مقدمه
یکی از مفاهیم جدیدی که فعالین مقابله با مواد مخدر در دنیا با آن روبهرو هستند، مفهوم پاتوقهای مواد است که به صحنههای باز مواد مخدر (ODS) معروف هستند و محل تجمع مصرفکنندگان و فروشندگان برای خرید، فروش و مصرف مواد میباشد [1]. پاتوقها در ایران متنوع بوده و پاتوق فرحزاد تهران بهدلیل ویژگیهای منحصربهفرد خود ازنظر مکان، اندازه و ساختار متمایز و منحصربهفرد است [2]. تبعات بهداشتی پاتوقها شامل شیوع بیماریهای عفونی، مرگ ناشی از بیشمصرف [3] و تبعات اجتماعی آن شامل خریدوفروش آشکار مواد، جذب مصرفکنندگان از سایر مکانها (اثر کشش) و ایجاد احساس ناامنی در بین ساکنین اطراف پاتوق میباشد [4].
پژوهشها نشان میدهند رویکردهای مرتبط با پاتوقها موجب اثرات منفی بهداشتی و اجتماعی شده است. بهگونهای که در ارائه مراقبتهای بهداشتی و درمانی به مصرفکنندگان بهخصوص تزریقیها مانع ایجاد کرده است. رفتارهای پرخطر افزایش داشته است، موارد بیشمصرف و به دنبال آن مرگومیر بالا رفته است و محلههای اطراف ازلحاظ مصرف تزریقی در معرض آسیب قرار گرفته است [1، 5-8]. مشکلات مرتبط با مواد، مثل رفتارهای مجرمانه و خشونت نیز افزایش داشته است [9]. مداخلات قانونی و مداخلات انتظامی در کوتاهمدت و بهصورت مقطعی اثرات مثبتی داشته است، اما براساس پژوهشها، عوارض بهداشتی، اجتماعی و امنیتی اینگونه مداخلات اثرات منفی بیشتر و پایدارتری داشته است [10]. مداخلات مبتنی بر اعمال قانون به طولانیتر شدن مشکلات بهداشتی و اجتماعی منجر شده است و لذا تلاش برای گزینههای جایگزین با رویکرد کاهش آسیب ناشی از تبعات بهداشتی و اجتماعی در پاتوق امری اجتنابناپذیر میباشد. این رویکرد شامل انواع مداخلات پلیسی، همسو کردن اهداف پلیس با اهداف نظام سلامت و پایش و ارزشیابی فعالیتها میشود [11]. بنابراین نیاز به شناسایی ملاحظات حقوقی و تدوین مداخلات انتظامی-قضایی نوآورانه و مؤثر بر مشکلات بهداشتی و اجتماعی پاتوقهای مواد احساس میشود.
در مواجهه با آسیبهای اجتماعی طبق الگوی مداخلهای محیط خطر، کاهش آسیبها و خطرها و ارتقای سلامت یک وظیفه فردی صرف نیست، بلکه قوانین، سیاستها و روابط اجتماعی نیز نقش اساسی دارند. مداخلات فراتر از فرد لازم است به عوامل محیطی، ساختاری (مانند قوانین) و اجتماعی (مانند اسکان موقت و فرصتهای شغلی) نیز بپردازند [12]. این رویکرد در عمل نیز در برخی کشورهای مختلف اروپایی همراه با موفقیتهای چشمگیری بوده است [13]. تغییر در فهم موضوع مصرف مواد از یک مشکل فردی به یک مشکل جمعی، عامل مهمی در تغییر سیاستهای مداخلهای بوده که نتیجه آن پذیرش و توسعه رویکرد کاهش آسیب در کنار رویکرد درمان پرهیزمدار در سطح جهانی بوده است. بااینحال تأثیر این رویکرد در پاتوقهای مواد مورد بررسی و ارزیابی جامع قرار نگرفته و همچنان نوع مداخلات مرتبط با پاتوقها محل مناقشه است [8 ، 14، 15]. اجماع کارشناسی بر الزام تعادل بین راهبردهای کاهش تقاضا، کاهش عرضه و کاهش آسیب در پاتوقها تأکید دارد [16، 17]. نتایج مطالعهای در ایران نشان داد اجرای مستمر برنامههای کاهش آسیب در افراد وابسته به مواد، به بهبود در شاخصهای مختلف سلامت افراد تحت پوشش منجر میشود و جرایم و هزینهها را کاهش خواهد داد [18].
برای کاهش نگرانی مسئولین از حضور افراد بیخانمان و مصرفکننده مواد در سطح شهرها و تبعات ناشی از مداخلات در قالب طرحهای موقت جمعآوری و پاکسازی و اعمال مداخلات با نتایج بلندمدت، نیاز به پژوهشی در زمینه ملاحظات حقوقی و مداخلات قضایی-انتظامی برای مدیریت بهینه اثرات بهداشتی و اجتماعی پاتوقهای مواد احساس میشود. ازآنجاکه پیشینه پژوهشی در این زمینه محدود است، هدف مطالعه حاضر با استفاده از رویکرد کیفی، تبیین ملاحظات حقوقی و مداخلات قضایی-انتظامی موردنیاز در پاتوقهای مواد بود که میتواند بر کیفیت و دسترسپذیری خدمات برای مصرفکنندگان مواد اثرگذار باشد و بهنوبهخود کیفیت زندگی مصرفکنندگان مواد و همچنین کسبه و ساکنین را بهبود بخشد. مطالعه حاضر میتواند گامی در جهت مدیریت پاتوقهای مواد باشد.
مواد و روش
باتوجهبه پیشینه محدود پژوهشی و با هدف توصیف ملاحظات حقوقی و مداخلات قضایی-انتظامی در پاتوقهای مواد ایران، روش پژوهش حاضر کیفی از نوع تحلیل محتوا بود که در شهر تهران از شهریور ماه الی تیر ماه سال 1403 انجام شد [19]. جامعه آماری در این مطالعه، مطلعین کلیدی بودند که اطلاعات دسته اول دررابطهبا موضوع بهواسطه تجربه کار در حوزه مربوط به موضوع و یا مطالعه و تحقیق در حوزه مورد بررسی داشتند و درنتیجه، قادر به ارائه بهترین اطلاعات در مورد موضوع مورد پژوهش بودند. این افراد ازلحاظ سطح اطلاعات شامل مطلعین محلی ازجمله کسبه، نیروی انتظامی، ساکنین و فعالین در محل ازجمله شورای شهر و مطلعین عمومی ازجمله کارشناسان و مسئولین مراکز گذری، فرماندهان مرتبط در نیروی انتظامی، قضات، مدیران شهرداری و سازمانهای مردمنهاد بودند. در این پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. در پژوهش حاضر، تعداد 13 مصاحبه (5 نفر ارائهدهندگان خدمت، 4 نفر ریاست و نیروهای پلیس مبارزه با مواد مخدر، 2 نفر حقوقدان و 2 نفر قضات دادگستری) صورت گرفت. باتوجهبه وضعیت کرونا در زمان مطالعه، مصاحبهها متناسب با شرایط شرکتکنندگان، به دو صورت برخط (آنلاین) و حضوری یا در محل خدمت شرکتکنندگان و یا در محل دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان صورت گرفت. قبل از مصاحبه، سؤالات مصاحبه از طریق ایمیل به آنها ارائه شد. از مطلعین کلیدی درخواست شد رضایت شفاهی خود را برای شرکت در پژوهش اعلام کنند. محقق با موافقت شرکتکنندگان به ضبط جلسه مصاحبههای عمیق اقدام کرد. طول مدت مصاحبهها بهطور میانگین 45 تا 90 دقیقه بود. در مصاحبه تکمیلی، جهت اطمینان از اینکه پیام مطلعین کلیدی بهدرستی درک شده است، نتایج حاصل از مصاحبه با مطلعین کلیدی به اشتراک گذاشته شد و بازخورد آنها دریافت شد. فرآیند مصاحبه تا رسیدن دادهها به سطح اشباع ادامه یافت.
بعد از اخذ نظر کلی فرد در مورد پاتوق سؤالات اصلی مصاحبه به شرح ذیل در اختیار آنها قرار گرفت (جدول شماره ۱).
«در کنار خدمات موجود جهت مدیریت پاتوقهای مواد، چه خدمات دیگری میتواند به کاهش آسیبهای بهداشتی و اجتماعی پاتوقهای مواد کمک کند؟»
«چه ملاحظات قانونی در تسهیل مدیریت پاتوقهای مواد ازلحاظ بهداشتی، اجتماعی، امنیتی و مصرف مواد مورد نیاز است؟»
جلسات بحث گروهی متمرکز برگزار شد. در بحث گروهی متمرکز، باتوجهبه کسب اطلاعات از گروههای مختلف و حساس بودن موضوع، تعداد سه جلسه بحث گروهی متمرکز با افراد همگون برگزار شد تا تجربه مشترک بتواند بیان اطلاعات را تسهیل کند. یک جلسه با حضور کارشناسانی بود که دارای سابقه ارائه خدمات بهداشتی، درمانی و اجتماعی به مصرفکنندگان مواد در پاتوقهای مواد بوده و یا صاحبنظر در مسائل آنان بودند (تعداد 6).
دو جلسه با حضور مطلعین کلیدیای بود که دارای سابقه ارائه خدمات حقوقی، انتظامی و قضایی به مصرفکنندگان مواد در پاتوقهای تهران بودند (تعداد 6). در مرحله مصاحبه عمیق و بحث گروهی، نظرات مطلعین کلیدی با استفاده از پرسشنامه نیمهساختاریافته اخذ شد. جلسات بحث گروهی متمرکز نیز با موافقت شرکتکنندگان ضبط شد. بعد از اتمام هر جلسه مصاحبه، مصاحبه پیادهسازی شد. متن مصاحبه توسط اعضای تیم پژوهش مرور و کدها مشخص میشد و سؤالات پژوهش نیز متناسب نتایج بازبینی میشدند.
تجزیهوتحلیل دادهها
در این تحقیق از تحلیل محتوای کیفی مرسوم به شیوه استقرایی استفاده گردید [19]. در این شیوه از تحلیل، مراحل آنالیز [20] با روش انتخاب واحد تحلیل، تعیین واحد معنایی، کدها، زیرطبقات، طبقات و مضامین انجام شد. با کمک نرمافزار (MAXQDA) ویرایش 10 کدگذاری متنهای مصاحبههای عمیق و بحث گروهی متمرکز صورت گرفت.
در پژوهش حاضر برای روایی یا مقبولیت، از مشارکتکنندگان درخواست شد تا با مرور یافتهها، صحت تجارب خود را بررسی کنند و از نظرات تکمیلی سایر همکاران نیز استفاده شد. قابلیت اعتماد پژوهش با انجام اقداماتی نظیر بازبینی تحلیل توسط اعضای پژوهش و همکاران ( دانشجویان دکتری) تأمین شد. از نظر قابلیت انتقال، محقق تلاش کرد با توصیف دقیق شرکتکنندگان، روش نمونهگیری، زمان و مکان جمعآوری دادهها خواننده را قادر سازد تا در مورد انتقالپذیری یافتهها اظهارنظر نماید. همچنین تلاش شد با ثبت دقیق مراحل پژوهش (نوار، یادداشتها، متن و تجزیهوتحلیل) مرور مراحل توسط سایرین نیز امکانپذیر شود (تأییدپذیری) [21].
یافتهها
یافتهها شامل ویژگیهای پاتوقهای مواد متناسب با شرایط ایران (جدول شماره 2) و همچنین دیدگاه مطلعین کلیدی در مدیریت پاتوقهای مواد بود. دیدگاه مطلعین کلیدی درارتباطبا مدیریت پاتوقهای مواد در طیفی از تخریب هر پاتوق و اقدامات لازم آن (جداول شماره 3 ، 4) تا مدیریت پاتوقهای مواد (جدول شماره 5) قرار داشت. هرچند اغلب مطلعین کلیدی مخالف حذف پاتوقهای مواد بهعنوان یک راهبرد ملی بودند.
ویژگیهای پاتوقهای مواد
از دیدگاه شرکتکنندگان، پاتوقها صرفاً محل تجمع تعدادی از افراد مصرفکننده و فروشنده مواد که مواد را مصرف، خرید و فروش میکنند، نمیباشد؛ بلکه پاتوقهای مواد، اجتماعی با ساختار مشخص بوده و تفاوتهای فردی در اعضای پاتوق قابلمشاهده است. در این اجتماع، طیفی از جمعیتهای مختلف وجود دارند که روابط ویژه و خاصی بین آنها در جریان است. برخی اعضای پاتوق، مهاجر و ساکن پاتوق بوده و برخی بهصورت گذری به پاتوق مراجعه میکنند. برای برخی بیخانمانی نوعی سبک زندگی است. اعضای پاتوق، معمولاً آسیب پیشروندهای را در زندگی تجربه و تجارب منفی متحمل میشوند. پاتوقها، محل آموزش و کسب معاش بوده و فرآیند جامعهپذیری در آن در حال شکلگیری است. قواعد خاصی بر پاتوقهای مواد حاکم بوده و از ویژگیهای بارز آن، سیال بودن آن است (جدول شماره 2).
شرکتکننده 1- مددکار اجتماعی: «در پاتوقهای مواد، همه طیفهای جمعیتی شامل افراد بزرگسال، مردان، زنان، کودکان، سالمندان، معلولان، بیماران جوان همچنین وجود افراد صادق، مهربان، اخلاقی، وفادار، با سابقه خانوادگی مناسب قابلمشاهده است. به همین ترتیب منابع کسب درآمد نیز متفاوت است. برخی از توانمندیهایی مانند نوازندگی جهت کسب درآمد استفاده میکنند و بخشی یا تمام این حقالزحمه را برای خرید مواد و توزیع رایگان آن بین افراد نیازمند حاضر در پاتوق شامل معلولین و زنان صرف میکنند و بدین صورت نسبت به پاتوق تعلق خاطر داشته و از راهبردهای خودتنظیمی برای رفع مشکلات استفاده میکنند. منابع کسب درآمد غیرقانونی از طریق روابط غیرمتعارف و روابط جنسی پرخطر و یا اعمال غیرقانونی ازجمله دزدی نیز وجود دارد.»
شرکتکننده 1- مددکار اجتماعی: «سیال بودن یکی از مهمترین ویژگیهای پاتوقها است. در یک برهه از زمان ممکن است پاتوقهای متعددی شکل بگیرند و در صورت اعمال برخوردهای قانونی در قبال آنها، تغییر یافته و مجدداً بازتولید شوند.»
شرکتکننده 1- مددکار اجتماعی: «مصرفکنندگان موادی که متقاضی ترک در پاتوقهای مواد هستند ازلحاظ اجتماعی طرد میشوند. شیوه مصرف مواد از طرف اعضای اصلی پاتوق تعیین میشود. با حضور بیخانمانهای غیرمصرفکننده مواد مخالفت میشود. مواد باید از پاتوق موردنظر تهیه شود و همراه با داشتن مواد از بیرون از پاتوق ممنوع و در صورت مشاهده برخورد میشود. چوبدارها حق مصرف قرصهای مخدر و آرامبخش ندارند و تنها میتوانند هروئین مصرف کنند، زیرا مصرف قرص و سستی ناشی از آن مانع انجام مأموریتشان به نحو احسن میشود. خردهفروشهای کمفروش طرد شده و هیچ کس حق برقراری ارتباط با وی را ندارد (فشار اجتماعی).»
شرکتکننده 6- ارائهدهنده خدمات بهداشتی: «ما دررابطهبا پاتوق یکسری مسائل و معضلات نهادینهشده و زیربنایی داریم برای اینکه پاتوق هیچگونه تعریفی ندارد، چون اصلاً یک درواقع ستینگ زندگی مثل حاشیهنشینی است، اینا بالاخره شهروند هستن، دارند اینجا زندگی میکنند باید بهشون توجه بشه، باید مشکلات شون براشون برنامه داشت و مدیریت کرد. ما باید پاتوق رو بهعنوان یک ستینگ ساماندهیاش بکنیم نه اینکه بریم جمعآوریش بکنیم. این اصطلاح جمعآوری کردن، بسیار اصطلاح نادرستی است، ما باید ستینگ پاتوق را ساماندهی بکنیم.»
گستره حذف تا مدیریت پاتوقها
دو دیدگاه غالب حذف و مدیریت پاتوقهای مواد مطرح شد.
دیدگاه مبتنی بر حذف پاتوقها
دلایل حذف پاتوقهای مواد
گروه موافق حذف پاتوقها دلایل متعددی را برای آن مطرح میکنند، ازجمله میتوان به رویکرد جهانی حذف مواد، جرمانگاری حاکم بر قوانین مبارزه با مواد، جرمانگاری دایر کردن اماکنی بهمنظور استعمال مواد، عدم امکان به رسمیت شناختن پاتوقهای مواد و عدم امکان ایجاد محلهای متمرکز برای اعضای پاتوقهای مواد اشاره نمود (جدول شماره3).
شرکتکننده 2- ارائهدهنده خدمات بهداشتی: «رویکرد جهانی حذف مواد، جهان عاری از مواد است. نهتنها کشور ما ایران بلکه جوامع مختلف سرمایهدار و قدرتمند از جوامع کمونیستی تا جوامع آزاد سرمایهداری در تلاش بر محو کردن موضوع مواد از جمله پاتوقهای مواد از صحنه روزگار بودند.»
شرکتکننده 1- مددکار اجتماعی: «در قانون مبارزه با مواد مخدر ایران تهیه، توزیع، خریدوفروش مواد مخدر و روانگردان، جرمانگاری شده و نیروی انتظامی را مکلف به برخورد و مبارزه با توزیعکنندگان و فروشندگان مواد مخدر نموده است.»
شرکتکننده 3- نیروی انتظامی: «براساس ماده 14 قانون مبارزه با مواد مخدر در مورد دایر کردن یا اداره مکانی بهمنظور استعمال مواد مخدر یا رونگردانهای صنعتی غیردارویی نیز جرمانگاری شده و مرتکب جرم، به مجازات حبس، شلاق، جزای نقدی، و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم خواهد شد. بر اساس این ماده قانونی، پلیس وظیفه دارد از شکلگیری چنین اماکنی جلوگیری نماید.»
شرکتکننده 1- مددکار اجتماعی: «از دیدگاه پلیس، پاتوقهای مواد، محلی هستند که در آن جرایم متعددی رخ میدهد. در پاتوقها، پاتوقگردانها حضور دارند که علاوهبر مصرف و فروش مواد مخدر، جرایم اخلاقی نیز در آن رخ میدهد و نیازمند ورود پلیس به این حوزه است.»
شرکتکننده 2- ارائهدهنده خدمات بهداشتی: «از دیدگاه پلیس مبارزه با مواد مخدر، هویتبخشی به مکانی که بهعنوان توزیع و مصرف مواد مخدر اشتهار پیدا کند، امکانپذیر نیست. زیرا با قوانین، مطالبات مردمی و اعتقادات دینی و مذهبی مردم سازگاری ندارد.»
شرکتکننده 1- مددکار اجتماعی: «یکی دیگر از راهکارهای ارائهشده در قبال مسئله پاتوقها، تمرکزسازی، محدودسازی و انتقال ساکنین پاتوق در یک مکان مشخص و ایجاد یک اجتماع و منطقه قرمز میباشد. ایجاد یک مدل اجتماع بهصورت واحد بهگونهای که قصد متمرکز کردن اعضای پاتوق در یک محل مدنظر باشد، نه امکانپذیر، نه شدنی و نه شاید انسانی و اخلاقی باشد، زیرا از ویژگیهای پاتوق و کارتن خوابی، سیال بودن آن است. به این معنی خیلی از افراد تمایلی به متمرکز شدن در یک منطقه ندارند و یکی از علل آن عدم احساس امنیت بوده و ممکن است برداشت آنها از این نوع مداخلات، این مسئله باشد که مجریان مداخله قصد جمعآوری آنها در یک منطقه و انجام اقدامات انتظامی است. این تغییر و متمرکز کردن اعضای پاتوق در یک محله، باعث از دست دادن وضعیت موجود نیز میشود. به این دلیل که خیلی از این افراد به سمت حاشیهها یا مکانهایی سوق پیدا میکنند که امکان دسترسی به آنها با دشواری همراه باشد یا عملً غیرممکن باشد. بنابراین، از دسترس و نظارت تیم درمانگر خارج میشوند.»
ملزومات حذف پاتوقهای مواد
همچنین در این رویکرد، اقدامات لازم جهت حذف پاتوقهای مواد نیز مطرح شد. این اقدامات عمدتاً با رویکرد پرهیزمدارانه در طیفی از ایجاد ظرفیت برای نگهداری مصرفکنندگان متجاهر مواد، اصلاح روشها و شیوههای پرهیز از اختلال مصرف مواد، ارائه خدمات یکپارچه اجتماعی-بهداشتی در مراکز بازپروری، ارائه حرفهآموزی و اشتغالزایی و پیشگیری از گرایش افراد جدید به مواد با آموزش و فرهنگسازی قرار داشت (جدول شماره 4).
شرکتکننده 5- نیروی انتظامی: «اگر مقرر است خدماتی به افراد مصرفکنندگان مواد ارائه شود، بهتر است در مراکز بازپروری و ترک اعتیاد ارائه شود. روشهای ترک اعتیاد اصلاح گردد و با راهاندازی دهکدههای سلامت، حرفهآموزی و اشتغالزایی برای مددجویان بهبود یافته، امکان بازگشت آنها به جامعه فراهم گردد، زیرا با کاهش جمعیت افراد مصرفکننده مواد عملاً پاتوقهای مواد کارکرد خود را از دست داده و از بین خواهند رفت.»
دیدگاه مبتنی بر مدیریت پاتوقها
در این گروه، پیامدهای نامطلوب ناشی از اعمال راهبردهای کنترل در مقابله با پاتوقهای مواد، فواید حاصل از مدیریت پاتوقهای مواد و همچنین شرایط لازم برای مدیریت پاتوقهای مواد مطرح شد (جدول شماره 5).
پیامدهای نامطلوب ناشی از اعمال راهبردهای کنترل در مقابله با پاتوقهای مواد
برخی پیامدها مبتنی بر ماده 16 قانون مبارزه با مواد بود شامل پراکنده شدن پاتوقهای مرتبط با مواد، واضح نبودن دستورالعمل اجرایی ماده 16 قانون، اجرای سیاستهای قهری درارتباطبا مراکز خدماترسانی، عدم رعایت کرامت انسانی در خصوص اجرایی کردن ماده 16 قانون، زمانبر بودن جلب اعتماد گردانندههای پاتوق در پاتوقهای جدید، جهتگیری نادرست قانون به سمت مصرفکنندگان مواد بیخانمان، وخیمتر شدن شرایط بهداشتی و روانی مصرفکنندگان مواد بعد از خروج از مراکز ماده 16 بود.
شرکتکننده 20- مددکار اجتماعی: «در طراحی هر نوع مداخلهای باید به همه ذینفعان موجود توجه شود و در صورت ارائه مداخله یکجانبهگرایانه باید منتظر بروز آسیبهای بیشتر بود. اگر هدف اصلی مداخلات، از بین بردن پاتوق باشد، عملاً باعث پیچیدهتر شدن شرایط موجود میشود و این تجربه در مورد همه آسیبهای اجتماعی صادق است. همچنان که برخورد با کودکان کار در عمل باعث شد این افراد وارد زیرزمینها، مترو و فضاهای پرخطر شوند. همچنین برخورد با کارگران جنسی نیز نتایج مشابهی دربر داشت.»
سیاستهای اجرایی موضوع ماده 16 قانون دقیقاً مشخص نیست. افراد در مراکز اجباری موضوع ماده 16 قانون، تحت درمان با متادون قرار گرفته و بعد از ترخیص، بهعلت عدم درآمد و نداشتن سرپناه، مجدداً برای تهیه متادون آزاد به پاتوقهای مواد مراجعه میکنند که گاهاً توسط نیروی انتظامی مجدداً دستگیر و به این مراکز ارجاع داده میشوند. ازجمله سیاستهای قهری درارتباطبا مراکز خدماترسانی میتوان به بسته شدن مراکز گذری کاهش آسیب و راهاندازی مجدد این مراکز در بیرون از شهر اشاره کرد.
اگرچه هدف این مداخلات، جابهجایی افراد مصرفکننده مواد به اطراف تهران است، اما غافل از آنکه طبق دستورالعمل راهاندازی مراکز گذری، این مراکز در مناطقی تأسیس میشود که افراد آسیبپذیر حضور دارند و جابهجایی این مراکز حتی علیرغم ارائه خدمات رایگان، باعث جابهجایی این افراد نمیشود، زیرا در خارج از شهر، منبع درآمدی برای این افراد وجود نداشته و این خدمات از در دسترس بودن خارج میشوند. همچنین، از تبعات به حاشیه رانده شدن پاتوقهای مواد میتوان به آسیب بیشتر افراد حاشیه نشین با درآمد کمتر اشاره کرد، زیرا اعضای پاتوق جهت کسب درآمد مجبور به سرقت از نزدیکترین خانههای مسکونی میشوند. در صورتی که در مراکز شهر، امکان زبالهگردی، گدایی و سایر منابع درآمدزایی با آسیب کمتر وجود دارد.
گاهاً در طی طرحهای ضربتی برخورد محترمانه با مصرفکنندگان مواد رعایت نشده و از بین بردن این پاتوقها، جلب اعتماد گردانندههای پاتوقهای جدید در ارائه خدمات را زمانبر و دشوار میسازد. عمده مداخلات انتظامی در دستگیری افراد مصرفکننده مواد بیخانمانی که حضور دائمی در پاتوقهای مواد دارند، موفق است. اگرچه دستگیری فروشندگان مواد نیز در دستور کار قرار دارد اما این افراد بهواسطه اینکه اطلاعات، آگاهی و توان فیزیکی بیشتری داشته و ملاحظات امنیتی پاتوق را با حضور چوبدارها (نگهبانان پاتوق) در نظر میگیرند، راحتتر میتوانند مانع دستگیری خود و یا در صورت دستگیری، مقدمات آزادی خود را فراهم کنند. درنتیجه، این باعث میشود توزیعکنندگان دوباره به همان پاتوق برگشته یا پاتوق دیگری تشکیل دهند.
عدم وجود برنامه مدون مراقبت بعد از خروج برای مراجعین مراکز موضوع ماده 16، باعث بازگشت مجدد این افراد به پاتوقهای مواد، دستگیری و قرار گرفتن در این چرخه باطل و ناامیدانه میشود. ضمن اینکه بازگشت مجدد به پاتوقهای مواد، آسیبهای بهداشتی بیشتری ازجمله بیشمصرفی و خطر مرگومیر ناشی از بیشمصرفی و حوادث را به همراه خواهد داشت.
شرکتکننده 12- ارائهدهنده خدمات در سازمانهای مردم نهاد: «بعد از گذشت یک بازه زمانی در درمان اجباری، این افراد، بدون تمایل و انگیزه برای ترک، ممکن است بلافاصله بعد از بازگشت به پاتوق، به میزان آخرین دُز مصرفی قبل از ورود به کمپهای اجباری، مصرف را شروع و بیشمصرفی را تجربه کنند. ضمن اینکه این دور باطل چندین بار تکرار میشود. بعضاً افرادی هستند که دهها بار وارد مراکز ماده ۱۶ و درمان اجباری شده و دوباره به پاتوقها برگشتند. عملاً از این به بعد، مداخلات درمانی روی این فراد اثربخش نیست. چون اصلاً هیچ امیدی به این موضوع ندارند و یک نوع یاس و ناامیدی، هم برای خود آنها و هم برای ارائهدهندگان خدمات و برای خانوادههای آنها به ارمغان میآورد.»
فواید حاصل از مدیریت پاتوقهای مواد شامل کاهش آسیبهای بهداشتی و اجتماعی مرتبط با پاتوقهای مواد است.شرکتکننده 24- ارائهدهنده خدمات مرکز گذری: «استفاده از رویکر کاهش آسیب میتواند شامل عدم فروش مواد سنگین، عدم شکستن درختها، عدم تزریق در ملأ عام و عدم ایجاد مزاحمت برای اهالی محل و ارائه خدمات بهموقع به افرادی که دچار بیشمصرف شدهاند، باشد.»
شرایط لازم در مدیریت پاتوقهای مواد
از دیدگاه این گروه، در مدیریت پاتوقهای مواد باید به نکاتی همچون تغییر رویکرد نیروی انتظامی، تغییر قوانین و تمایز قائل شدن بین مواد سخت و نرم، تدوین دستورالعمل قانونی خاص پاتوقهای مواد، وجود تناسب بین جرم و مجازات، توازن قدرت و نگرش متولیان کاهش آسیب برای رایزنی، تغییر نگرش اهالی محله نسبت به اعضای آسیبپذیر پاتوقهای مواد و ایجاد نگاه فرآیندی در حمایتگیری برای برنامههای کاهش آسیب توجه داشت.
شرکتکننده 6- ارائهدهنده خدمات بهداشتی: «نیروی انتظامی لازم است به شیوههای دیگری امنیت محله را تأمین نماید که ذینفعان احساس آرامش نمایند. بهعنوانمثال، عامل دزدی در محله تنها به مصرفکنندگان مواد نسبت داده شده و پلیس نیز اقدام به دستگیری آنها میکند تا محله امن شود. در صورتی که بعضی مواقع بدنامی همراه با مصرفکننده مواد باعث ایجاد این نگرش شده و عامل اصلی دزدی نمیباشد. به رخداد دزدی در یک محلهای که پاتوقهای مواد در آن حضور دارد باید همچون محلههای دیگر نگاه شود که مصرفکنندگان مواد خیابانی در آن جا حضور ندارند.»
شرکتکننده 12- ارائهدهنده خدمات بهداشتی: «وجود نوعی سوگیری کنترل لازم است؛ به این معنی که در حیطه مبارزه با عرضه، باید با مواد سخت، همچون سورچه مبارزه کرد که باعث گرانتر شدن ماده شده و درنتیجه استقبال کمتری از آن شود. سختگیریها درارتباطبا ماده نرم ازجمله مقابله با تریاک و داروها از جمله متادون کمتر شود.»
همچنین این گروه، بهجای متمرکز شدن خدمات در یک محل، توصیه به خدمات پراکنده و محلهای و در قالب تیمهای درمانی و حمایتی با هدف افزایش دسترسی به خدمات را داشتند. در بسیاری از مواقع، علت عدم دسترسی به خدمات، مسافت طولانی است. ارائه این خدمات باید در تعامل با سایر مراکز و سازمانها و انعطافپذیر بوده، از گروههای امدادرسان سیار استفاده شود و نقش هریک از فراهمکنندگان خدمات در معمای درمان مشخص شده باشد.
حرکت از رویکرد طبی کاهش آسیب به سمت رویکرد اقتصادی-حقوقی-اجتماعی مورد تأکید بود تا علاوهبر مداخلات طبی فعلی، بدیلی برای عنصر قدرت در پاتوقها که همان مواد است، در نظر گرفته شود. عنصر بدیل و جایگزین باید از طرف مصرفکنندگان مواد قابلپذیرش بوده، قابلتزریق نباشد و امکان بیشمصرف نداشته باشد.
شرکتکننده 12- ارائهدهنده خدمات بهداشتی: «نیاز به مدیریت بازار مواد با انتخاب یک ماده جایگزین برای مواد سخت که قابلتزریق نباشد، حداقل امکان بیشمصرف برای آن وجود داشته باشد و احتمال ایجاد تحمل در آن پایین باشد (بهعنوانمثال میتوان بوپره نورفین، تریاک، یا شربت ایپوم، حشیش با تی اچ سی پایین در برابر گل). شربت ایپوم مدل بومی است که میتوان در کنار پاتوقها آن را در بین مصرفکنندگان مواد توزیع کرد. توزیع شربت ایپوم نیز بهصورت رایگان خواهد بود. با توزیع رایگان به دو نشانه هدفگذاری میکنیم: اول سیستم اعتیاد را فلج کرده و در وهله دوم در جهت کاهش بار اجتماعی اعتیاد خیابانی قدم برمیداریم. مرحله صفر، بهعنوان یک فرآیند میانمدت عمل میکند. از این مرحله نمیتوان انتظار نتیجه در کوتاهمدت را داشت بلکه نیازمند زمان و فرهنگسازی در بین مصرفکنندگان مواد بیخانمان است.»
همچنین، با راهاندازی محل امن مصرف توسط شهرداری تحت عنوان اتاقهای مصرف، امکان دریافت اطلاعات درخصوص شیوه مصرف و میزان مصرف وجود دارد. این اطلاعات در جهت پیشگیری از بیشمصرف و مرگهای ناشی از آن اثربخش بوده و در رعایت مسائل بهداشتی در تزریق مواد نیز کمککننده هستند. تزریق مشترک کمتر شده و از وسایل استریل برای تهیه کوکتل مواد استفاده میشود. اگرچه اتاقهای مصرف اغلب برای شیوه تزریقی مصرف مواد راهاندازی شدهاند اما برای مصرف تدخینی نیز مناسب هستند. از فواید آن، پیشگیری از چند مصرفی بودن است، زیرا در این شرایط امکان اطلاعرسانی درخصوص عوارض مصرف چندگانه بهویژه قرصهای روانگردان ازجمله مخدرها و آرامبخشها توسط گروه همتا وجود دارد.
بحث
این پژوهش درصدد تبیین ملاحظات حقوقی و مداخلات قضایی-انتظامی با هدف به حداقل رساندن آسیبهای بهداشتی/امنیتی و اجتماعی در پاتوقهای مواد مخدر بود. برخورد قهری و امحاء پاتوقها در مقابل پذیرش وجود اجتنابپذیر پاتوقها و مدیریت آن با هدف کاهش آسیب، دو دیدگاه غالب در این پژوهش بود. دلایل عمده موافقین رویکرد حذف پاتوق شامل موارد ذیل بود:
1. رویکرد جهانی مبتنی بر حذف مواد است.
2. در قوانین مبارزه با مواد مخدر کشور ایران بر جرمانگاری مواد تأکید شده است.
3. با پذیرش پاتوق و متعاقب آن علنی شدن رفتارهایی ازجمله مصرف مواد در منظر عام و خرید و فروش مواد و عدم برخورد انتظامی به نوعی قانون جاری کشور نادیده گرفته میشود.
4. وجود چنین مراکزی میتواند برنامههای پیشگیری از اعتیاد را باتوجهبه الگوگیری و اصل جذب افراد به این مراکز بیاثر نماید.
رویکرد حذف پاتوق تأکید داشت سیاستها و برنامههای ایران نیز باید مطابق با رویکرد جهانی نسبت به مواد یعنی «جهان عاری از مواد» باشد. مطابق این نظریه، رویکرد جرمانگاری اعتیاد در قوانین مبارزه با مواد مخدر ایران نیز از این اصل الگو گرفته است. لذا همچنان در قانون جاری کشور اعتیاد جرم تلقی میشود. ازطرفی، به رسمیت شناختن پاتوقها به منزله دایر کردن مکانهایی است که در آن رفتارهایی مثل مصرف علنی مواد (تجاهر به اعتیاد) و خرید و فروش مواد صورت میگیرد که اینگونه اعمال مغایرت قانونی دارد. طرفداران این نظریه معتقد بودند نهتنها در ایران بلکه کشورهای دیگر اعم از کشورهای پیشرفته و سرمایهدار و یا کشورهای درحالتوسعه و یا کمونیستی بر محو موضوع مواد از جمله پاتوقها اصرار دارند.
این نظریه در مقابل دیدگاه دوم است که به نشست ویژه در سال 2016 مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد مواد مخدر اشاره میکنند که نتیجه آن نشست اعلان شکست رویکرد «جنگ علیه مواد» بوده است. بنابراین بعد از نشست مذکور، گفتمان جدیدی در سیاستهای بینالمللی در دستور کار قرار گرفته که راهبردهای سرکوبگرانه شدید و مداخلات نظامی و اعلان جنگ علیه مواد نتایج نامطلوبی به همراه داشته است [22].
متعاقب رویکرد مقابلهای در سالهای اخیر، علیرغم اینکه تغییراتی در تقاضا مثل کاهش قیمت مواد و عرضه ازجمله افزایش خلوص مواد صورت گرفته است اما در عمل نتایج دلخواه حاصل نشده است. راهبرد نظامی مبتنی بر جنگ علیه مواد به نتایج نامطلوب دیگری همچون افزایش زندانیان مرتبط با مواد مخدر، شیوع بیماریهای پرخطر، افزایش خشونت و رفتارهای مجرمانه منجر شده است [23].
دو نکته کلیدی نشست مذکور یکی، تأکید بر مدیریت عرضه و تقاضای مواد با هدف کاهش آسیبهای مرتبط با توزیع و مصرف مواد و دیگری مقابله هدفمند و اجتنابناپذیر با شبکههای سازمان یافته تولید و توزیع مواد مخدر بوده است [24].
موافقان این دیدگاه، به عدم امکان ایجاد منطقهای متمرکز و قابلمدیریت در قالب پاتوق نیز اشاره داشتند و دلایل خود را اقدامات برخی کشورها از جمله ایران، انگلستان و ولز که به دنبال حذف پاتوقهای مواد هستند، ذکر کردند [25]، درحالیکه، مخالفین این دیدگاه به رویکرد برخی کشورهای دیگر اشاره داشتند که بر همزیستی مسالمتآمیز بین اعضای پاتوق و سایر افرادی دارند که در همسایگی پاتوقها به سر میبرند [3]. شاهد مثال اشاره به پژوهشی است که به بررسی پاسخ عملی به مشکلات پاتوقهای مواد در شهر برمن آلمان پرداخته بود. در این پژوهش مشخص شد انتقال محل پاتوقها به محلههای مسکونی که برای ساکنین و کسبه قابلتحمل باشد، به کاهش اختلالات و بینظمیهای ملموس در فضاهای عمومی منجر میشود. بدیهی است ایجاد اینگونه مناطق وابستگی کامل به شرایط فیزیکی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی محله، زیرساختهای شهری، میزان همکاری بین عوامل محلی، و ویژگیهای مصرفکنندگان مواد دارد [26].
طبق دیدگاه موافقین با مدیریت پاتوقها، راهبردهای سرکوبگرانه در مواجه با پاتوقهای مواد با پیامدهای نامطلوبی بهخصوص باتوجهبه بافت کشور اجتماعی ایران همراه بوده است. این گروه معتقد بودند جهتگیری قانون مبارزه با مواد مخدر بیشتر معطوف به مصرفکنندگان مواد و افراد حاشیهنشین متعاقب مصرف مواد میباشد [27]. بنابراین اصرار بر اجرای آن به تجربه نشان داده است که نهتنها آسیبهای متعاقب تشکیل پاتوقها از بین نرفته بلکه با توسعه پاتوقها در سطح شهرها، در عمل به وخیمتر شدن شرایط بهداشتی و ناخواسته از جمله شیوع ویروس نقص ایمنی انسانی/سندرم نقص ایمنی اکتسابی (HIV/AIDS) و انواع ویروسهای هپاتیت، بیشمصرف مواد، افزایش استیگما و تبعیض و آسیبهای امنیتی مثل جابهجایی و غیرقابلدسترس شدن پاتوقها، افزایش رفتارهای خشونتآمیز پلیس و افزایش زندانیان و عوارض روانشناختی در مصرفکنندگان مواد منجر شده است [10].
بنابراین، به نظر میرسد بهجای تأکید صرف بر اجرای قانون، باید بر استفاده همزمان و هماهنگ از سایر رویکردها ازجمله رویکردهای اصلاحی و تغییر رفتار متمرکز شد [8]. پژوهشی در کشور برزیل نیز نشان میدهد مشخص نبودن معیارهای قانونی برای تفکیک بین مصرفکنندگان و قاچاقچیان مواد باعث تصمیمگیری نادرست در نظام قضایی-انتظامی شده بود [28]. مطابق نظر گروه موافق با مدیریت پاتوق، همراستا با دیدگاه دالتون و روی سیاستگذاران باید یکی از دو گزینه زیر را انتخاب کنند. یکی، ترتیبات اجتماعی فعلی را از طریق اقداماتی همچون ارتقای امنیت و مشارکت محلی بازسازی کنند که میتواند فروش و مصرف مواد را از محله خاص حذف اما به مکان دیگری منتقل کند و یا به دنبال تنظیم بازار مواد باشند که شامل پذیرش غیرقانونی بودن تجارت مواد و درعینحال تحمل عملیات آن است [29].
مبتنی بر یافتههای این پژوهش، برای مدیریت پاتوقهای مواد لازم است رویکرد مبتنی بر برخورد قهری به رویکرد کاهش آسیب اصلاح گردد که این نظر مطابق با پژوهشهای انجامشده در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی نیز میباشد [30، 31].
مطالعات نشان داده است دستگیری افراد به جرم مرتبط با مواد بدون اینکه بهبود مؤثری در وضعیت زندگی واقعی آنها حاصل شود، امری بیهوده است [32]. مداخلات انتظامی حتی بر ارائه خدمات کاهش آسیب اثرات منفی خواهد داشت [33]. موضوع دیگری که مورد توجه شرکتکنندگان در این پژوهش قرار داشت، لزوم تغییر قوانین برای تمایز بین توزیعکننده با مصرفکننده مواد و ایجاد تفاوت بین مواد سخت و نرم بود که این رویکرد نیز در برخی کشورها ازجمله هلند همراه با موفقیت بوده است. سیاستهای مواد مخدر این کشور با دو پایه متمایز مشخص میشود [28].
هرچند مستند به برخی مطالعات، برای تفکیک بین مواد سخت و نرم توافق جامعی صورت نگرفته است [34]. برای اینکه مدیریت پاتوقها با موفقیت همراه شود توجه ویژه به ساکنین اطراف پاتوق نیز از همیت ویژهای برخوردار است که در بسیاری از کشورها به این مهم توجه شده است [3، 35، 36].
در یک نگاه کلی و در راستای تجارب موفق بر بسیاری از کشورها (ازجمله شهرهای آمستردام، فرانکفورت، وینا، زوریخ و لیزبن) در مدیریت پاتوق، در ایران نیز لازم است بین سیاستگذاران با رویکرد مخالف و موافق یک توافق و اجماع کارشناسی صورت گیرد. به این صورت که اختلال مصرف مواد بهعنوان یک مشکل بهداشتی و رفتار مصرف مواد بهعنوان یک مشکل اجتماعی در کنار مشکل امنیتی در نظر گرفته شود. بنابراین اقدامات مستمر و پیگیرانه در حوزه پیشگیری، کاهش آسیب و درمان در کنار اقدامات قانونی با همکاری نزدیک بین نظام سلامت و بنیادهای اجتماعی راهکار مناسبی برای به حداقل رساندن آسیبهای مرتبط با پاتوقها بیان گردید [8].
نتیجهگیری
از مجموع یافتهها نتیجهگیری میشود که هرچند اقدامات انتظامی در کوتاهمدت برخی فوایدی را به دنبال دارد اما درنهایت باعث پراکنده شدن و غیرقابلدسترس شدن پاتوقها در سطح شهرها میگردد. این امر، آسیبهای جدی بهداشتی و امنیتی را به دنبال خواهد داشت. با مدیریت و اتخاذ سیاستهای مبتنی بر شواهد، میتوانیم دغدغه موافقین برخورد قهری با پاتوقها مبنی بر اینکه پاتوق میتواند منشأ تولید و توسعه آسیبهای اجتماعی باشد را مرتفع نماییم.
در صورتی که به هر دلیل از پراکنده شدن پاتوقها پیشگیری نماییم، امکان ارائه ارائه خدمات بهداشتی درمانی و کاهش آسیب بهصورت ثابت و مستمر به ساکنین پاتوقها تسهیل میگردد. از طرفی، توزیعکنندگان مواد مخدر نیز بهجای رفت و شد در محلههای سطح شهر، به این مکانها مراجعه داشته و آسیبهای کمتری متوجه جامعه خواهد شد. براساس آنچه که از این مطالعه استنباط میشود، استفاده از رویکرد تحمل نه بهعنوان به رسمیت شناختن مشکلات فعلی، بلکه با هدف مدیریت مشکلات فعلی است. به نظر میرسد پذیرش پاتوقهای مواد بهعنوان بخشی از جامعه و برقراری قوانین خاص آن ضروری است و باید شرایطی فراهم شود تا در صورتی که به هر دلیل، افرادی اعم از توزیعکننده و یا مصرفکننده مواد مبادرت به نقض قوانین نمایند به مراکز تأدیبی و یا درمانی و کاهش آسیب ارجاع داده شوند و یا برای افرادی که مرتکب جرایم ناخواسته میشوند دادگاههای درمانمدار در نظر گرفته شود.
برخی محدودیتهای رایج روششناختی که متوجه مطالعات کیفی است، در این پژوهش وجود دارد. امکان حذف کامل سوگیری ذهنی مصاحبهکننده نزدیک به غیرممکن است که در این پژوهش تلاش شده است مصاحبهگرها از افراد با سابقه تجربه پژوهش کیفی انتخاب شوند. همچنین از محدودیتهای مطالعه عدم امکان بهرهمندی از نظرات همه صاحبنظران بود. برای مطالعات آینده طراحی الگوی مداخلات متمرکز بر کاهش آسیب با همکاری سیاستهای درمانی و انتظامی-حقوقی با هدف مدیریت پاتوقهای مواد پیشنهاد میشود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این پژوهش در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران با شناسه IR.IUMS.REC.1400.508 تأیید شده است (شماره گرنت:۲۰۸۳۲).
حامی مالی
این مطالعه با حمایت مالی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران انجام شده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی: سحر عشرتی، محمد باقر صابری زفرقندی و علی شفیعی؛ تحقیق و بررسی: سحر عشرتی، محمد باقر صابری زفرقندی؛ نظارت، نگارش پیشنویس، ویراستاری و نهاییسازی: همه نویسندگان.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
از دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان بهدلیل حمایت از اجرای طرح، همکاران دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر، همکاران پلیس مبارزه با مواد مخدر، فعالین و ارائهدهندگان خدمات در مراکز گذری و پاتوقها و همه بزرگوارانی که در مصاحبه شرکت کردند، صمیمانه قدردانی و تشکر میشود.