایت خود فرد و همسر او از رابطه است. نمرات زنان در هر شش مؤلفه تنظیم هیجان و نمرات مردان در همه مؤلفهها به استثنای آگاهی از هیجانات، پیشبینیکننده رضایت زناشویی خود آنها بود. در مردان مؤلفههای پذیرش هیجانات، توانایی رفتار هدفمند، کنترل تکانه و دسترسی به راهبردهای تنظیم هیجان با رضایت زناشویی همسر ارتباط داشت. در زنان مؤلفههای کنترل تکانه، دسترسی به راهبردهای تنظیم هیجان و درک واضح هیجانات، پیشبینیکننده رضایت زناشویی همسر بود. تحلیل انجامشده، نقش تعدیلکنندگی جنسیت را در رابطه بین تنظیم هیجان و رضایت زناشویی تأیید نکرد.
نتیجه گیری: یافتهها مؤید اهمیت تمرکز بر تنظیم هیجان و مؤلفههای آن در ارزیابی و درمان مشکلات زوجی است. همچنین به منظور درک بهتر پدیدههای بینفردی، استفاده از روشهای تحلیل آماری زوجی توصیه میشود.