جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای اصغری پور

نگار اصغری پور، نفیسه نوری سیاهدشت،
دوره ۲۸، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۱ )
چکیده

اهداف دانشجویان هر کشوری سرمایه‌های آن کشور هستند. اضطراب و مشکلات مربوط به سلامت روان بر کارایی آن‌ها اثر منفی می‌گذارد. در این مطالعه اثربخشی آموزش گروهی راهبرد‌های فراشناختی بر اضطراب سلامتی و سلامت روان دانشجویان بررسی شده‌ است.
مواد و روش ها این پژوهش، یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده بود. در این مطالعه ۵۶ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم‌پزشکی مشهد در بازه سنی ۱۸ تا ۳۰ سال از‌طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در ۲ گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش ۸ جلسه یک‌ساعته به‌صورت مجازی آموزش راهبرد‌‌های فراشناختی دریافت‌کرد و گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. شرکت‌کنندگان در ۲ مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون و پیگیری ۱ ماهه با مقیاس‌های اضطراب سلامتی سالکوویسکیس و وارویک و سلامت روان ارزیابی شدند. داده‌ها با استفاده از SPSS نسخه ۲۳ و روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر (آنووا) تحلیل شدند.
یافته ها نتایج این مطالعه نشان ‌داد آموزش راهبرد‌های فراشناختی یک برنامه مؤثر در کاهش اضطراب سلامتی و افزایش سلامت روان بود. نتایج در سطح (P<۰/۰۵) معنادار بود و بعد از ۱ ماه پیگیری نیز نتایج باقی‌مانده ‌‌بود.
نتیجه گیری به‌طور‌کلی، بر‌اساس نتایج این مطالعه، برنامه آموزش راهبرد‌های فراشناختی می‌تواند یک راهکار مناسب برای کاهش اضطراب سلامتی و بهبود سلامت روان دانشجویان باشد.

نگار اصغری پور، نفیسه نوری سیاهدشت، علیرضا جاودانی اصل، سعیده حاجبی خانیکی،
دوره ۲۸، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۱ )
چکیده

اهداف کیفیت زندگی حرفه‌ای یکی از عوامل مهم تعیین‌کننده رضایت شغلی و بیمار در میان روان‌درمانگران است. کیفیت پایین زندگی حرفه‌ای می‌تواند به فرسودگی شغلی و خستگی شفقت منجر شود. با‌این‌حال، عوامل مرتبط با کیفیت زندگی حرفه‌ای در روان‌درمانگران هنوز به وضوح ارزیابی نشده است. هدف این پژوهش بررسی کیفیت زندگی حرفه‌ای روان‌درمانگران شاغل در مشهد بود. هدف از این مطالعه بررسی کیفیت زندگی حرفه‌ای در روان‌درمانگران شاغل در شهر مشهد بود.
مواد و روش ها این مطالعه مقطعی و توصیفی بر روی ۱۸۴ نفر از روان‌درمانگران شاغل در شهر مشهد انجام شد که به‌روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش، پرسش‌نامه اطلاعات جمعیت‌شناختی و شغلی و مقیاس کیفیت زندگی حرفه‌ای بود که شامل رضایت از زندگی حرفه‌ای، آسیب استرس تروماتیک ثانویه و خستگی از شفقت بود. ارتباط بین متغیرهای مورد‌مطالعه با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن ارزیابی شد.
یافته ها در این مطالعه ۱۸۴ روان‌درمانگر شاغل در شهر مشهد (۴۹/۵ درصد مرد و ۵۰/۵ درصد زن) با میانگین سنی ۷/۶±‌۳۷/۴ سال و سابقه کاری ۶/۶‌±‌۶/۵ سال مورد مطالعه قرار گرفتند. بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان رضایت از شفقت متوسط داشتند. میزان فرسودگی شغلی و استرس ثانویه حادثه و خستگی از شفقت در اکثر شرکت‌کنندگان پایین بود. ارتباط معنادار و مستقیم بین فرسودگی شغلی، استرس ثانویه حادثه و خستگی از شفقت و ارتباط معکوس بین رضایت از شفقت و فرسودگی شغلی، استرس ثانویه حادثه و خستگی از شفقت وجود داشت. ارتباط سن، جنسیت، رویکرد درمانی و سابقه کار با عوامل کیفیت زندگی حرفه‌ای معنادار نبود.
نتیجه گیری یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد استرس ثانویه حادثه و خستگی از شفقت از عوامل مؤثر بر افزایش فرسودگی شغلی بودند و می‌توانند در اقدامات پیشگیرانه استفاده شوند.


سمیه افشار، نگار اصغری پور زحمتی، فاطمه علی دوستی،
دوره ۳۰، شماره ۱ - ( ۵-۱۴۰۳ )
چکیده

اهداف افسردگی یکی از رایج‌ترین اختلالات روانی است که براساس پیش‌بینی‌های سازمان بهداشت جهانی تا سال ۲۰۳۰ مهم‌ترین بیماری ناتوان‌کننده در کل دنیا خواهد بود و درمان آن با چالش‌های فراوانی همراه است. امروزه توجه به درمان‌های نوین در جهت کاهش مشکلات افراد مبتلابه اختلال افسردگی اهمیت فراوانی دارد. درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه از درمان‌های نوین پیشنهادشده برای افسردگی می‌باشد. باتوجه‌به اینکه کمتر پژوهشی به بررسی اثربخشی درمان‌های جدید امروزی بر مؤلفه‌های اساسی در افسردگی و همچنین مقایسه این درمان‌ها پرداخته است، هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر درمان فراتشخیصی یکپارچه با درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تنظیم هیجانی و نشخوار فکری به‌عنوان مؤلفه‌های مؤثر در ایجاد افسردگی می‌باشد.
مواد و روش ها جامعه آماری این کارآزمایی بالینی متشکل از کلیه افرادی است که به مرکز مشاوره جهاد دانشگاهی مشهد در تابستان سال ۱۴۰۰ مراجعه کردند و با مصاحبه بالینی و پرسش‌نامه بک، تشخیص افسردگی خفیف یا متوسط گرفتند. تعداد ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر درمان ذهن‌آگاهی و ۱۵ نفردرمان فراتشخیصی یکپارچه) تقسیم شدند. ابزار تحقیق شامل پرسش‌نامه‌های افسردگی بک (BDI II)، سبک پاسخدهی نشخواری (RRS)، تنظیم هیجانی (ERQ) و مصاحبه بالینی ساختار یافته برای اختلال‌های روانی SCID-۵CV برای تمامی شرکت‌کنندگان در ابتدا و انتهای مطالعه تکمیل شد و داده‌های حاضر با استفاده از نسخه ۲۴ نرم‌افزار SPSS در آمار توصیفی ،آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرارگرفت.
یافته ها  نتایج این پژوهش نشان داد مداخلات درمانی در هر دو گروه آزمایش موجب بهبود معنادار میانگین نمرات تنظیم هیجانی و نشخوار فکری شدند (۰/۰۰۱>P). پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، تنها اختلاف معناداری در نمرات نشخوار فکری بین درمان فراتشخیصی یکپارچه و درمان ذهن‌آگاهی به نفع درمان ذهن‌آگاهی وجود داشت (F=۷/۸۷, P=۰/۰۰۹). 
نتیجه گیری بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر، هر دو مداخله درمانی به یک میزان موجب بهبود تنظیم هیجانی در افراد افسرده شدند. درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی به نسبت درمان فراتشخیصی یکپارچه بر نشخوار فکری در افراد افسرده تأثیر بهتری داشت.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb