google-site-verification=H3h-tRRDgTcSEChpk_BZV-oboAV0WmHcRvhIrRUdb98 بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همدلی‌عاطفی انطباق‌پذیری نارسایی‌هیجانی و کارکرد‌زوجی در زوج‌های جوان ناسازگار - Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology - مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران
دوره 31، شماره 1 - ( 5-1404 )                   جلد 31 شماره 1 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Mirbagheri A M, Masjidi Arani A, Kianimoghadam A S. Investigating the Effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on Emotional Empathy, Adaptability, Alexithymia, and Marital Functioning in Incompatible Young Couples. IJPCP 2025; 31 (1)
URL: http://ijpcp.iums.ac.ir/article-1-4358-fa.html
میرباقری امیرمسعود، مسجدی آرانی عباس، کیانی مقدم امیرسام. بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همدلی‌عاطفی، انطباق‌پذیری، نارسایی‌هیجانی و کارکرد‌زوجی در زوج‌های جوان ناسازگار. مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران. 1404; 31 (1)

URL: http://ijpcp.iums.ac.ir/article-1-4358-fa.html


1- گروه روانشناسی بالینی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.
2- گروه روانشناسی بالینی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران. ، a.masjediarani@sbmu.ac.ir
متن کامل [PDF 6700 kb]   (239 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (376 مشاهده)
متن کامل:   (29 مشاهده)
مقدمه
ازدواج به‌عنوان آغاز زندگی مشترک، نقش حیاتی در سلامت روانی و فیزیولوژیک افراد ایفا می‌کند [1]. کیفیت نسل‌زایی در جوامع، به عملکرد زوج‌ها وابسته است و رابطه هیجانی سالم در یک زوج، مؤلفه‌ای اساسی در کیفیت زناشویی محسوب می‌شود [2]. نقص در روابط هیجانی می‌تواند به افزایش ناسازگاری و کاهش رضایت زناشویی منجر گردد [3]. همچنین، تعارضات در زندگی مشترک می‌تواند کیفیت رابطه را تحت تأثیر قرار دهد و با کاهش وابستگی عاطفی، مشکلات را تشدید کند [4]. ناسازگاری زناشویی معمولاً الگوی متقابل و دوطرفه‌ای دارد [5] که عدم حل آن می‌تواند به طلاق بینجامد که پیامدهای اجتماعی، روانی و اقتصادی جدی برای افراد و جامعه به ‌دنبال دارد [6]. درنهایت، تعارض‌های حل‌نشده می‌توانند به تخریب هیجانی و جدایی عاطفی منجر شوند [7].
آمارها در ایران و سایر کشورهای جهان نشان‌دهنده افزایش نرخ طلاق در میان زوج‌ها است [8]. در ایران در سال‌های 1385 تا 1395، نسبت ازدواج به طلاق از 28/8 به 87/5 رسیده است که نشانگر افزایش میزان طلاق در دهه اول زندگی زوج‌ها است [9]. روانشناسان بیان می‌کنند در سال‌های اخیر، احساس امنیت و روابط صمیمانه در زوج‌ها کاهش یافته و عوامل محیطی و بین‌فردی سلامت نظام زوجیت را تهدید می‌کند [10]. ناسازگاری در زوجین جوان معمولاً با بگومگوهای ساده آغاز و با رفتارهای شدیدتر مانند پرخاشگری تداوم می‌یابد [11]. مشکلات ارتباطی ناشی از مسائل محیطی می‌تواند به اضطراب و بدبینی در زوج‌ها منجر گردد. تداوم این تعارض‌ها نه‌تنها بر سلامت روان زوج‌ها تأثیر می‌گذارد بلکه فرزندان و دیگر افراد مرتبط را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد [12].
همدلی عاطفی (همدلی هیجانی) یکی از مؤلفه‌های کلیدی تأثیرگذار بر تعارض و ناسازگاری زوج‌ها به شمار می‌آید که ناشی از صمیمیت و روابط شخصی عاشقانه مبتنی بر شناخت و درک متقابل هیجانات است [13]. این نوع همدلی به‌عنوان عاملی اساسی در ایجاد ازدواج‌های پایدار شناخته می‌شود و فقدان آن می‌تواند مشکلات جدی در روابط زناشویی به وجود آورد [14]. پژوهش‌ها نشان می‌دهند همدلی عاطفی به‌طور مستقیم با رضایت زناشویی مرتبط است و معمولاً زوج‌هایی که از رضایت بالاتری برخوردارند، تمایل بیشتری به ابراز همدلی دارند. علاوه‌براین، همدلی عاطفی مناسب در زوج‌ها، موجب کاهش پریشانی شخصی و افزایش توانایی آن‌ها در مواجهه با ناسازگاری‌ها می‌شود [15]. به‌عبارت‌دیگر، همدلی هیجانی به زوج‌ها کمک می‌کند تا تعارضات را منصفانه‌تر ادراک کرده و از روش‌های حل تعارض دوستانه‌تری بهره‌مند شوند.
گلاسر نیز بیان می‌کند عدم وجود همدلی هیجانی یکی از علل اصلی ناسازگاری زوج‌هاست، چراکه ناتوانی در شناسایی نیازهای طرف مقابل و عدم توانایی در ارضای نیازهای شخصی و مشترک، به بروز مشکلات منجر می‌شود [16]. در این راستا، پژوهش‌ها نشان داده‌اند زوجین دچار تعارض معمولاً قادر به پذیرش شرایط هیجانی خود و همسرشان نیستند و این نقص در همدلی، آن‌ها را به استفاده از راهبردهای مقابله‌ای هیجان‌مدار نامؤثر سوق می‌دهد [17]. پژوهش‌های انجام‌شده نشانگر تأثیر معنادار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر همدلی هیجانی است" به‌عنوان‌مثال شوآنی و همکاران در پژوهش خود در سال 2023 در بررسی 30 زن نشان دادند که ACT موجب افزایش همدلی هیجانی در افراد می‌شود [18]. همچنین محمدیان و همکاران نیز در پژوهش خود در سال 2021 در بررسی 30 زوج نشان دادند که ACT موجب افزایش همدلی در میان زوج‌ها می‌شود [19]. ناتوانی در همدلی عاطفی در زوجین، نتیجه عدم شناخت عواطف و احساسات و تلاش برای کنترل و مهار عواطف و شناخت‌ها است. در نتیجه ACT با مؤلفه‌های پذیرش و بالابردن آگاهی از لحظه حال می‌تواند در بهبود همدلی‌هیجانی در زوجین مؤثر باشد [20]. 
از دیگر مؤلفه‌های کلیدی در روابط زناشویی که تحت تأثیر تعارض‌ها و ناسازگاری‌ها قرار می‌گیرد، انطباق‌پذیری است. انطباق‌پذیری به‌عنوان یک فرآیند متعادل، شامل پیوستگی، استقلال شخصی و ارتباط عاطفی با مرزهای مشخص در میان زوج‌ها تعریف می‌شود [21]. به‌ عبارت ساده‌تر، انطباق‌پذیری به توانایی زوج در مدیریت روابط و نقش‌ها اشاره دارد و شامل مؤلفه‌های رهبری، سبک گفت‌وگو و راهبردهای حل تعارض است [22]. پژوهش‌ها انطباق‌پذیری را در چهار دسته تقسیم‌بندی می‌کنند: خشک و سطح پایین، دارای ساختار متوسط، انعطاف‌پذیر یا مناسب و بدون مرزهای مشخص. بنابراین، در شرایط ناسازگاری زناشویی، توانمندی انطباقی زوج‌ها کاهش می‌یابد و رضایت و شادکامی حاصل از رابطه تهدید می‌شود [23]. پژوهش‌های انجام‌شده نشانگر تأثیر معنادار ACT بر همدلی هیجانی است؛ به‌عنوان‌مثال سعادتی و همکاران در سال 2021 با بررسی 36 زن نشان دادند ACT به‌صورت معنی‌داری بر انطباق‌پذیری افراد تأثیرگذار است [24]. همچنین هاشمی‌زاده و همکاران در پژوهش خود در سال 2024 با بررسی 60 زن دارای تعارض زوجی نشان دادند ACT موجب بهبود سازگاری می‌گردد [25]. پژوهش‌ها نشان داده‌اند افراد با خودآگاهی بیشتر و ظرفیت بالاتر برای هماهنگی احساسات و رفتار خود، توانایی بیشتری در انطباق‌پذیری دارند. ازاین‌رو، مؤلفه ذهن‌آگاهی در ACT می‌تواند به افزایش میزان انطباق‌پذیری زوج‌ها کمک کند [26].
راهبردهای تنظیم هیجان نقش تعیین‌کننده‌ای در سلامت روانی زوج‌ها دارند و پژوهش‌ها نشان می‌دهد نقص در تنظیم‌ هیجانی زوج‌ها، عاطفه منفی را افزایش می‌دهد و به افزایش تعارض منجر می‌شود [27]. به بیان دقیق‌تر، ناسازگاری زوج‌ها به مرور زمان موجب کاهش ارتباطات عاطفی در آن‌ها شده که این امر به‌نوبه‌ خود مشکلاتی در تنظیم هیجان و نارسایی هیجانی را به همراه دارد [28].
 نارسایی هیجانی در زوج‌ها به معنای کاهش علاقه به فعالیت‌های مشترک، کاهش تمایل به مراوده و ناتوانی در انتقال و تجربه هیجان‌های مثبت است [29]. این نارسایی می‌تواند مقدمه‌ای بر بحران‌های عاطفی جدی‌تر باشد و در صورت عدم رسیدگی مناسب و به‌موقع، ممکن است به طلاق منجر شود [30]. پژوهش‌های انجام‌شده نشانگر تأثیر معنادار ACT بر نارسایی‌هیجانی در زوج‌ها است؛ به‌عنوان‌مثال مردانی و همکاران در پژوهش خود در سال 2023 در بررسی 40 زوج نشان دادند ACT می‌تواند به‌صورت معنی‌داری بر نارسایی ‌هیجانی در زوج‌ها اثرگذار باشد [31]. همچنین صادقی و همکاران نیز در سال 2021 در بررسی 40 زن به نتیجه مشابه رسیدند [32]. نارسایی هیجانی معمولاً ناشی از عدم شناسایی و برقراری ارتباط صحیح با هیجانات است. ACT با تأکید بر تمرکز و آگاهی نسبت به هیجان‌ها و پذیرش آن‌ها بدون قضاوت، می‌تواند در بهبود نارسایی هیجانی کمک‌کننده باشد.
تمامی مؤلفه‌های محیطی و شخصی در زندگی زوج‌ها می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر عملکرد کلی آن‌ها داشته باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند افکار مزاحم، اشتغال ذهنی و تجارب بیرونی استرس‌زا، از عوامل اصلی فاصله‌گیری عاطفی-فیزیکی در زوج‌ها هستند که با گذشت زمان، شدت تعارضات را افزایش می‌دهند [33]. در افزایش تعارضات زوج‌ها و بروز پدیده طلاق، نقص در مؤلفه‌هایی مانند کارکردزوجی مشاهده می‌شود [34]. کارکرد زوجی به‌عنوان یک متغیر مهم برای بررسی سلامت رابطه در زوج‌ها شناخته می‌شود، زیرا نقص در راهبردهای حل‌مسئله و تعارض، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده طلاق است که این دو از مؤلفه‌های کلیدی کارکرد زوجی به شمار می‌روند [35]. درواقع، نحوه سازگاری زوج‌ها ازنظر هیجانی و توانایی تعدیل نقش‌ها در کارکرد زوجی اهمیت بسیاری دارد. 
سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است سلامت و پویایی زوج‌ها به نحوه ادراک، تفکر، سیستم هیجانی و رفتاری آن‌ها بستگی دارد که تمامی این متغیرها از مؤلفه‌های ساختاری کارکرد زوجی هستند [36]. پژوهش‌های انجام‌شده نشانگر تأثیر معنادار ACT بر کارکرد زوجی است؛ به‌عنوان‌مثال صالحی و همکاران در پژوهش خود در سال 2022 در بررسی 60 زوج نشان دادند ACT تأثیرمعنی‌داری بر بهبود عملکرد زوج‌ها دارد [37]. توانایی زوج‌ها در استفاده از راهبردهای حل مسئله به آگاهی صحیح از شرایط و هیجانات فعال در موقعیت بستگی دارد. هرچه آگاهی هیجانی افراد بالاتر باشد، راهبردهای حل مسئله کارآمدتر و قابل‌اجراتر خواهند بود. بنابراین، به نظر می‌رسد ACT با اثرگذاری بر پذیرش هیجانات و هدایت اقدامات به سمت ارزش‌ها بر کارکرد زوجی تأثیرگذار باشد [38].
تحقیقات متعددی در زمینه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر روی زوج‌ها انجام شده است؛ به‌عنوان‌مثال، آزندریانی و همکاران در سال 1401 نشان دادند ACT تأثیر معنی‌داری بر خودتنظیمی هیجانی و بهزیستی روانشناختی زوجین دارد [39]. همچنین، پناهی‌فر و همکاران در سال 1401 دریافتند ACT می‌تواند بهبود قابل‌توجهی در کارکردهای صمیمیت زوجین در آستانه طلاق ایجاد کند [40]. در سطح بین‌المللی، براون و همکاران در سال 2015 نشان دادند ACT موجب بهبود معنادار در پریشانی روانشناختی و سازگاری زوج‌ها پس از آسیب مغزی کودکان می‌شود [41]. همچنین، کارسون و همکاران در سال 2004 تأکید کردند که مهارت‌های ذهن‌آگاهی به غنی‌سازی روابط زوجین کمک می‌کند [42]. سایر پژوهش‌ها مانند مرشدی و همکاران در سال 1394 [43]، پترسون و همکاران در سال 2009 [44] و کانتراس و گومز  در سال 2018 [45] نیز به نتایج مشابهی دست یافته‌اند.
 پژوهش حاضر با پژوهش‌های گذشته تفاوت‌های قابل‌توجهی دارد؛ نخست آنکه در تحقیقات قبلی، متغیرهای وابسته عمدتاً جنبه‌های شناختی-رفتاری را مدنظر قرار داده بودند و به جنبه‌های هیجانی توجه کافی نشده بود. در این تحقیق، متغیرهایی چون نارسایی هیجانی و کارکرد زناشویی انتخاب شده‌اند تا بررسی شود آیا مداخله ACT می‌تواند به‌طور هم‌زمان بر هر دو نوع متغیر تأثیر بگذارد. همچنین، درحالی‌که بسیاری از پژوهش‌های پیشین به مدت‌زمان زندگی مشترک و وضعیت فرزندان توجه نکرده بودند، این عوامل در پژوهش حاضر به‌دقت کنترل شده‌اند. 
مؤلفه مدت‌زمان زندگی مشترک، بنابر اثر طولی زمان زندگی بر شدت علائم کنترل شد. به بیان روشن‌تر مثلاً ازآنجاکه افسردگی ناشی از رابطه ازلحاظ کیفیت و کمیت در یک رابطه 1 ساله با 10 ساله متفاوت است، باید متغیر مدت‌زمان زندگی کنترل شود. همچنین دارا بودن فرزند می‌تواند ساخت خانواده را متفاوت کرده و به‌دلیل وجود نقش‌هایی غیر از زن و شوهری بر متغیرها اثرمخدوش‌کننده داشته باشد. از این نظر این مؤلفه نیز در پژوهش حاضر کنترل‌ شده ‌است. تحقیقات نشان می‌دهند زوج‌های ناسازگار در دو مؤلفه اصلی هیجان و شناخت با مشکلاتی مواجه هستند، به‌طوری‌که ابراز هیجانی و درک احساسات در آن‌ها ناکافی است و باورهای ناکارآمدی درباره خود و رابطه‌شان دارند [41]. ACT به این زوج‌ها آموزش می‌دهد که با تمرکز بر لحظه کنونی و گسستگی شناختی، کشمکش‌ها را کاهش دهند و افکار و احساسات ناخواسته را بپذیرند [46]. این رویکرد می‌تواند به تقویت صمیمیت و سازگاری بین زوجین کمک کند و فرضیه پژوهش حاضر این است که ACT موجب افزایش همدلی عاطفی، توانایی انطباق‌پذیری و بهبود کارکرد زوجی شده و از شدت نارسایی‌های هیجانی در آن‌ها می‌کاهد. 

مواد و روش
این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل‌شده با هدف بررسی اثربخش ACT بر همدلی عاطفی، انطباق‌پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زناشویی در زوج‌های جوان ناسازگار بود. طرح تحقیق شامل دو گروه آزمایش و کنترل با سنجش پیش‌آزمون و پس‌آزمون و یک دوره پیگیری 6 ماهه بود. جامعه موردنظر شامل تمامی زوج‌های جوان ناسازگار شهرستان یزد بود که در سال 1402 به مراکز مشاوره مراجعه کردند. پس از مشخص شدن اعضای گروه آزمایش و کنترل جلسه‌های معارفه‌ای به‌صورت جداگانه و آنلاین برای هر دو گروه تشکیل شد. برای افراد گروه آزمایش در مورد کلیات طرح، ناسازگاری زناشویی و مشکلات مرتبط با آن صحبت شد و همچنین برای اعضای گروه کنترل نیز در مورد کلیات طرح و موضوعی غیر از ACT که به مخدوش شدن نتایج نهایی منجر نشود، صحبت شد. در این مرحله مواردی مانند رضایت‌آگاهانه و محرمانگی برای شرکت‌کنندگان توضیح داده شد و فرم رضایت‌آگاهانه توسط آن‌ها تکمیل شد. سپس شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه‌های همدلی مهرابیان و اپستین (EES)، انطباق‌پذیری و همبستگی اولسون(FACES-III) ، نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) و کارکرد زوجی اینریچ (ECS) را تکمیل کردند. پروتکلACT  برای زوج‌های گروه آزمایش در 8 جلسه‌ 60 تا90 دقیقه‌ای در هر هفته برای هر زوج به‌صورت جداگانه اجرا شد. همچنین گروه کنترل نیز که در قالب لیست انتظار بودند در هر هفته توسط مجری پیگیری شدند و بنابر رعایت اصول اخلاقی در انتهای فرآیند پژوهش و بعد از انجام دوره پیگیری، درمان با پروتکل ذکرشده برای گروه کنترل نیز اجرا شد. یک‌بار پس از پایان جلسات درمان و یک‌بار 6 ماه بعد مجدداً پرسش‌نامه‌ها توسط شرکت‌کنندگان تکمیل شدند. 
 معیار عدم ورود به پژوهش شامل ابتلا به اختلالات روانی شدید مانند افسردگی و اضطراب بود که با استفاده از مقیاس SCL-90 در آغاز درمان ارزیابی شد. 
معیارهای ورود شامل حداقل 1 سال زندگی مشترک، توانایی شرکت در جلسات دو نفره، سن بین 20 تا 35 سال، عدم درگیری در فرآیند طلاق و عدم سابقه خیانت در سال‌های اولیه ازدواج و نداشتن فرزند بود. 
همچنین، معیارهای خروج شامل ابتلا به اختلالات روانپزشکی یا پزشکی منجر به بستری، ترک جلسات درمان، غیبت بیش از 3 جلسه و دریافت هم‌زمان درمان‌های روان‌درمانی یا مصرف داروهای روانپزشکی بود.

شرکت‌کنندگان
جامعه موردنظر شامل تمامی زوج‌های جوان ناسازگار شهرستان یزد بودند که در بهار و تابستان سال 1402 به مراکز مشاوره و طلاق این شهر مراجعه کرده‌ بودند. در ابتدا به‌صورت تصادفی ساده و با استفاده از لیست افرادی که توسط این مراکز در اختیار قرار گرفته ‌بود، تعداد 52 زوج انتخاب شدند. سپس با استفاده از جدول اعداد تصادفی (تخصیص تصادفی) افراد به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. حجم نمونه با استفاده از نرم‌افزار و با در نظر گرفتن اندازه اثر 40/0، آلفا 05/0، توان 80/0، تعداد گروه 2 محاسبه شد که درنهایت حجم نمونه 104 نفر (26 زوج در هر گروه) به دست آمد.

پروتکل درمانی
در این پژوهش از پروتکل 8 جلسه‌ای ACT فورمن و هربرت استفاده شد. هر جلسه در حدود 60 تا 90 دقیقه زمان به خود اختصاص داد و جلسات به‌ترتیب حول محور دستیابی به ناامیدی خلاق و عمل مبتنی بر ارزش‌ها بودند [47، 48]. در ابتدای هر جلسه حدود 10 تا 15 دقیقه تمرین‌های ذهن‌آگاهی انجام شد و به دنبال مرور مفاهیم جلسه گذشته، دستور جلسه جدید اجرا شد. در جدول شماره 1 خلاصه جلسات درمانی ارائه شده است.



درمانگران و یکپارچگی درمان
درمان توسط دکتری تخصصی روانشناسی بالینی دارای گواهی معتبر در زمینه ACT اجرا شد. در تمامی مراحل از اجرا تا جمع‌بندی نهایی دو استاد راهنما با درجه دکتری روانشناسی بالینی نظارت داشتند. همچنین تمامی جلسات درمانی ضبط شده و 20 درصد آن به‌صورت تصادفی توسط دو متخصص یادشده بررسی شدند. 

ابزار سنجش

پرسش‌نامه همدلی مهرابیان و اپستین (EES)

پرسش‌نامه همدلی که در سال 1972 مهرابیان و اپستین طراحی کرده‌اند، ابزاری خودگزارشی با 33 سؤال و 7 مؤلفه شامل همدلی واکنشی، همدلی بیانی، همدل مشارکتی، اثرپذیری عاطفی، ثبات عاطفی، همدلی نسبت به دیگران و کنترل است. از میان این سؤالات، 17 پرسش به‌صورت مثبت و 16 پرسش به‌صورت معکوس طراحی شده‌اند و نمره‌گذاری آن‌ها با استفاده از یک طیف لیکرت 5 درجه‌ای انجام می‌شود. دامنه نمرات این پرسش‌نامه از 33 تا 165 متغیر است و نمرات بالاتر نشان‌دهنده همدلی بیشتر در فرد است. در پژوهش اصلی بر روی 202 نفر، ضریب پایایی این پرسش‌نامه 0/84 گزارش شد [49] و در هنجاریابی که در ایران در سال 1389 زرشقایی و همکاران در بررسی 142 بزرگسال بهنجار انجام دادند، ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/80 به دست آمد [50].

پرسش‌نامه انطباق‌پذیری و همبستگی خانواده اولسون(FACES-III)
مقیاس FACES-III یک ابزار خودگزارشی 20 سؤالی است که السون و همکاران در سال 1985 براساس الگوی حلقوی پیچیده عملکرد خانواده تدوین کرده‌اند و دو بعد اصلی در عملکرد خانواده یعنی همبستگی و انطباق‌پذیری را ارزیابی می‌کند. نمره کل این مقیاس برابر با جمع نمرات تمام پرسش‌ها است و نمره همبستگی خانواده با جمع نمرات سؤالات فرد و نمره انطباق‌پذیری خانواده با جمع نمرات سؤالات زوج به دست می‌آید. نمرات بالاتر همبستگی نشان‌دهنده خانواده‌ای بهم‌تنیده و نمرات بالاتر انطباق‌پذیری نشانه آشفتگی خانواده است. در یک تحقیق وسیع، 412 بزرگسال در این مقیاس شرکت کردند و هنجار آن برای خانواده‌ها، خانواده‌های نوجوانان و زوج‌های جوان در مراحل مختلف چرخه زندگی به دست آمد. 
مقیاس FACES-III دارای آلفای 0/68 برای کل ابزار، آلفای 0/77 برای همبستگی خانواده و آلفای 0/62 برای انطباق‌پذیری خانواده است که نشان‌دهنده همسانی درونی نسبتاً خوب آن می‌باشد. همچنین، ضرایب همبستگی در بازآزمایی برای همبستگی خانواده 0/83 و برای انطباق‌پذیری 0/80 بود که ثبات بسیار خوبی را نشان می‌دهد [51]. لطفی‌نیا و همکاران این ابزار را در سال 1388 در ایران هنجاریابی کردند که ضریب آلفای کرونباخ برای همبستگی 0/68 و برای انطباق‌پذیری 0/63 به دست آمد [52]. 

پرسش‌نامه نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) 
این پرسش‌نامه را در سال 1994 باگبی و همکاران طراحی کرده‌اند، شامل 20 سؤال است و نمره‌گذاری آن براساس طیف پنج درجه‌ای لیکرت (از 1 برای «کاملأ مخالفم» تا 5 برای «کاملأ موافق») انجام می‌شود. نمره کلی با جمع نمرات سؤالات به دست می‌آید و سؤالات 4، 10، 18 و 19 به‌صورت معکوس نمره‌گذاری می‌شوند. نقطه‌برش معمول برای نمره کل این مقیاس بین 60 تا 61 است، هرچند برای خرده‌مقیاس‌ها نقطه‌برش مشخصی تعیین نشده است. این مقیاس دارای سه خرده‌مقیاس شامل دشواری در تشخیص احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی است. در یک مطالعه بر روی 600 نفر، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 0/69 و برای خرده‌مقیاس‌ها به‌ترتیب 0/74، 0/67 و 0/55 به دست آمد [53]. همچنین، در ایران بشارت و همکاران در سال 1387 این پرسش‌نامه را هنجاریابی کردند که نشان داد پایایی آن برای نمره کل مقیاس 0/75 و برای خرده‌مقیاس‌ها به‌ترتیب برابر با 0/72، 0/73 و 0/53 است [54].

پرسش‌نامه کارکرد زوجی اینریچ (ECS) 
این پرسش‌نامه که توسط دیوید السون و امی السون در سال 2000 طراحی شده است، به‌منظور ارزیابی زمینه‌های بالقوه مشکل‌زا و شناسایی نقاط قوت در روابط زناشویی به کار می‌رود و بر روی 25500 زوج متأهل اجرا شده است. این پرسش‌نامه شامل 35 سؤال و 4 حیطه تحریف آرمانی، رضایت زناشویی، ارتباطات و حل تعارض می‌باشد و نمره‌گذاری آن براساس طیف 5 درجه‌ای لیکرت از «کاملاً موافق» (1) تا «کاملاً مخالف» (5) انجام می‌شود. همچنین، سؤالات 3، 5، 6، 7، 10، 13، 14، 19، 21، 22، 23، 26، 27، 28، 29، 32، 33 و 34 به‌صورت معکوس نمره‌گذاری می‌شوند. در بررسی نسخه اصلی پرسش‌نامه، ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/96 به دست آمد [55]. در ایران در سال 1392 این پرسش‌نامه را ترابی و همکاران هنجاریابی کردند و آلفای کرونباخ آن برابر با 0/70 گزارش گردید [56]. 

تحلیل آماری
به‌منظور تجزیه‌وتحلیل آماری در این پژوهش ابتدا اطلاعات حاصل از پرسش‌نامه‌ها استخراج و در جداول کلی قرار داده شد. سپس کلیه اطلاعات با نرم‌افزار SPSS نسخه 29 تجزیه‌وتحلیل شدند. در بخش آمارتوصیفی از میانگین و انحراف‌معیار و در آمار استنباطی از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و تحلیل کواریانس استفاده شد. 

یافته‌ها
در پژوهش حاضر از میان زوج‌های جوان ناسازگار شهرستان یزد که در بهار و تابستان سال 1402 در حدود 120 زوج بودند، تعداد 104 نفر (52 زوج) به‌صورت تصادفی ساده وارد پژوهش شدند و پس از بررسی معیارهای ورود در 2 گروه 26 زوجی (52 نفری) قرار گرفتند. در فرآیند اجرای درمان هیچ زوجی ریزش پیدا نکرد اما در 3 مورد، آقایان بیش از 2 جلسه را شرکت ‌نکردند که البته این مسئله معیارهای خروج را زیر پا نمی‌گذاشت. درنهایت تحلیل‌های آماری بر روی 104 نفر انجام شد. 50 درصد (26 نفر) افراد حاضر در هر دو گروه آقا و 50 درصد دیگر خانم بودند. همچنین میانگین سن شرکت‌کنندگان در گروه آزمایش 28/15 سال و در گروه کنترل 28/36 سال بود.
همچنین براساس مدت‌زمان زندگی مشترک میانگین و انحراف‌معیار در گروه آزمایش به‌ترتیب 3/48 و 1/55 بود. کمترین و بیشترین میزان زندگی مشترک در گروه آزمایش 1 و 7 سال بود. همچنین میانگین و انحراف‌معیار مدت‌زمان زندگی مشترک در گروه کنترل به‌ترتیب برابر با 3/11 و 1/35 بود و کمترین و بیشترین میزان زندگی مشترک در گروه کنترل 1 و 6 سال بود.
 در گروه آزمایش 30 نفر (57/7 درصد) دارای سطح تحصیلات لیسانس و پایین‌تر، 20 نفر (38/5 درصد) تحصیلات کارشناسی ارشد و 2 نفر (3/8 درصد) تحصیلات دکتری و بالاتر داشتند. همچنین در گروه کنترل 33 نفر (60/5 درصد) درصد سطح تحصیلات کارشناسی و پایین‌تر، 18 نفر (34/6 درصد) تحصیلات کارشناسی ارشد و 1 نفر (1/9 درصد) تحصیلات دکتری یا بالاتر داشتند. براساس مقدار P مشخص می‌شود گروه‌های موردمطالعه در متغیرهای جنس، سن، سطح تحصیلات و مدت‌زمان زندگی مشترک تفاوت معنی‌داری نداشتند (05/P>0)؛ به‌عبارتی دو گروه از نظر متغیرهای مذکور همسان بودند (جدول شماره 2).



در جدول‌ شماره 3 اطلاعات مربوط به متغیرهای موجود در پژوهش و اثرگذاری ACT بر آن‌ها ذکر شده ‌است. یافته‌های این جدول نشان می‌دهد که براساس نتایج بین‌گروهی آنکووا، میانگین تمامی متغیرهای همدلی‌عاطفی، انطباق‌پذیری، نارسایی‌هیجانی و کارکرد زوجی بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی‌داری وجود دارد (01/P>0).





بحث
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ACT بر همدلی ‌عاطفی، انطباق‌پذیری، نارسایی‌ هیجانی و کارکرد زوجی در زوج‌های جوان ناسازگار انجام شد. نتیجه پژوهش نشان داد ACT به افزایش همدلی‌عاطفی، بهبود انطباق‌پذیری و کارکرد زوجی و همچنین کاهش نارسایی‌هیجانی در زوج‌ها منجر می‌شود. 
یافته‌های آماری پژوهش حاضر نشان می‌دهد ACT با 0/95 درصد اطمینان موجب افزایش میزان همدلی‌ عاطفی در زوج‌های جوان ناسازگار شده ‌است و 0/74 از تغییرات واریانس در نمرات پس‌آزمون را پیش‌بینی می‌کند. این پژوهش با پژوهش بهرامی و همکاران [57]، پناهی‌فر و همکاران [58]، محمدیان و همکاران [19] و همچنین پژوهش‌های کارسون و همکاران [42] و کانو و همکاران [59] همسو است که نشان داد ACT  اثرمعنی‌داری بر میزان همدلی‌عاطفی در میان زوج‌ها دارد. همچنین پژوهشی با نتایج ناهمسو با پژوهش حاضر وجود نداشت.
 ACT با تأکید بر پذیرش احساسات و افکار، افزایش انعطاف‌پذیری شناختی و تمرکز بر ارزش‌ها، به زوج‌های ناسازگار کمک می‌کند تا همدلی عاطفی خود را تقویت کنند [18]. این رویکرد به افراد امکان می‌دهد تا بدون اجتناب از تجربیات عاطفی منفی، به درک عمیق‌تری از احساسات یکدیگر دست یابند و رفتارهای متعهدانه‌ای را در راستای ارزش‌های مشترک خود اتخاذ کنند. با انجام تمرین‌های مربوط به آگاهی از لحظه حال و پذیرش احساسات، افراد توانایی بیشتری در شناخت و تجربه هیجانات درونی خود پیدا می‌کنند. هنگامی که این افراد رفتارهای خود را براساس ارزش‌هایی نظیر صمیمیت و خانواده تنظیم می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که هیجانات خود را ابراز کرده و درک متقابل عاطفی از شریک زندگی‌شان ایجاد کنند [18]. ACT همچنین به کاهش فاصله‌گیری عاطفی در روابط زناشویی کمک می‌کند، زیرا با جلوگیری از اجتناب هیجانی، افراد را قادر می‌سازد هیجانات مثبت و منفی را به‌راحتی تجربه کنند و آن‌ها را با همسر خود به اشتراک بگذارند. این فرآیند به درک بهتر نیازهای طرف مقابل و افزایش انصاف در روابط منجر می‌شود.
همچنین پژوهش حاضر نشان داد ACT با 0/95 درصد اطمینان موجب بهبود انطباق‌پذیری در زوج‌های جوان ناسازگار شده‌ است و 0/76 از تغییرات واریانس در نمرات پس‌آزمون را پیش‌بینی می‌کند. پژوهش حاضر همسو با پژوهش‌های پیرانی و همکاران [60]، کلال و همکاران [20]، هاشمی‌زاده و همکاران [25]، کریستنسن و همکاران [61] و پترسون و همکاران [44] نشان داد ACT می‌تواند تأثیر معنی‌داری بر انطباق‌پذیری و سطح سازگاری در زوج‌ها داشته باشد. انطباق‌پذیری به‌عنوان یک فرآیند همبستگی متقابل و درعین‌حال تفرد و استقلال تعریف می‌شود [62]. در این فرآیند، فرد باید به پیوستگی با همسر و زندگی فردی خود توجه کند و اقدامات و حل تعارض‌ها را به‌طور متعادل برنامه‌ریزی کند. این توانایی نیازمند درک کامل از موقعیت و توجه به نیازهای شخصی و بین‌فردی است. ACT با مؤلفه‌هایی مانند ذهن‌آگاهی، خود به‌عنوان زمینه و خود مشاهده‌گر، می‌تواند بر انطباق‌پذیری تأثیر بگذارد [63]. 
ذهن‌آگاهی به زوجین کمک می‌کند نیازهای خود و دیگری را شناسایی کنند و پاسخ‌های مناسبی ارائه دهند. با قرار گرفتن در موقعیت بدون قضاوت اولیه، زوجین می‌توانند سیستم پردازش اطلاعات و حل مسئله را مؤثرتر فعال کنند [64]. همچنین، با رصد نیازها به‌عنوان خود مشاهده‌گر، زوجین می‌توانند مؤلفه‌های منفی زندگی را متفاوت تجربه کرده و رفتارهای مخرب رابطه‌ای را اصلاح کنند [65]. درنهایت، براساس ارزش‌های مشترک، آن‌ها می‌توانند اقدامات خود را سازمان‌دهی کرده و بهترین گزینه‌های رفتاری را انتخاب کنند. ACT همچنین به بازبینی ارزش‌های اولیه زندگی و برنامه‌ریزی برای تحقق دوباره آن‌ها کمک می‌کند و درنهایت می‌توان سطح انطباق‌پذیری را در زوج افزایش دهد.
نتیجه دیگر پژوهش حاضر نشان داد ACT با 0/95 درصد اطمینان موجب کاهش نارسایی‌هیجانی در زوج‌های جوان ناسازگار شده ‌است و 0/66 از تغییرات واریانس در نمرات پس‌آزمون را پیش‌بینی می‌کند. پژوهش حاضر همسو با پژوهش‌های زنگنه و همکاران [66]، مردانی و همکاران [31] و صادقی و همکاران [32]، نشان داد ACT اثرمعنی‌داری بر نارسایی‌هیجانی در زوج‌ها دارد. نارسایی هیجانی در روابط زناشویی به معنای کاهش علاقه به فعالیت‌های مشترک، کاهش تجربیات هیجانی مثبت و ناتوانی در درک و ابراز احساسات است [67]. این کاهش ممکن است ناشی از همجوشی همسران با خاطرات تلخ و افکار ناامیدکننده باشد. تمرکز بر گذشته و بحث‌های قبلی می‌تواند به افزایش هیجانات منفی و اجتناب از یکدیگر منجر شود. این اجتناب توانایی مشاهده تجربیات مثبت را کاهش می‌دهد و بیان هیجانی را دشوار می‌کند [68].
 ACT بیان می‌کند وقتی یکی از زوجین آسیب دیده باشد، به عدم ابراز هیجانات و اجتناب تمایل پیدا می‌کند که این خود موجب تداوم نارسایی هیجانی می‌شود. ACT با مؤلفه‌هایی مانند ناهمجوشی شناختی و پذیرش، به زوجین کمک می‌کند ناتوانی‌های خود را کاهش دهند. با تمرین‌های ذهن‌آگاهی، زوج‌ها می‌توانند هیجانات خود را بهتر درک کنند و به‌جای رفتارهای اجتنابی، آن‌ها را بپذیرند. درنهایت این پذیرش و ابراز هیجانی، نارسایی‌هیجانی در زوج را کاهش می‌دهد [31].
همچنین پژوهش حاضر نشان داد ACT با 0/95 درصد اطمینان موجب بهبود کارکرد زوجی در زوج‌های جوان ناسازگار شده ‌است و 0/77 از تغییرات واریانس در نمرات پس‌آزمون را پیش‌بینی می‌کند. این نتیجه همسو با پژوهش‌های صالحی و همکاران [37] و کارسون و همکاران [42] نشان داد ACT تأثیر معنی‌داری بر کارکرد زوجی در افراد دارد. کارکرد زوجی به معنای توانایی شناسایی و حل تعارضات، تفکر در مورد راه‌حل‌های موجود و ایجاد یک سیستم رهبری برای حل مشکلات است [34]. این کارکرد شامل متغیرهای مرتبطی است که به زوج‌ها کمک می‌کند تا بهترین راه‌حل را در کوتاه‌ترین زمان پیدا کنند و تحت تأثیر صمیمیت و کیفیت رابطه قرار دارد. برای دستیابی به حل تعارض مؤثر، زوجین باید جنبه‌های مختلف موقعیت را بررسی کرده و نیازهای متقابل را در نظر بگیرند. ACT می‌تواند توانمندی‌های لازم را در هر مرحله از حل تعارض افزایش دهد. مؤلفه‌های خودآگاهی و ناهمجوشی شناختی به زوج‌ها کمک می‌کند تا ابعاد بیشتری از موقعیت را درک کنند، درحالی‌که مؤلفه‌های بودن در اینجا و اکنون و پذیرش، نیازهای دوطرفه را مد نظر قرار می‌دهند [38]. درنهایت، ارزش‌های مشخص و اقدام براساس آن‌ها، زوجین را به سمت یک حل تعارض مؤثر هدایت می‌کند. این درمان به زوج‌ها کمک می‌کند تا به جای همجوشی با افکار منفی، رویدادهای منفی را گذرا در نظر گرفته و اقدامات سازنده‌ای جایگزین آن کنند که درنهایت موجب بهبود کارکرد زوجی خواهد شد.

نتیجه‌گیری
ACT، همانگونه که ادبیات پژوهش نیز مشخص می‌کند، درمان مناسب و یکپارچه‌ای برای ناکارآمدی‌ها و مشکلات زوج‌های جوان در رابطه است. به‌صورت کلی ACT می‌تواند میزان همدلی عاطفی و کارکرد زوجی را افزایش داده، انطباق‌پذیری زوج را تعدیل کند و از میزان نارسایی‌هیجانی در زوج بکاهد. درواقع ACT با راهکارهایی که در زمینه پذیرش، رهایی از اجتناب و تجربه هیجانات دارد، درمان مؤثری برای زوج‌های ناسازگار است که حجم بالایی از پریشانی و ناراحتی را تجربه می‌کنند. 
باتوجه‌به نتایج حاصل پیشنهاد می‌شود ACT به‌عنوان یک پروتکل پیشگیری و درمان برای زوج‌های جوان در مراکز درمانی و قانونی مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین پیشنهاد می‌شود تعدادی از مهارت‌های این درمان مانند ذهن‌آگاهی، پذیرش و اقدام بر اساس ارزش‌ها به‌عنوان مهارت‌های پیش از ازدواج به زوج‌ها آموخته شود.
پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آینده، تأثیر وجود فرزند و خیانت اولیه در روابط زوج‌ها مورد بررسی قرار گیرد تا تفاوت‌های این عوامل در میزان اثربخشی درمان مشخص شود. همچنین در صورت امکان، استفاده از مدل‌های گروه‌درمانی برای زوج‌ها توصیه می‌شود تا از مزایای گروهی مانند انسجام و یادگیری بین‌فردی بهره‌مند گردند. علاوه‌براین، پیشنهاد می‌شود در مطالعات آینده، زوج‌ها از فرهنگ‌های مختلف انتخاب شوند تا تأثیر ACT در بسترهای فرهنگی متفاوت مورد ارزیابی قرار گیرد. ازسوی‌دیگر، محدودیت‌های پژوهش شامل حجم نمونه کوچک (52 زوج)، عدم تنوع فرهنگی به‌دلیل انجام تحقیق در یک منطقه خاص (یزد) و پیگیری کوتاه‌مدت (6 ماهه) است که ممکن است بر قابلیت تعمیم نتایج تأثیر بگذارد. بنابراین، مطالعات آینده باید با حجم نمونه بزرگ‌تر و پیگیری‌های طولانی‌تر انجام شوند تا اثرات پایدارتر مداخلات بررسی گردد.

ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

اجرای این پژوهش براساس تأییدیه کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی تهران و براساس کد اخلاق IR.SBMU.MSP.REC.1402.143 و همچنین براساس تأیید مرکز ثبت کارآزمایی بالینی ایران با کد IRCT20210708051815N2 انجام شد.

حامی مالی
این مطالعه با حمایت مالی معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی تهران انجام شد.

مشارکت نویسندگان
مفهوم‌سازی:همه نویسندگان؛ روش‌شناسی: امیرمسعود میرباقری و امیرسام کیانی مقدم؛ نگارش و پیش‌نویس اصلی: امیرمسعود میرباقری؛ بررسی و ویرایش: عباس مسجدی آرانی و امیرسام کیانی مقدم؛ تأمین مالی و منابع: عباس مسجدی آرانی و امیرمسعود میرباقری.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافع ندارد.

تشکر و قدردانی
از تمامی اساتید و پرسنل محترم دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی تهران، زوجین محترم شرکت‌کننده در پژوهش و افرادی که در طراحی و اجرای این مطالعه همکاری داشتند، تشکر و قدردانی می‌شود.


 
References
  1. Tokimoto S, Tokimoto N. Perspective-taking in sentence comprehension: Time and empathy. Frontiers in Psychology. 2018; 9:1574. [DOI:10.3389/fpsyg.2018.01574] [PMID] 
  2. Xie J, Shi Y, Ma H. Relationship between similarity in work-family centrality and marital satisfaction among dual-earner couples. Personality and Individual Differences. 2017; 113:103-8. [DOI:10.1016/j.paid.2017.03.021] 
  3. Heynen E, Van der Helm G, Wissink I, Stams G, Moonen XMH. “I don’t care about what you want!” The relation between juvenile delinquents’ responses to social problem situations and empathy in secure juvenile institutions. Journal of Interpersonal Violence. 2018; 33(9):1412-26. [DOI:10.1177/0886260515618212] [PMID]
  4. Beam CR, Marcus K, Turkheimer E, Emery R. Gender differences in the structure of marital quality. Behavior Genetics. 2018;48(3):209-23. [DOI:10.1007/s10519-018-9892-4] [PMID] 
  5. El-Mneizel A, Al Gharaibeh F, Majed Al Ali M. Marital compatibility in the UAE society among a sample of households in the Emirate of Abu Dhabi (UAE). Information Sciences Letters. 2022; 11(4):1225-38. [DOI:10.18576/isl/110422]
  6. Spencer CM, Stith SM, Cafferky B. Risk markers for physical intimate partner violence victimization: A meta-analysis. Aggression and Violent Behavior. 2019; 44:8-17. [DOI:10.1016/j.avb.2018.10.009]
  7. Deldadeh M, Moaveneslami S. [The effectiveness of reality therapy-based interventions on improving marital adjustment among couples suffering from emotional divorce (Persian)]. Journal of Psychology New Ideas. 2020; 5(9):1-0. [Link]
  8. Strizzi JM, Sander S, Ciprić A, Hald GM. “I Had Not Seen Star Wars” and Other Motives for Divorce in Denmark. Journal of Sex & Marital Therapy. 2020; 46(1):57-66. [Link] 
  9. Zahrakar K, Hezarosi B, Mohsanzade F, Tajikesmaaili A. Underlying factors of emotional divorce in socio_ cultural context of Karaj. Family Counseling and Psychotherapy. 2019; 9(1):125-42. [DOI:10.34785/J015.2019.019]
  10. Rokach A, Chan SH. Love and infidelity: Causes and consequences. International Journal of Environmental Research and Public Health. 2023; 20(5):3904. [DOI:10.3390/ijerph20053904] [PMID] 
  11. Hammett JF, Lavner JA, Karney BR, Bradbury TN. Intimate partner aggression and marital satisfaction: A cross-lagged panel analysis. Journal of Interpersonal Violence. 2021; 36(3-4):NP1463-81NP. [DOI:10.1177/0886260517747607] [PMID] 
  12. Leahy KE, Kashy DA, Donnellan MB, Oh J, Hardy KK. Optimism, relationship quality, and problem solving discussions: A daily diary study. Journal of Social and Personal Relationships. 2023; 40(2):528-50. [DOI:10.1177/02654075221118663]
  13. Berlamont L, Sels L, Ickes W, Ceulemans E, Hinnekens C, Verhofstadt L. Associations between affect and empathic accuracy during conflict interactions in couples. Journal of Social and Personal Relationships. 2022; 39(7):2239-61.  [DOI:10.1177/02654075221076453]
  14. Aggarwal S, Kataria D, Prasad SJ. A comparative study of quality of life and marital satisfaction in patients with depression and their spouses. Asian Journal of Psychiatry. 2017; 30:65-70. [DOI:10.1016/j.ajp.2017.08.003] [PMID]
  15. Pietrzak T, Hauke G, Lohr C. Connecting couples intervention: Improving couples’ empathy and emotional regulation using embodied empathy mechanisms. European Psychotherapy. 2016; 13:66-98. [Link] 
  16. Hinnekens C, Loeys T, De Schryver M, Verhofstadt L. The manageability of empathic (in) accuracy during couples’ conflict: Relationship-protection or self-protection? Motivation and Emotion. 2018; 42:403-18. [DOI:10.1007/s11031-018-9689-z]
  17. Seyfizadeh H, Zareei Mahmodabadi H, Bakhshayesh AR. [The reletionship between early maladaptive schemas and marital adjustment with mediation fear of intimacy in married people (Persian)]. Journal of Family Research. 2019; 15(4):467-86. [Link]
  18. Showani E, Asadpour E, Zahrakar K, Ahmadi S. The efficacy of acceptance and commitment therapy (ACT) on women’s emotional empathy and forgiveness. Journal of Psychological Science. 2023; 22(122):229-48. [DOI:10.1007/s12646-022-00664-6]
  19. Mohammadian S, Asgari P, Makvandi B, Naderi F. Effectiveness of acceptance and commitment therapy on anxiety, cognitive avoidance, and empathy of couples visiting counseling centers in Ahvaz City, Iran. 2021; Journal of Research Health. 11(6):393-402. [DOI:10.32598/JRH.11.6.1889.1]
  20. Kallal Quchan Atiq Y, Saraei F. The effectiveness of acceptance and commitment based therapy (ACT) on marital adjustment, sexual satisfaction and life satisfaction in women. Journal of Fundamentals of Mental Health. 2016; 18(Special Issue):557-64. [DOI:10.22038/jfmh.2016.8331] 
  21. Lei A, You H, Luo B, Ren J. The associations between infertility-related stress, family adaptability and family cohesion in infertile couples. Scientific Reports. 2021; 11(1):24220. [DOI:10.1038/s41598-021-03715-9] [PMID] 
  22. Isayeva MA, Gayibova NA, Rasulova NT. Compatibility of couple relations as the basis of the strong family. Turkish Online Journal of Qualitative Inquiry. 2021; 12(7):4945. [Link]
  23. Özgüç S, Tanrıverdi DJAopn. Relations between depression level and conflict resolution styles, marital adjustments of patients with major depression and their spouses. Archives of Psychiatric Nursing. 2018; 32(3):337-42. [DOI:10.1016/j.apnu.2017.11.022] [PMID]
  24. Saadati N, Rostami M, Darbani SA. [Comparing the effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT) and compassion focused therapy (CFT) on improving self-esteem and post-divorce adaptation in women (Persian)]. Iranian Journal of Family Psychology. 2021; 3(2):45-58. [Link]
  25. Hashemizadeh FS, Atashpour SH, Farhadi H. Comparison of the effectiveness of acceptance and commitment therapy matrix (ACTM) and emotion-focused therapy (EFT) on family adaptability and emotional self-regulation in women with marital conflict. Psychology of Woman Journal. 2024; 5(2):76-88. [DOI:10.61838/kman.pwj.5.2.11]
  26. Honarparvaran N. [The efficacy of acceptance and commitment therapy (ACT) on forgiveness and marital adjustment among women damaged by marital infidelity (Persian)]. Quarterly Journal of Woman and Society, 2014; 5(19):135-50. [DOI:10.2139/ssrn.2322026]
  27. Xu M, Johnson LN, Anderson SR, Hunt Q, Bradford AB, Banford Witting A, et al. Emotion dysregulation and couple relationship satisfaction of clinical couples: An actor-partner interdependence model. Family Process. 2023; 62(4):1555-73. [DOI:10.1111/famp.12819] [PMID]
  28. Tani F, Pascuzzi D, Raffagnino R. Emotion regulation and quality of close relationship: The effects of emotion dysregulation processes on couple intimacy. BPA-Applied Psychology Bulletin. 2015; 63(272):3. [Link]
  29. Renzi A, Fedele F, Di Trani M. Assisted reproductive treatments, quality of life, and alexithymia in couples. Healthcare. 2023; 11(7):1026. [DOI:10.3390/healthcare11071026] [PMID] 
  30. Falahati F, Mohammadi M. Prediction of marital burnout based on automatic negative thoughts and alexithymia among couples. Journal of Midwifery and Reproductive Health. 2020; 8(2):2211-9. [DOI:10.22038/jmrh.2020.48250.1582]
  31. Mardani F, Uousefi SA, Ghorbani E, Mirzaei Z. The effectiveness of realistic acceptance and commitment therapy (RACT) on marital burnout and alexithymia in couples. Journal of Assessment and Research in Applied Counseling. 2023; 5(1):9-18.  [DOI:10.61838/kman.jarac.5.1.2]
  32. Sadeghi M, Moheb N, Vafa MA. Effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT) in couple burnout, alexithymia, and quality of life of women affected by marital infidelity. Applied Family Therapy Journal. 2021; 2(3):73-91. [DOI:10.61838/kman.aftj.2.3.4]
  33. Van Schoors M, Caes L, Alderfer MA, Goubert L, Verhofstadt LJPo. Couple functioning after pediatric cancer diagnosis: A systematic review. Pediatric Pulmonology. 2017; 26(5):608-16. [DOI:10.1002/ppul.23680] [PMID]
  34. Fentz HN, Trillingsgaard TJJom, therapy f. Checking up on couples-a meta-analysis of the effect of assessment and feedback on marital functioning and individual mental health in couples. Journal of Marital and Family Therapy. 2017; 43(1):31-50.  [DOI:10.1111/jmft.12185] [PMID]
  35. Trudel G, Goldfarb MJS. Marital and sexual functioning and dysfunctioning, depression and anxiety. Sexologies. 2010; 19(3):137-42. [DOI:10.1016/j.sexol.2009.12.009]
  36. Yoosefi N, Karimipour B, Amani A. [The study model of religious beliefs, conflict resolution styles, and marital commitment with attitudes toward marital infidelity (Persian)]. Biannual Journal of Applied Counseling. 2016; 6(1):47-64. [Link]
  37. Salehi H, Jahangiri A, Bakhshipour A. Comparing the effectiveness of cognitive-behavioral couple therapy and acceptance and commitment couple therapy on family function and cognitive flexibility of couples. Journal of Consulting Excellence and Psychotherapy. 2022; 10(40):1-17. [Link]
  38. Mousavi Haghighi SE, Rishehri P, Mousavi SAJJor, health. Effectiveness of acceptance and commitment therapy and integrated behavioral couples therapy on intimacy and family functioning in divorce-seeking couples. Journal of Research Health. 2022; 12(3):167-76. [DOI:10.32598/JRH.12.3.1972.1]
  39. Azandaryani M, Khajoei-Nejad G, Akbari Amarghan H. Comparison of the effectiveness of emotion-based therapy and acceptance and commitment-based therapy on emotional self-regulation, psychological well-being in couples. Applied Family Therapy Journal. 2022; 3(1):223-42. [DOI:10.61838/kman.aftj.3.1.12]
  40. Panahifar S, mirderikvand F, Sadeghi M. [Comparison of the effectiveness of schema-based couple therapy, emotional focused couple therapy, and acceptance commitment couple therapy in the reduction of marital stress among couples on the brink of divorce in military families (Persian)]. Military Caring Sciences. 2022; 9(1):68-80. [DOI:10.52547/mcs.9.1.68]
  41. Brown FL, Whittingham K, Boyd RN, McKinlay L, Sofronoff K. Does stepping stones triple P plus Acceptance and Commitment Therapy improve parent, couple, and family adjustment following paediatric acquired brain injury? A randomised controlled trial. Behaviour Research and Therapy. 2015; 73:58-66. [DOI:10.1016/j.brat.2015.07.001] [PMID]
  42. Carson JW, Carson KM, Gil KM, Baucom DH. Mindfulness-based relationship enhancement. Behavior Therapy. 2004; 35(3):471-94. [DOI:10.1016/S0005-7894(04)80028-5]
  43. Morshedi M, Davarniya R, Zahrakar K, Mahmudi M, Shakarami M. [The effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT) on reducing couple burnout of couples (Persian)]. Iranian Journal of Nursing Research. 2016; 10(4):76-87. [DOI:10.29252/jijnr.2016.10.4.76]
  44. Peterson BD, Eifert GH, Feingold T, Davidson SJC, Practice B. Using acceptance and commitment therapy to treat distressed couples: A case study with two couples. Cognitive and Behavioral Practice. 2009; 16(4):430-42. [DOI:10.1016/j.cbpra.2008.12.009]
  45. Flujas-Contreras JM, Gómez I. Improving flexible parenting with acceptance and commitment therapy: A case study. Journal of Contextual Behavioral Science. 2018; 8:29-35. [DOI:10.1016/j.jcbs.2018.02.006]
  46. Aalami M, Taimory S, Ahi G. The efficacy of acceptance and commitment therapy (ACT) on marital conflicts and improvement of intimacy in divorce applicant couples. Quarterly Journal of Social Work. 2020; 9(3):12-9. [Link] 
  47. Forman EM, Herbert JD. New directions in cognitive behavior therapy: Acceptance-based therapies. In: O'Donohue WT, Fisher JE, editors. General principles and empirically supported techniques of cognitive behavior therapy. Hoboken: Wiley; 2009. [Link] 
  48. Lev A. Acceptance and Commitment Therapy for Couples: A clinician’s guide to using mindfulness, values, and schema awareness to rebuild relationships. Sydney: ReadHowYouWant.com, Limited; 2017. [DOI:10.1036/9781626252687]
  49. Mehrabian A, Epstein N. A measure of emotional empathy. Journal of Personality. 1972; 40(4):525-43. [DOI:10.1111/j.1467-6494.1972.tb00078.x] [PMID]
  50. Zarshghaee M, Nori A, Oraizi HJPM, Models. [Psychometric properties of the Persian version of the balanced emotional empathy scale (Persian)]. Journal of Psychological Models and Methods. 2010; 1(1):39-50. [Link] 
  51. Kouneski EF. The family circumplex model, FACES II, and FACES III: Overview of research and applications. 2000; 1:04-9. [Link]
  52. Dadashi Haji M, Karaminia R, Salimi SH, Ahmadi Tahour M. Translation and validation of the “walsh family resilience questionnaire” for Iranian families. International Journal of Behavioral Sciences. 2018; 12(2):48-52. [DOI:10.22000/je1851]
  53. Bagby RM, Parker JD, Taylor GJ. The twenty-item Toronto alexithymia scale-I. Item selection and cross-validation of the factor structure. Journal of Psychosomatic Research. 1994; 38(1):23-32. [DOI:10.1016/0022-3999(94)90005-1] [PMID]
  54. Besharat MA. Reliability and factorial validity of a Farsi version of the 20-item Toronto Alexithymia Scale with a sample of Iranian students. Psychological Reports. 2007; 101(1):209-20.  [DOI:10.2466/pr0.101.1.209-220] [PMID]
  55. Fowers BJ, Olson DH. Enrich marital inventory: A discriminant validity and cross-validation assessment. Journal of Marital and Family Therapy. 1989; 15(1):65-79. [DOI:10.1111/j.1752-0606.1989.tb00777.x] [PMID]
  56. Mohebbi M, Ghasemzadeh S, Farzad VO, Afrooz GA. [Review on practicality reliability, validity and normalization of couple’s satisfaction scale among married women teachers in Tehran city (Persian)]. Journal of Applied Psychological Research. 2017; 7(4):163-79. [DOI:10.22059/japr.2017.63462] 
  57. Mohammadi Farshi A, Shahnazari M, Bahrami Hidaji M, Peyvandi P, Mohammadi Shirmahaleh F. [The efficacy of cognitive therapy based on acceptance and commitment with a focus on self-compassion emotional schemas and empathy in couples (Persian)]. Journal of Psychological Science. 2023; 21(120):8. [DOI:10.52547/JPS.21.120.2449]
  58. Panahifar S, Mirderikvand F, Mirsadeghi M. [The comparison of the effectiveness of schema-based couple therapy, emotional focused couple therapy and acceptance commitment couple therapy on intimacy functions of couples on the brink of divorce in military families (Persian)]. Nurse and Physician Within War. 2022; 10(34):66-81. [Link] 
  59. Cano A, Leonard MJJocp. Integrative behavioral couple therapy for chronic pain: Promoting behavior change and emotional acceptance. Journal of Clinical Psychology. 2006; 62(11):1409-18. [DOI:10.1002/jclp.20320] [PMID]
  60. Pirani Z, Abbasi M, Kalvani M, Nourbakhsh MJIJoW, Health P. Effectiveness of acceptance and commitment therapy on sexual self-esteem, emotional skillfulness and marital adjustment in veterans’ wives. Iranian Journal of War and Public Health. 2017; 9(1):25-32. [DOI:10.18869/acadpub.ijwph.9.1.25]
  61. Christensen A, Atkins DC, Berns S, Wheeler J, Baucom DH, Simpson LE. Traditional versus integrative behavioral couple therapy for significantly and chronically distressed married couples. Journal of Consulting and Clinical Psychology. 2004; 72(2):176-91. [DOI:10.1037/0022-006X.72.2.176] [PMID]
  62. Allemand M, Amberg I, Zimprich D, Fincham FDJJoS, psychology C. The role of trait forgiveness and relationship satisfaction in episodic forgiveness. Journal of Social and Clinical Psychology. 2007; 26(2):199-217. [DOI:10.1521/jscp.2007.26.2.199]
  63. Bradbury TN, Bodenmann GJArocp. Interventions for couples. Annual Review of Clinical Psychology. 2020; 16(1):99-123. [DOI:10.1146/annurev-clinpsy-071519-020546] [PMID]
  64. Danesh M, Nazari A. [Recognizing the problems of couples under the auspices of the relief committee experience during divorce process (Persian)]. Journal of Disability Studies. 2022; 31(12):1-8. [Link]
  65. Hittner EF, Haase CMJJoS, Relationships P. Empathy in context: Socioeconomic status as a moderator of the link between empathic accuracy and well-being in married couples. Journal of Social and Personal Relationships. 2021; 38(5):1633-54. [DOI:10.1177/0265407521990750]
  66. Zanganeh Motlag F, Bani- Jamali JSS, Ahadi H, Hatami HR. The effectiveness of couples therapy based on acceptance and commitment and emotionally focused couples therapy on improvement of intimacy and reduction of Alexithymia among Couples. Thought and Behavior in Clinical Psychology. 2017; 11(44):47-56. [Link]
  67. Mirbagheri AM, Zanjani Z, Omidi A. [Investigating the effect of acceptance and commitment therapy on irritability and emotional numbness in children of veterans suffering from war-induced posttraumatic stress disorder (Persian)]. Journal of Military Medicine. 2022; 24(4):1241-9. [DOI:10.30491/JMM.24.4.1241]
  68. Lyvers M, Pickett L, Needham K, Thorberg FA. Alexithymia, fear of intimacy, and relationship satisfaction. Journal of Family Issues. 2022; 43(4):1068-89. [DOI:10.1177/0192513X211010206]
نوع مطالعه: پژوهشي اصيل | موضوع مقاله: روانپزشکی و روانشناسی
دریافت: 1403/8/21 | پذیرش: 1404/2/13 | انتشار: 1404/5/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb