جستجو در مقالات منتشر شده


۵ نتیجه برای اعتمادی

خدابخش احمدی، علی فتحی آشتیانی، احمد اعتمادی، سيد محمود میرزمانی،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۸۵ )
چکیده

چکیده 

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روش مداخله‌ای تغییر شیوه زندگی بر کاهش ناسازگاری همسران (زن و شوهرها) انجام شده است.

روش: در یک بررسی آزمایشی، نخست وضعیت سازگاری زناشویی۴۵۰ زن و شوهر که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده بودند، به‌کمک پرسش‌نامه انریچ بررسی شد. سپس ۸۰ زن و شوهر از بین آنهایی که بیشترین ناسازگاری زناشویی را داشتند انتخاب و به‌تصادف در دو گروه آزمایشی و گواه جای داده شدند. سپس روش مداخله‌ای تغییر شیوه‌زندگی به مدت ۱۵ ساعت طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای بر روی گروه آزمایشی اجرا و پس از آن دوباره میزان سازگاری زناشویی در هر دو گروه بررسی شد. برخی اطلاعات لازم به‌کمک پرسش‌نامه سنجش شیوه زندگی گردآوری گردیدند. داده‌ها به‌کمک آزمون t تحلیل شدند.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که روش مداخله‌ای تغییر شیوه زندگی موجب کاهش ناسازگاری زناشویی به‌ترتیب در ابعاد موضوعات شخصی، مدیریت مالی، حل کشمکش و روابط جنسی می‌شود. میانگین نمرات دو گروه در پس‌آزمون تفاوت معنی‌دار نشان دادند (۰۵/۰p< ).

نتیجه‌گیری: به‌کارگیری روش مداخله‌ای شیوه زندگی موجب کاهش برخی ابعاد ناسازگاری در همسران می‌شود.

 


دکتر ناصر یوسفی، دکتر عذرا اعتمادی، دکتر فاطمه بهرامی، دکتر سیداحمد احمدی، دکتر مریم‌السادات فاتحی‌زاده،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۹ )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه در روابط زناشویی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده طلاق بود. روش: آزمودنی‌های پژوهش ۱۵۰ زوج خواهان طلاق و ۱۵۵ زوج عادی (جمعاً ۳۰۵ زوج) بودند. زوج‌های خواهان طلاق از میان مراجعه‌کنندگان به دادگاه به روش در دسترس و نمونه عادی به روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای- تصادفی، از چند دبیرستان شهر اصفهان انتخاب شدند. همه زوج‌های نمونه به‌کمک پرسش‌نامه طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، ارزیابی شدند. برای تحلیل داده‌ها افزون بر روش‌های آمار توصیفی، روش تحلیل تمایز نیز به‌کار رفت. یافته‌ها: طرح‌واره‌های بی‌اعتمادی- بدرفتاری، معیارهای سخت‌گیرانه و بازداری هیجانی به‌ترتیب با ضرایب استاندارد ۶۷/۰، ۵۷/۰ و ۵۷/۰ بیشترین توان پیش‌بینی، و از میان متغیر‌های جمعیت­شناختی، تنها متغیرهای سطح تحصیلات و میزان درآمد توان پیش‌بینی معنی‌دار طلاق را داشتند (۰۰۱/۰p<). نتیجه‌گیری: می‌توان به‌کمک طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه طلاق را پیش‌بینی نمود و بر پایه این الگو می‌توان یک رویکرد پیش‌گیری از طلاق و درمان زناشویی بر پایه رویکرد طرح‌واره‌درمان‌گری تدارک دید و یافته‌های این پژوهش را در ﻣﺤﯿﻂ‌ﻫﺎی ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ و مشاوره‌ای برای کمک به همسران مشکل‌دار و در آستانه طلاق به‌کار گرفت.  


علیرضا کریم پور وظیفه خورانی، دکتر عباس بخشی پور، حسین کمالی قاسم آبادی، نیلوفر اعتمادی چهارده،
دوره ۲۴، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده

 هدف این پژوهش بررسی تأثیر تکلیف پاداشمحور برسطوح عاطفی افراد افسرده است.
مواد و روشها پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون و پیگری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی ۹۵-۹۶ بود. حجم نمونه ۴۰ نفر از دانشجویان بودند که به مرکز مشاوره دانشگاه مراجعه کرده بودند. ۲۰ نفر برای گروه کنترل و ۲۰ نفر برای گروه آزمایش به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و به صورت انتساب تصادفی در گروهها قرار گرفتند. مداخله طی ۸ جلسه (هر جلسه به مدت ۴۵ دقیقه) و در ۲۵ روز با آزمون خطرپذیری بادکنکی (تکلیف پاداشمحور) به گروه آزمایش ارائه شد و معادل امتیاز کسبشده در هر جلسه پاداش مادّی به آزمودنیها داده شد. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه مقیاس افسردگی بک و مقیاس فهرست صفات خلقی استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS نسخه ۲۳ استفاده شد.
یافتهها نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد اثربخشی تکلیف پاداشمحور در مرحله پیشآزمون در سطح ۱۰/۰P< معنادار و میزان تأثیر این مداخله ۷۰/۰ بود. همچنین نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد اثربخشی تکلیف پاداشمحور در مرحله پیگیری در سطح ۱۰/۰P< بود. بنابراین ارائه تکلیف پاداشمحور در بهبود سطوح عاطفی شرکتکنندگان در مرحله پسآزمون و پیگیری در گروه مداخله مؤثر و توان آماری ۰/۱ حاکی از دقت آماری قابل قبول بود.
نتیجهگیری پاداش گرفتن پیامدهای لذتبخشی ایجاد میکند و این عامل باعث تحکیم میل و درنتیجه فعالیت برای کسب پاداش و بهبود سطوح عاطفه در افراد افسرده خواهد شد. عاطفه منفی با بودن در موقعیت پاداشزا کاهش مییابد.
 

علی اصغر فلاحی، مصطفی نجاتیان، ثریا اعتمادی،
دوره ۲۵، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده

اهداف هدف از انجام این پژوهش مقایسه تأثیر دو شیوه برنامه توان‌بخشی ورزشی بر اضطراب و افسردگی بیماران قلبی پس از جراحی بای‌پس عروق کرونر بود.
مواد و روش ها روش پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی و جامعه آماری نیز بیماران قلبی بعد از عمل بای‌پس عروق کرونری بودند که در ۳ ماهه نخست سال ۱۳۸۸ به مرکز قلب تهران برای عمل مراجعه کرده بودند. بدین منظور ۲۰ بیمار با روش نمونه‌گیری دردسترس (داوطلبانه) انتخاب شدند و در دو گروه ورزشی تمرین تداومی هوازی (۰۱n=) و تمرین تناوبی هوازی (۰۱n=) قرار گرفتند و به مدت ۸ هفته و هر هفته سه مرتبه در این پژوهش شرکت کردند. اضطراب و افسردگی آزمودنی‌ها در دو مرحله قبل و بعد از انجام برنامه و با استفاده از نسخه فارسی پرسش‌نامه کاستلو و کمری با روایی و پایایی قابل قبول اندازه‌گیری شد. آزمون آماری استفاده‌شده، آزمون تی مستقل و زوجی بود. نرم‌افزار آماری استفاده‌شده نسخه ۱۶ نرم‌افزار SPSS بود.
یافته ها یافته‌ها نشان‌دهنده تأثیر معنی‌دار کاهنده هر دو برنامه ورزشی تداومی (قبل ۴۸/۵±۱۶/۸۹ در مقایسه با بعد ۷۸/۴±‌۳۰/۸۲ ،‌۰۰۸/۰=P) و تناوبی هوازی (قبل ۰۱/۵۷۰±/۸۳ در مقایسه با بعد ۸۰/۳±۳۰/۷۷، ۰۲۲/۰‌=P) بر اضطراب و افسردگی بیماران بعد از عمل جراحی بای‌پس عروق کرونری بود و بین دو گروه تمرین ورزشی تفاوت معناداری در بهبود اضطراب و افسردگی دیده نشد (۳۸۱/۰‌P=).
نتیجه گیری درمجموع می‌توان گفت که هر دو شیوه برنامه ورزشی هوازی تداومی و تناوبی بر کاهش اضطراب و افسردگی بیماران بعد از عمل جراحی بای‌پس عروق کرونری تأثیر مثبتی دارد، ولی شواهدی وجود ندارد که نشان دهد بین نوع (تداومی، تناوبی، مقاومتی، ایروبیک و غیره) و شدت (کم، متوسط و شدید) و تأثیرات آن بر جنبه‌های روحی و روانی تفاوتی وجود داشته باشد. از این رو هر دو نوع برنامه برای مراکز بالینی و توان‌بخشی روان‌شناختی پیشنهاد می‌شود.


زهره اعتمادی، صبا عباسپور، عبدالحکیم تیرگری، محمد جواد بگیان کوله مرزی،
دوره ۲۹، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۲ )
چکیده

اهداف شناسایی ایده‌پردازی خودکشی در نوجوانان می‌تواند به مداخله به‌هنگام برای افراد در معرض خطر کمک کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل‌کننده جنسیت در رابطه بین فشار روان‌شناختی، حساسیت به طرد شدن و شکست با ایده‌پردازی خودکشی در نوجوانان با نقش میانجی افسردگی و ناامیدی انجام شد. 
مواد و روش ها پژوهش مقطعی حاضر به روش همبستگی و از نوع تحلیل مسیر است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان ۱۴ تا ۱۹ساله استان لرستان که در سال تحصیلی ۱۴۰۱ در مقطع متوسطه مشغول به تحصیل بودند، تشکیل دادند. در این پژوهش بااستفاده‌از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای ۶۲۳ نفر از دانش‌آموزان مقطع متوسطه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس احتمال خودکشی (کال و گیل، ۱۹۸۸)، مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی (زیگموند و اسنیت، ۱۹۸۳)، پرسش‌نامه فشار روان‌شناختی (ژانگ و همکاران، ۲۰۲۲)، مقیاس ناامیدی (بک و همکاران، ۱۹۷۴)، مقیاس شکست گیلبرت و آلن (۱۹۹۸) و پرسش‌نامه حساسیت به طرد (داونی و فلدمن، ۱۹۹۶) استفاده شد. فرضیه‌های پژوهش بااستفاده‌از ضریب همبستگی پیرسون به کمک نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ و تحلیل مسیر بااستفاده‌از نرم‌افزار AMOS نسخه ۲۴ تحلیل شدند.
یافته ها نتایج حاصل از تحلیل متغیر تعدیل‌کننده نشان داد در پسران شکست و حساسیت به طرد اثر مثبت و مستقیمی بر ایده‌پردازی خودکشی دارد، درحالی‌که فشار روان‌شناختی از طریق ناامیدی و افسردگی اثر غیرمستقیمی بر ایده‌پردازی خودکشی دارد. همچنین در دختران شکست و فشار روان‌شناختی اثر مثبت و مستقیمی بر ایده‌پردازی خودکشی دارند، درحالی‌که حساسیت به طرد از طریق ناامیدی و افسردگی اثر غیرمستقیمی بر ایده‌پردازی خودکشی دارد.
نتیجه گیری از یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که فشار روان‌شناختی، حساسیت به طرد و شکست از طریق ناامیدی و افسردگی می‌توانند به خوبی ایده‌پردازی خودکشی در نوجوانان را تبیین کنند.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb