جستجو در مقالات منتشر شده


۸ نتیجه برای نصیری

دكتر کارولین ریف، حبیب‌اله نصیری، دكتر مرتضی لطیفیان،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( پاييز ۱۳۸۸ )
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی آلکسیتیمیا در کودکان و نوجوانان و ارتباط آن با مشکلات خلقی، توانش‌های هیجانی و شکایت از دردهای جسمی ‌بود. روش: ۵۹۳ نفر (۳۰۸ دختر و ۲۸۵ پسر) از دانش‌آموزان سال آخر دبستان و مدارس راهنمایی شهر شیراز به‌صورت خوشه‌ای- چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به سه مقیاس آلکسیتیمیای کودکان، فهرست خلقی کودکان و فهرست شکایت از دردهای جسمی پاسخ دادند. روایی ابزارهای به‌کار برده‌شده، با استفاده از روش همبستگی بین خرده‌مقیاس‌ها با هم و با کل مقیاس و پایایی به روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که نتایج بیانگر  بالابودن روایی و پایایی آنها در این بررسی است. داده‌ها به‌کمک تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. یافته‌ها: ابتلا به آلکسیتیمیا با شکایت از دردهای جسمی ‌و هیجان‌های منفی همبستگی مثبت و با شادی همبستگی منفی داشت. تفاوت‌های جنسیتی نیز معنی‌دار بودند، بدین‌صورت که میانگین نمرات دختران از پسران بیشتر بود. نتیجه‌گیری: خرده‌مقیاس اشکال در تشخیص هیجان‌ها دارای بالاترین قدرت پیش‌بینی و خرده‌مقیاس تفکر معطوف به بیرون دارای کمترین قدرت پیش‌بینی است.


فرحدخت رنجبر، بهروز قنبری، شیوا خالق‌پرست، دکتر هومان منوچهری، دکتر نویده نصیری،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۰ )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه ترخیص بر آگاهی، نشانه­های بالینی و دفعات بستری بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا انجام شد. روش: در این کارآزمایی بالینی، ۴۶ بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیای بستری در بیمارستان­های روانپزشکی دانشگاه علوم­پزشکی ایران با در نظر گرفتن معیارهای ورود، در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. برای گروه آزمایش برنامه ترخیص که برپایه الگوی فرآیند پرستاری طراحی شده بود، به­مدت شش جلسه در بیمارستان و شش جلسه در منزل بیمار (تا سه ماه پس از ترخیص از بیمارستان) اجرا شد. برای گردآوری داده­ها، پرسش‌نامه­های گردآوری داده­های جمعیت‌شناختی، فهرست ترخیص و سنجش آگاهی و برای تجزیه و تحلیل آنها آزمون­های فریدمن،T مستقل، ۲c، U من­ویتنی و مک­نمار به‌کار رفت. یافته­ها: میزان آگاهی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل هنگام ترخیص (۰۰۱/۰≥p، ۶۳/۹-=t) و سه ماه پس از ترخیص (۰۰۱/۰≥p، ۶۳/۹-=t) بالاتر بود. از نظر نشانه­های بالینی هنگام ترخیص (۰۰۱/۰≥p، ۳۴/۷-=t) و سه ماه پس از ترخیص (۰۰۱/۰≥p، ۶۷/۱۴-=t) گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در وضعیت بهتری بود. از نظر میزان بستری­شدن نیز میان پیش وسه ماه پس از اجرای برنامه در گروه کنترل تفاوت معنی­دار وجود نداشت، ولی در گروه آزمایش تفاوت معنی­دار بود (۰۰۱/۰≥p، ۸۷/۳-=t). نتیجه­گیری: زیادشدن آگاهی بیماران، افت نشانه‌های بالینی و کم­شدن دفعات بستری از مزایای برنامه ترخیص است، که با توجه به میزان بالای برگشت و بستری­شدن دوباره بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و هزینه­های کلان مراقبتی و درمانی ایشان اهمیت بیشتری پیدا می­کند.  


دکتر امراله ابراهیمی، دکتر مجید برکتین، علیرضا برنامنش، حمید نصیری،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده

 

هدف: از آنجایی‌که افسردگی دوقطبی و تک‌قطبی هم از لحاظ زیستی و هم از نظر ظهور نشانه‌های بالینی متفاوتند، مقیاس‌های موجود اندازه‌گیری افسردگی برای سنجش افسردگی در اختلال دوقطبی مناسب نیستند. هدف پژوهش حاضر، تعیین ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی مقیاس درجه‌بندی افسردگی دوقطبی (BDRS) بود. روش: شرکت‌کنندگان ۳۶۸ نفر، شامل ۱۲۰ بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی در دوره افسردگی، ۱۲۶ بیمار افسرده مبتلا به اختلال افسردگی عمده (تک‌قطبی)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال ۹۱-۱۳۹۰، و ۱۲۲ فرد بهنجار، از همراهان بیماران و کارکنان مراکز نمونه‌گیری، بودند. مقیاس درجه‌بندی افسردگی دوقطبی (BDRS)، مقیاس درجه‌بندی افسردگی هامیلتون (HDRS)، ویراست دوم پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و مقیاس درجه‌بندی مانیای یانگ (YMRS) برای گردآوری داده‌ها به‌کار رفتند و داده‌ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی و تحلیل تمایزات تحلیل شدند. یافته‌ها: مقیاس درجه‌بندی افسردگی دوقطبی در جمعیت ایرانی همسانی درونی بالایی (۸۱/۰=&alpha) داشت و روایی آن از طریق همبستگی بالا با پرسشنامه افسردگی بک (۶۱/۰) و مقیاس درجه‌بندی افسردگی هامیلتون (۷۱/۰) تأیید شد. خرده‌مقیاس آمیخته با مقیاس درجه‌بندی مانیای یانگ همبستگی ۶۹/۰ داشت. تحلیل عاملی سه عامل افسردگی روان‌شناختی، جسمانی و آمیخته را شناسایی کرد که برخی گویه‌های آن با نسخه اصلی متفاوت بود. مناسب‌ترین نقطه برش بالینی، نمره ۱۸ با حساسیت ۹۳ درصد و ویژگی ۹۴ درصد بود. نتیجه‌گیری: نسخه فارسی مقیاس درجه‌بندی افسردگی دوقطبی در جمعیت ایرانی از ویژگی‌های روان‌سنجی مناسب برخوردار است.      


دکتر مهین اسلامی شهربابکی، دکتر منصوره نصیریان،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده

 

هدف: هدف گزارش حاضر توجه به افکار خودکشی در کودکان و ارزیابی این افکار بود. گزارش مورد: این گزارش به معرفی کودک پنج‌ساله­ای می‌پردازد که با علائم تهدید به خودکشی و دیگرکشی با کارد، بی‌قراری، پرحرفی، تحریک‌پذیری و درگیری جسمی و کلامی با اطرافیان می‌پردازد. وی پیشتر، با تشخیص اختلال کمبود توجه و بیش‌‌فعالی، به‌طور کوتاه‌مدت و ناقص با متیل‌فنیدیت درمان شده بود و در زمان تهیه گزارش، در بخش روانپزشکی کودکان بیمارستان شهید بهشتی کرمان، برای نوبت دوم و با فاصله زمانی کوتاه از ترخیص نوبت اول، بستری بود. تفکر در مورد خودکشی، دیگر کشی و یا اقدام به آن، در این کودک به‌دلیل تفکر غیرانتزاعی مختص این دوران و بدون توانایی اندیشیدن به عواقب و کشندگی روش تصور می‌شود. نتیجه‌گیری: حتی در کودکان نیز باید در صورت احتمال وجود افکار خودکشی/دیگرکشی یا اقدام به خودکشی، مورد به‌طور دقیق ارزیابی و اقدامات لازم جهت کاهش این رفتار انجام شود.

 


دکتر مجید محمود علیلو، دکتر عباس بخشی پور رودسری، محمد نصیری،
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده

اهداف پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روابط ساختاری سیستمهای مغزی رفتاری، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسیاجباری با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. فرض بر این است که سیستمهای مغزی رفتاری و حساسیت انزجاری در تعامل با همدیگر به اختلال وسواسیاجباری منجر میشوند. برخلاف برجستگی این مدل، پژوهش کافی برای ارزیابی تجربی آن انجام نشده است.
مواد و روشها طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفیهمبستگی است. برای این منظور، ۳۴۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز با استفاده از نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای سیستمهای بازداری/ فعالسازی رفتاری کارور و وایت، مقیاس حساسیت انزجاری و پرسشنامه بازنگریشده وسواسیاجباری که در اختیار آنها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقهبندی، پردازش و تحلیل دادهها و بررسی فرضیههای پژوهش از نرمافزارهای آماری ۲۲ spss و لیزرل ۸۵,۸ استفاده شد.
یافتهها ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخصهای برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازهگیری، برازش دارد (۹۶/۰=CFI، ۹۴/۰=NFI و ۰۷۶/۰=RMSEA). نتایج نشان داد که سیستم بازداری رفتاری و سیستم فعالساز رفتاری با واسطهگری حساسیت انزجاری بر اختلال وسواسیاجباری به ترتیب با ضریب استاندارد ۲۶۴/۰ و ۲۴۱/۰- در سطح ۰۵/۰>P تأثیر معناداری دارند.
نتیجهگیری یافتههای این پژوهش در کنار حمایت از مدل فرضی برای اختلال وسواسی اجباری، چارچوب مناسبی برای سببشناسی این اختلال ارائه میدهد. بر این اساس، حساسیت زیاد سیستم بازداری رفتاری و حساسیت کم سیستم فعالساز رفتاری به واسطه حساسیت انزجاری، به افزایش نشانههای اختلال وسواسیاجباری منجر میشود.
 

قاسم عبدل پور، محمد نصیری، محراب مفاخری، کامیار منصوری، رضا عبدی،
دوره ۲۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف اختلال اضطراب فراگیر و افسردگی، یکی از اختلال‌های شایع در دوره‌ کودکی و بزرگسالی است و مشکلات زیادی در حوزه‌ سلامت به همراه دارد. هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه‌ای نشخوار فکری در رابطه بین تحمل‌نکردن بلاتکلیفی با علائم افسردگی و اختلال اضطراب فراگیر است.
مواد و روش ها طرح این پژوهش، از نوع توصیفی همبستگی است. برای این منظور، ۲۵۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند و به پرسش‌نامه‌های تحمل‌نکردن بلاتکلیفی داگاس، مقیاس نشخوار فکری نالن هاکسما، مقیاس افسردگی بک و مقیاس اضطراب فراگیر که در اختیار آن‌ها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقه‌بندی، پردازش و تحلیل داده‌ها و بررسی فرضیه‌های پژوهش از نرم‌افزارهای آماری SPSS نسخه ۲۲ و Lisrel ۸/۸۵ استفاده شد.
یافته ها ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص‌های برازندگی نشان داد مدل فرضی با مدل اندازه‌گیری، برازش دارد  ۰/۹۸=NFI=۰/۹۶  - CFI 
RMSEA=۰/۶۰ 
 . نتایج نشان داد تحمل‌نکردن بلاتکلیفی به صورت غیرمستقیم از طریق نشخوار فکری بر افسردگی و همچنین به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر اختلال اضطراب فراگیر تأثیر دارد.
نتیجه گیری می‌توان بر اساس یافته‌های پژوهش، نتیجه گرفت نشخوار فکری در رابطه بین تحمل‌نکردن بلاتکلیفی و علائم افسردگی و اضطراب فراگیر نقش واسطه‌ای دارد. توجه به این سازوکارِ تأثیر، می‌تواند در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی کارآمد برای اختلال افسردگی و اضطراب فراگیر مؤثر باشد.

پگاه نصیری، سیده فاطمه موسوی، جواد ملازاده،
دوره ۲۷، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده

اهداف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش واسطه‌ای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین فعالیت سیستم مغزی‌رفتاری و رضایت زناشویی خانواده‌های ساکن شهرستان ماهشهر انجام شد.
مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی به شیوه تحلیل مسیر است. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان و مردان متأهل ساکن بندر ماهشهر تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها، ۲۰۰ نفر متأهل (۱۰۶ زن و ۹۴ مرد) به صورت دردسترس و داوطلب برای شرکت در پژوهش، از میان مراجعان به دو درمانگاه صنایع پتروشیمی شهرستان ماهشهر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه شخصیتی گری‌ویلسون (GWPQ)، فرم کوتاه فارسی مقیاس رضایت زناشویی انریچ (ENRICH Persian-Brief) و فرم کوتاه پرسش‌نامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ-S) بودند. برای تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر با  نسخه ۱۷ نرم‌افزارSPSS  و نسخه ۸/۸ نرم‌افزار LISREL استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که همه ابعاد تنظیم شناختی هیجان و فعالیت سیستم‌های مغزی‌رفتاری با رضایت زناشویی رابطه معناداری دارند. نتایج همچنین نشان داد که هر دو راهبرد منفی و مثبت تنظیم شناختی هیجان و دو بُعد اجتناب فعال و سیستم جنگ / گریز از مؤلفه‌های سیستم مغزی‌رفتاری به ‌طور مستقیم و سیستم بازداری رفتار به شکل غیرمستقیم با رضایت زناشویی رابطه دارند. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد مؤلفه‌های سیستم مغزی‌رفتاری و تنظیم شناختی هیجان از قدرت پیش‌بینی‌کننده خوبی برای رضایت از رابطه زناشویی در خانواده‌ها برخوردارند.
نتیجه گیری: فعالیت سیستم مغزی‌رفتاری به عنوان الگوی زیستی و پایدار شخصیت و استفاده از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، نقش مؤثری در پیش‌بینی رضایت زناشویی به ‌عنوان برآیند کلی فرد از تعاملات درازمدت زناشویی دارند

سحر روزبهانی، ماهرخ دولتیان، زهره محمودی، عاطفه زندی فر، حمید علوی مجد، سعیده نصیری،
دوره ۲۸، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۱ )
چکیده

اهداف اختلالات روانی پس از زایمان طیف وسیعی دارند و یکی از شایع‌ترین آن‌ها، غم واندوه مادری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین پیشگویی‌کننده‌های غم و اندوه مادری در دوره پس از زایمان بر‌اساس تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت مدل سازمان بهداشت جهانی با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. 
مواد و روش ها مطالعه کمی آینده ‌نگر بر روی ۴۴۹ زن زایمان‌کرده مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی‌درمانی دانشگاه علوم‌پزشکی شهید بهشتی به‌منظور تعیین عوامل پیشگویی‌کننده مرتبط با غم و اندوه مادری با استفاده از تحلیل مسیر در تهران در بازه زمانی از اواخر آبان سال ۱۳۹۹ تا اوایل اردیبهشت ۱۴۰۱ انجام شد. روش نمونه‌گیری تصادفی چند‌مرحله‌ای بود. ابزار مورد‌استفاده در این پژوهش، پرسش‌نامه مشخصات جمعیت‌شناختی و زنان و زایمان، پرسش‌نامه وضعیت اجتماعی‌اقتصادی، پرسش‌نامه عوامل روانی‌اجتماعی، شامل استرس، اضطراب و افسردگی، حمایت اجتماعی درک‌شده، حوادث و تجارب ناگوار زندگی و پرسش‌نامه عوامل رفتاری، از‌جمله پرسش‌نامه خشونت خانگی و رفتارهای ناسالم، بود. غم و اندوه مادر پس از زایمان هم بر‌اساس پرسش‌نامه استین سنجیده شد. برای تحلیل آماری برای سنجش فروانی، میانگین وضریب همبستگی از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۴  و برای آزمون مدل و نیکویی برازش مدل از نرم‌افزار لیزرل نسخه ۸/۸ استفاده شد
یافته ها از ۴۴۹ زن مورد‌بررسی در دوره پس از زایمان ۴/۶۶ درصد از مادران دارای غم و اندوه مادری بودند. میانگین سن زنان ۴/۴۶±۲۶/۹۶ و همسرانشان ۵/۶±۳۲/۱۷ بود . اکثریت افراد (۸۱/۵ درصد) از وضعیت اقتصادی‌اجتماعی متوسط و مطلوب برخوردار بودند و ۶۲/۱ درصد مورد خشونت خانگی قرار گرفته بودند. در تحلیل مسیر، وضعیت اقتصادی‌اجتماعی بیشترین اثر منفی غیر مستقیم (-۰/۰۸۸) را با غم مادری داشت. استرس، افسردگی و اضطراب بیشترین اثر منفی مستقیم (B=-۰/۱۹) و حوادث ناگوار بیشترین اثر مثبت (B=۰/۱۸) را با غم مادری داشتند. خشونت خانگی بیشترین اثر مثبت مستقیم و غیر‌مستقیم (B=۰/۳۶) را با غم مادری نشان داد. مدل پیشنهادی در تحقیق از برازش مناسب و مطلوبی برخوردار بود (شاخص نیکویی برازش=۱، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد=۰/۰۹).
نتیجه گیری با‌توجه‌به اهمیت نقش و شیوع بالای غم مادری در سلامت روان زنان پس از زایمان، توجه به این عوامل تأثیر‌گذار جهت پیشگیری و غربالگری از‌نظر تشخیص بهنگام و اقدامات لازم ضروری به نظر می‌رسد. 


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb