مقدمه
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) با افکار مزاحم، تحریککننده (وسواس) و یا رفتارهای تکراری [1، 2] مشخص میشود. این اختلال یکی از عوامل اصلی ناتوانی در سطح جهان است و در بین جمعیتها، گروههای فرهنگی و جنسیتها وجود دارد [1، 3، 4] رفتار چک کردن رایجترین نوع اجبار درارتباطبا OCD است و تقریباً در 80 درصد از افراد مبتلا به این اختلال رخ میدهد [5]. این نوع از اجبار همچنین شامل احساس مسئولیت بیش از حد نسبت به آسیب و اعتقاد در مورد احتمال وقوع آسیب است [6]. شک و نگرانی مداوم یا نگرانی درمورد تهدیدات یا آسیبهای احتمالی میتواند باعث شود افراد بهطور مداوم از دیگران درباره اطلاعات و نظرات بپرسند [7، 8]. این رفتار بهعنوان رفتار اطمینانجویی افراطی شناخته میشود که یکی از مؤلفههای اصلی علامتشناسی OCD است [9].
اطمینانجویی افراطی بهعنوان اصلیترین ویژگی حفظکننده اختلالات اضطرابی و اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) شناخته شده است، اما در حال حاضر کمبود تحقیقات در مورد آن وجود دارد [10، 11]. اطمینانجویی افراطی (ERS) بهعنوان یک مکانیسم مهم در مدیریت پریشانی و ناراحتی روانی شناخته شده است. جستوجوی اطمینان بلافاصله اضطراب را کاهش میدهد، اما بعد از آن اضطراب افزایش یافته و تمایل به اطمینانجویی بیشتر ایجاد میشود که این مسئله باعث افزایش اطمینانجویی در طول زمان میشود [12، 13]. بهطور خاص، در OCD فرض بر این است که اطمینانجویی بهعنوان نوعی رفتار خنثیسازی و ایمنی با هدف کاهش اضطراب ناشی از احتمال وقوع یک رویداد منفی و مسئولیت دریافتشده فرد در قبال نتایج نامطلوب عمل میکند [6]. اطمینانجویی در OCD بهعنوان تلاشی برای «درست کردن اوضاع» و جلوگیری از سرزنش شدن توسط خود یا دیگران برای چیزی که ممکن است مسئول آن باشد توصیف شده است [14].
وقتی اطمینانجویی در اختلال وسواس فکری-عملی فراگیر شود، میتواند تأثیرات مهمی بر روابط بین فردی داشته باشد و همچنین ممکن است ترس از ایجاد پیامدهای منفی بین فردی را افزایش دهد [15]. افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی معمولاً از اعضای خانواده و دوستان خود اطمینانجویی میکنند؛ مراقبان افراد مبتلا به OCD، بیان میکنند اطمینان دادن مداوم تأثیرات منفی در روابطشان دارد و باعث احساس خشم بهویژه ناامیدی و گاهی احساس گناه میگردد [16]. افراد مبتلا به OCD نگران هستند که اطمینانجویی دیگران را خسته میکند و باعث واکنشهای منفی ازسوی آنها میگردد. ازسویدیگر، اطمینانجویی میتواند برای جستوجوکننده اطمینان هم بسیار ناراحتکننده باشد؛ او ممکن است بهطور فزاینده ای برای تسکین اضطراب به دیگران وابسته باشد و از تلاش مداوم برای برانگیختن اطلاعات مربوط به ایمنی از دیگران خجالت بکشد [9]. نزدیکان و مراقبین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی اغلب در فراهم کردن اطمینان درگیر هستند؛ زیرا خانواده افراد مبتلا به OCD نسبت به خانواده سایر اختلالها، تمایل بیشتری به مشارکت در علائم OCD دارند. این تطابق (اطمینان دادن نوعی تطابق است) بیشتر خانوادههای افراد مبتلا به وسواس به این دلیل است که علائم اختلال وسواس فکری-عملی اغلب و بهطور عمده در خانه اتفاق میافتد [17].
مطالعات در مورد OCD و روابط بین فردی مشخص کرده است که تطابق یک عامل مهم در تعیین حمایتی بودن و یا استرسزا بودن رابطه است. تطابق، فرایندی است که در آن به فرد مبتلا به OCD کمک میکنند تا اجبارها و فرآیندهای مرتبط را انجام دهد [18، 19]. تطابق زمانی صورت میگیرد که همسر فرد مبتلا به OCD در آیینهای او مشارکت میکند، راهبردهای اجتنابی را تسهیل میکند، مسئولیتهای روزانه بیمار را برعهده میگیرد یا به حل مشکلات ناشی از ترسهای وسواسی بیمار و تمایلهای اجباری او کمک میکند [20]. رفتارهای تطابق در حفظ نشانههای OCD کمک میکند، زیرا باعث میشود فرد مبتلا با اضطرابهای زیربنایی این نشانهها مواجه نشود [21]. بدینگ و همکاران دریافتند تطابق باعث کاهش ناراحتی در فرد مبتلا به OCD (نه در فردی که تطابق میکند) میشود. مطابق با نظر تورس و همکاران اعضای خانواده افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی، ابعاد مختلف فرسودگی و پریشانی را تجربه میکنند [22].
نتایج مطالعات گذشته تحقیقات صورتگرفته در حوزه روابط بین فردی در افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی به چند حوزه محدود است. برخی مطالعات تأثیر وسواس را بر روابط خانوادگی و کارکرد خانواده بررسی کردهاند [23]، تعدادی نیز نقش خانواده را در تسهیل یا به تعویق افتادن پیشرفت بیماری مورد مطالعه قرار دادهاند [24]. مطالعات زیادی نیز به بررسی کیفیت زندگی افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی پرداختهاند، ازجمله ابی خود افشاگری، صمیمیت و بهصورت کلی رضایت از رابطه در روابط رمانتیک افراد مبتلا به وسواس را بررسی کرده است [25]. بهطورکلی نتایج مطالعات گذشته پیرامون تأثیرات بین فردی اطمینانجویی بر افراد، متفاوت و بعضاً ناهمسو است، بهگونهای که هالدرسون و همکاران و کبری و همکاران نشان دادهاند اطمینانجویی باعث ناامیدی در مراقبین میشود [16، 26]؛ درحالیکه برخی مطالعات ازجمله هالدرسون و سالکوسکیس به تأثیر مثبت اطمینانجویی افراطی بر روابط بین فردی اشاره کردهاند [11]. همچنین تلمن بیان کرد بین تطابق و رضایت از رابطه، همبستگی مثبت وجود دارد [17]. بدینگ و همکاران نیز نشان دادند انطباق گزارششده توسط همسر با رضایت از رابطه خودگزارششده همسر نه خود فرد مبتلا، رابطه منفی داشت [20]. میتوان نتیجهگیری کرد که اطمینانجویی افراطی، بهعنوان یکی از ابعاد شناختی-رفتاری OCD میتواند روابط بین فردی را در فرد مبتلا تحت تأثیر قرار دهد، اما جهت این رابطه در یافتههای پژوهشی مطالعات پیشین بعضاً ناهمسو است. کیفیت روابط بین فردی یکی از حوزههای اصلی کیفیت زندگی و سلامت روانشناختی محسوب می شود و پرداختن به آن، گامی در راستای شناسایی دقیق و بهتر OCD و راهگشای اتخاذ راهکارهای درمانی مؤثرتر خواهد بود. در این راستا این پژوهش با هدف مقایسه کیفیت روابط بین فردی ادراکشده در افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی و افراد غیرمبتلا به وسواس فکری-عملی و بررسی رابطه اطمینانجویی افراطی و کیفیت روابط بین فردی ادراکشده در افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی پرداخته است.
روش
این پژوهش، توصیفی و از نوع علیمقایسهای بود. جامعه آماری افراد مبتلا به OCD مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر یزد در پاییز سال 1397 و افراد غیرمبتلا بودند. در این پژوهش براساس فرمول کوکران، 102 فرد مبتلا به OCD و 102 فرد غیرمبتلا OCDبه روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی ازسوی بخش روانپزشکی 3 مرکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهر یزد جهت شرکت در این مطالعه فرا خوانده شدند.
ملاکهای ورود برای افراد مبتلا بهOCD شامل این موارد بود: داشتن سواد خواندن و نوشتن، دریافت تشخیص OCD توسط روانپزشک آموزشدیده و عدم همایندی دیگر اختلالات روانپزشکی، عدم وجود بیماریهای طبی جدی مانند دیابت، پارکینسون، بیماریهای نورولوژیک مانند اماس، معلولیت جسمانی، ذهنی و عدم سوء مصرف مواد.
افراد غیرمبتلا به OCD شرکتکننده در پژوهش، از میان مراجعهکنندگان به یک مرکز آموزشی و کارکنان آن مرکز انتخاب شدند. معیارهای ورود برای افراد غیرمبتلا شامل داشتن سواد خواندن و نوشتن، عدم سابقه تشخیص روانپزشکی، شکایت بالینی و مصرف داروهای روانپزشکی و عدم ابتلا به معلولیت و عدم سوء مصرف مواد بود. افراد غیرمبتلا ازلحاظ متغیرهای جمعیتشناختی متناسب با افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی انتخاب شدند (
تصویر شماره 1).
افراد مبتلا به OCD در صورت داشتن رضایت از شرکت در پژوهش مقیاس وسواس فکری – عملی ییل- براون (Y-BOCS)، مقیاس اطمینانجویی افراطی (ReSQ) و مقیاس کیفیت روابط بین فردی پیرس (QRI) را تکمیل کردند. همچنین افراد غیرمبتلا مقیاس اطمینانجویی افراطی (ReSQ) و کیفیت روابط بین فردی پیرس (QRI) را انجام دادند. همچنین عدم ابتلا به OCD، دیگر اختلالات روانی و سایر معیارهای ورود در گروه افراد غیرمبتلا از طریق مصاحبه بالینی مورد بررسی قرار گرفت.
افراد غیرمبتلا به OCD شرکتکننده در پژوهش، از میان مراجعهکنندگان به یک مرکز آموزشی و کارکنان آن مرکز انتخاب شدند. معیارهای ورود برای افراد غیرمبتلا شامل داشتن سواد خواندن و نوشتن، عدم سابقه تشخیص روانپزشکی، شکایت بالینی و مصرف داروهای روانپزشکی و عدم ابتلا به معلولیت و عدم سوء مصرف مواد بود. افراد غیرمبتلا ازلحاظ متغیرهای جمعیتشناختی متناسب با افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی انتخاب شدند (
جدول شماره 1).

افراد مبتلا به OCD در صورت داشتن رضایت از شرکت در پژوهش مقیاس وسواس فکری–عملی ییل-براون (Y-BOCS)، مقیاس اطمینانجویی افراطی (ReSQ) و مقیاس کیفیت روابط بین فردی پیرس (QRI) را تکمیل کردند. همچنین افراد غیرمبتلا مقیاس اطمینانجویی افراطی (ReSQ) و کیفیت روابط بین فردی پیرس (QRI) را انجام دادند. همچنین عدم ابتلا به OCD، دیگر اختلالات روانی و سایر معیارهای ورود در گروه افراد غیرمبتلا از طریق مصاحبه بالینی مورد بررسی قرار گرفت.
روش اجرا
این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه یزد تأیید شد. شرکتکنندگان برای شرکت در این مطالعه رضایت آگاهانه داشتند. افرادی که برای مراجعه به بخش روانپزشکی سه کلینیک درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهر یزد (مرکز پلی کلینیک فوق تخصصی خاتم الانبیاء و مرکز درمانی شهید رهنمون (فرخی) و کلینیک تخصصی امام علی (ع)) درخواست داده بودند، توسط روانپزشکان آموزشدیده این مراکز، از لحاظ معیارهای ورود مورد ارزیابی دقیق قرار گرفتند و پس از اعلام رضایت برای شرکت در پژوهش، پرسشنامه وسواس فکری-عملی ییل براون، پرسشنامه اطمینانجویی افراطی و پرسشنامه کیفیت روابط بین فردی پیرس را تکمیل کردند. همچنین برای انتخاب افراد غیرمبتلا به OCD، پژوهشگران به یک مرکز آموزشی در شهر یزد مراجعه کردند و از میان کارکنان و مراجعهکنندگان به آن مرکز، افرادی که دارای معیارهای ورود بودند و برای شرکت در پژوهش اعلام رضایت داشتند انتخاب شدند و پرسشنامه اطمینانجویی افراطی و کیفیت روابط بین فردی پیرس را تکمیل کردند.
ابزار
مقیاس وسواس فکری – عملی ییل- براون (Y-BOCS)
مقیاس وسواس فکری–عملی ییل-براون [27] مقیاس خودگزارششده است که شامل 10 مورد و 2 خردهمقیاس است که شدت وسواس فکری و وسواس عملی را ارزیابی میکند. این مقیاس علائم وسواس فکری و عملی را در یک مقیاس از صفر (بدون علایم) تا 4 (علایم کامل) درجهبندی میکند. نمرات شدت افکار وسواسی (سؤالات 1-5) و اعمال وسواسی (سؤالات 6-10) پنج ویژگی نشانه را میسنجند: 1. مدت/فراوانی، 2. تداخل در عملکرد شغلی یا اجتماعی، 3. پریشانی همراه با نشانه، 4. میزان مقاومت و 5. میزان ادراک فرد از کنترلناپذیری افکار یا اعمال وسواسی [28]. Y-BOCS ویژگیهای روانسنجی قوی را نشان داده است [29، 30].پایایی و روایی نسخه فارسی ییل براون را راجزی اصفهانی و همکاران بررسی کردهاند و ثبات درونی سیاهه نشانهها و مقیاس شدت بهترتیب 0/97 و 0/95 بود [31]. آلفای کرونباخ مقیاس وسواس فکری-عملی ییل براون در این مطالعه برابر با 0/87 بود.
مقیاس اطمینانجویی افراطی (ReSQ)
پرسشنامه اطمینانجویی افراطی برای اندازهگیری طیف وسیعی از رفتارهای اطمینانجویی در اختلال وسواس فکری- عملی توسعه یافت [32]. این پرسشنامه دارای چهار مقیاس و یک بخش جداگانه برای ارزیابی واکنشهای عاطفی است. چهار مقیاس برای ارزیابی نحوه اطمینانجویی افراد و پیامدهای آن مورد استفاده قرار گرفت، بخش پنجم (واکنشهای احساسی) حذف شده و در مطالعه دیگری گزارش شده است [33] همانند مطالعه اصلی، در این پژوهش از چهار مقیاس مطالعه که به شرح زیر است استفاده شد:
منبع
این بخش شامل 22 گویه است که در این خردهمقیاس، منبع اطمینانجویی شرکتکنندگان مورد ارزیابی قرار میگیرد. شرکتکنندگان درجه هر گویه را در مقیاس لیکرت 6 درجه از صفر (هرگز) تا 5 (همیشه) مشخص میکنند. این بخش شامل پنج خردهمقیاس است: «درگیر کردن افراد دیگر در اطمینانجویی»، «متخصصان»، «جستوجوی مستقیم از مردم»، «خوداطمینانی و اطمینانجویی از منابع بیرونی مانند وبسایتها».
اعتماد
این بخش میزان اعتماد شرکتکنندگان به تعدادی از منابع را مشخص میکند و شامل 16 گویه است (مثلاً «من به اطمینان از طرف همسرم اعتماد دارم»). شرکتکنندگان هریک از اقلام را در مقیاس لیکرت 6 درجه از صفر (اصلاً) تا 5 (بهطور کامل) رتبهبندی میکنند. این بخش شامل چهار خردهمقیاس است: «اعتماد به مردم»، «اعتماد به متخصصان»، «اعتمادبهخود» و «اعتماد به منابع خارجی».
شدت
در این قسمت میزانی که شرکتکنندگان در جستوجوی اطمینانجویی هستند مورد ارزیابی قرار میگیرد و شامل 16 گویه است. افراد هریک از موارد را میخوانند (بهعنوانمثال: «از خانوادهام میخواهم به من اطمینان دهند») و بعد تعداد دفعاتی که به دنبال اطمینانجویی هستند، از هرگز (0)، تنها 1 بار (1)، 2 بار تا 3 بار (2)، 4 تا 6 بار (3)، بیشتر از 6 بار (4) درجهبندی میشود.
دقت
در این بخش، میزان دقت شرکتکنندگان در اطمینانجویی مورد ارزیابی قرار میگیرد و این خردهمقیاس شامل 11 گویه است. شرکتکنندگان هر گویه را (بهعنوانمثال «من به اینکه طرف مقابل چگونه جواب میدهد با دقت گوش میدهم») را خوانده و براساس آنچه که معمولاً انجام میدهند، از هرگز (0)، بهندرت (1)، گاهی (2)، معمولاً (3)، اغلب (4) و همیشه (5) درجهبندی میکنند.
واکنش عاطفی
این بخش جداگانه واکنشهای عاطفی افراد را در صورت به دست آوردن اطمینان و یا عدم اطمینانجویی ارزیابی میکند و احساس شرکتکنندگان (اطمینان داشتن، اضطراب، گناه، یا اصرار برای اطمینانجویی) مشخص میشود. واکنش عاطفی افراد در سه شرایط ارزیابی میشود:
1. در صورتی که اطمینان خوب دریافت کنید.
2. درصورتی که در جستوجوی اطمینان هستید و فرد دیگر از اطمینان دادن به شما خودداری میکند.
3. در صورتی که در جستوجوی اطمینان هستید و نتوانید از طرف مقابل بپرسید.
واکنش افراد در سه شرایط زمانی، بلافاصله بعد از اطمینانجویی، در مدت کوتاهی پس از اطمینانجویی (20 دقیقه یا بیشتر بعد از اطمینانجویی و در بلندمدت (2 ساعت یا بیشتر بعد از اطمینانجویی) ارزیابی میشود [33].
در پژوهش کبری و ساویمیه ویژگیهای روانسنجی مقیاس اطمینانجویی افراطی مورد بررسی قرار گرفت. این مقیاس از همسانی درونی (آلفای کرونباخ) بالایی برخوردار بود و اعتبار آزمون-بازآزمون متوسط تا بالایی در فاصله 2 هفته داشت [34]، ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) منبع، اعتماد، شدت و دقت بهترتیب برابر با 0/862، 0/838، 0/821، 0/850 و اعتبار آزمون- بازآزمون منبع، اعتماد، شدت و دقت بهترتیب برابر با 0/816، 0/745، 0/826، 0/870 بود [32].
در این پژوهش، ابتدا این پرسشنامه توسط متخصصین گروه روانشناسی دانشگاه یزد به فارسی ترجمه شد. روایی صوری و محتوایی آن توسط اساتید گروه روانشناسی دانشگاه یزد مورد بررسی قرار گرفت، پس از آن بار دیگر به لاتین ترجمه شده و به طراح پرسشنامه ارسال گردید. پس از آنکه طراح پرسشنامه ترجمه را تأیید کرد، اجرای آن روی افراد مبتلا به OCD شروع شد. در این پژوهش ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) منبع 0/784، اعتماد 0/938، شدت 0/954، دقت 0/841 بود.
مقیاس کیفیت روابط بین فردی پیرس (QRI)
پرسشنامه کیفیت روابط (QRI) دارای سه زیرمقیاس است: حمایت اجتماعی، تعارضهای بین فردی و عمق روابط. در هریک از 25 گویه، فرد باید کیفیت روابط خود را با والدین، دوستان و همسر ارزیابی کند. شیوه نمرهگذاری آن در طیف لیکرت 4 درجهای بهصورت هیچ، کم، متوسط و زیاد است. در نمرهگذاری این پرسشنامه، برای هیچ (نمره 1)، کم (نمره 2)، متوسط (نمره 3) و زیاد (نمره 4) در نظر گرفته میشود. زیرمقیاس تعارض بین فردی بهصورت معکوس نمرهگذاری میشود. در این پرسشنامه نمره بین 25-50 کیفیت روابط پایین، نمره بین 50-62 کیفیت روابط متوسط و نمره بالاتر از 62 کیفیت روابط بالا را نشان میدهد. در پژوهش طراحان پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ برای زیرمقیاس حمایت اجتماعی، عمق روابط و تعارض بین فردی بهترتیب 0/83، 0/88، 0/86 گزارش شده است [35]. در پژوهش حسینی قدمگاهی و همکاران در سال 1998، پایایی بازآزمایی این پرسشنامه 94/1 گزارش شده و برای خردهمقیاسها بالای 7/1 به دست آمده است [36] و در این پژوهش آلفای کرونباخ نمره کل کیفیت روابط بین فردی 0/87، حمایت اجتماعی 0/88، تعارض بین فردی 0/87 و عمق رابطه 0/83 بود.
تحلیل آماری
دادهها با استفاده از SPSS نسخه 23در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. در بخش آمار توصیفی از پارامترهای آماری مانند میانگین، انحرافمعیار و در بخش آمار استنباطی از همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس چندمتغیره (مانکوا) استفاده شده است.
یافتهها
میانگین و انحرافمعیار متغیرهای مورد بررسی به تفکیک دو گروه در
جداول شماره 2 و
3 قابلمشاهده است.

خردهمقیاس تعارض بین فردی بهصورت معکوس نمرهگذاری شدند و تعارض بین فردی بالاتر به معنای کیفیت روابط بین فردی بهتر است.
برای استفاده از آزمونهای آماری رعایت پیشفرضها ضرورت دارد. بنابراین در این پژوهش پیشفرضهای تحلیل واریانس چندمتغیره مانند خطی بودن متغیر وابسته، همگنی ماتریس واریانس-کواریانس، استقلال مشاهدات، نرمال بودن دادهها، یررسی مقادیر پرت و پیشفرضهای استفاده از همبستگی پیرسون مثل بررسی مقادیر پرت، استقلال مقادیر، رابطه خطی بین متغیرها و نرمال بودن دادهها بررسی و تأیید شد.
بهمنظور استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره پیشفرضهای آن ازجمله نرمال بودن با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف مورد تأیید قرار گرفت.
بهمنظور مقایسه زیرمقیاسهای کیفیت روابط بین فردی در والدین، کیفیت روابط بین فردی با همسر و کیفیت روابط بین فردی با دوست در افراد مبتلا به OCD و افراد غیر مبتلا به OCD از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره (
جدول شماره 4) نشان داد کیفیت روابط بین فردی (نمره کل)، کیفیت روابط بین فردی با والدین و کیفیت روابط بین فردی با همسر در دو گروه تفاوت معنیداری داشت.

همچنین تعارض بین فردی (نمره کل)، تعارض بین فردی با والدین، همسر و دوست و همچنین حمایت اجتماعی همسر در دو گروه تفاوت معنیداری داشت. نمره بالاتر تعارض به معنای تعارض کمتر است.
در این پژوهش رابطه کیفیت روابط بین فردی و مقیاسهای اطمینانجویی افراطی در افراد مبتلا به OCD نیز مورد بررسی قرار گرفت.
جدول شماره 5 نتایج آزمون همبستگی کیفیت روابط بین فردی و مقیاسهای اطمینانجویی افراطی را ارائه میدهد.

یافتههای
جدول شماره 5 نشان داد بین کیفیت روابط بین فردی و منبع اطمینانجویی افراطی (343/r=0)، شدت اطمینانجویی افراطی (251/r=0) و دقت اطمینانجویی افراطی (285/r=0) رابطه معنادار و مثبت وجود دارد.
بحث
این پژوهش با هدف مقایسه کیفیت روابط بین فردی در دو گروه افراد مبتلا به اختلال OCD و افراد غیرمبتلا به OCD و همچنین بررسی رابطه اطمینانجویی افراطی با کیفیت روابط بین فردی در افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی صورت گرفت. نتایج نشان داد میانگین نمرات کل کیفیت روابط بین فردی در افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی بهطور معناداری بالاتر از افراد غیرمبتلا به OCD است و این تفاوت در خردهمقیاسهای کیفیت روابط بین فردی با همسر و والدین نیز در دو گروه معنادار بود. میانگین کیفیت روابط بین فردی با دوست، در گروه افراد مبتلا به وسواس بالاتر اما تفاوت معنادار نبود. بهطورکلی، پژوهشها در حوزه روابط میان فردی در افراد مبتلا به وسواس محدود است و علیرغم جستوجوی فراوان، محققان این پژوهش، پژوهشی که بهصورت مستقیم کیفیت روابط بین فردی را در افراد مبتلا به OCD و افراد غیرمبتلا به OCD مقایسه کند نیافتند. هرچند تبعات بین فردی ابتلا به وسواس فکری-عملی در متون آسیبشناسی همواره مورد توجه بوده است.
بین وسواس فکری-عملی و روابط بین فردی رابطهای دو سویه وجود دارد. افراد مبتلا به OCD معمولاً بهعلت وقتگیر بودن وسواسها و اجبارها، هدر رفتن انرژی، ماهیت حساس برخی وسواسها [37]، خستگی ناشی از سمپتومهای این اختلال و همپوشانی این اختلال با اختلال افسردگی و اضطراب اجتماعی [1]، در برقراری ارتباط با دیگران دچار محدودیت میشوند؛ در صورتی که برای افراد غیرمبتلا به OCD چنین مشکلاتی وجود ندارد. بنابراین پیشبینی میشود کیفیت روابط بین فردی در افراد غیرمبتلا به OCD و افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی متفاوت باشد. یافته جالب این پژوهش این است که کیفیت روابط بین فردی در افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی بالاتر از افراد غیرمبتلا به OCD به دست آمده است. جهت تبیین این یافته میتوان به موضع تطابق اعضای خانواده فرد مبتلا به OCD با او اشاره نمود.
درواقع ازآنجاییکه نشانههای این اختلال بیشتر در خانه اتفاق میافتد، اعضای خانواده (عموماً والدین یا همسر) افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی با آنها تطابق میکنند (اطمینان میدهند) و تطابق ازنظر فرد مبتلا به OCD بسیار مطلوب بوده و این عمل را حمایتی برای خود در نظر میگیرد، اما اعضای خانواده ممکن است بهعلت تطابق، دچار ناراحتی و ناامیدی شوند. درواقع ازآنجاکه در این پژوهش، کیفیت روابط بین فردی از دیدگاه افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی مورد ارزیابی قرار گرفته است ممکن است افراد مبتلا باتوجهبه تطابق و همراهی خانواده، کیفیت روابط بین فردی خوبی را با خانواده برای خود ادراک کنند (که لزوماً نشاندهنده کیفیت روابط بین فردی متقابل و رضایتبخش نیست) و ازاینرو بالاتر بودن میانگین نمرات کیفیت روابط بین فردی در گروه مبتلا به OCD نسبت به افراد غیرمبتلا به OCD قابلتوجیه باشد که البته این تفاوت در مورد میانگین روابط بین فردی با والدین و همسر معنادار و در مورد دوست غیرمعنادار است.
ازآنجاکه اختلال وسواس فکری-عملی بسیار وقتگیر بوده و در زندگی فرد اختلال ایجاد میکند، این اختلال با محدودیت ایجاد کردن در وقت و انرژی، حوزه روابط بین فردی را محدود میکند و احتمالاً افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی بیشتر با والدین و همسر خود ارتباط برقرار کرده و ارتباط کمتری با دوستان خود دارند (بهویژه در فرهنگ ایرانی). ازطرفی، در این پژوهش بیشتر نمونه افراد مبتلا به OCD، زنان متأهل بودند که باتوجهبه فرهنگ ایرانی، بیشتر روابطشان با خانواده و همسرشان است. مقایسه کیفیت روابط بین فردی در نوجوانان و افراد مجرد مبتلا به OCD (که احتمال دارد نسبت به دیگر گروههای سنی تعاملات بیشتری با همسالان خود داشته باشند) با افراد غیرمبتلا به OCD میتواند در پژوهشهای بعدی (بهویژه با رویکرد تحولی) مورد توجه قرار گیرد.
بخشی دیگر از نتایج پژوهش در بررسی رابطه اطمینانجویی افراطی و کیفیت روابط بین فردی نشان داد که از میان خردهمقیاسهای اطمینانجویی افراطی (ERS) منبع، شدت و دقت همبستگی مثبت و معناداری با نمره کیفیت روابط بین فردی دارند و رابطه اعتماد با کیفیت روابط بین فردی مثبت اما غیرمعنادار است. اگرچه (در محدوده جستوجوهای پژوهشگران این پژوهش) پژوهشی بهصورت مستقیم رابطه اطمینانجویی افراطی و کیفیت روابط بین فردی را مورد بررسی قرار نداده است، اما پژوهشهایی در زمینه تأثیر تطابق بر رابطه افراد مبتلا به OCD و اعضای خانواده آنها انجام شده است. در این راستا نتایج این پژوهش با پژوهش هالدرسون و سالکوسکیس [11] و تلمن [17] همسو و با نتایج پژوهش کبری و همکاران [38] ناهمسو است.
اعضای خانواده فرد مبتلا به OCD ممکن است با وجود آگاهی از اینکه تطابق باعث تداوم نشانههای اختلال وسواس فکری- عملی و افزایش ناراحتی در فرد میشود، به این کار ادامه دهند [39]، چراکه نمیتوانند اضطراب و ناراحتی عزیزشان را ببینند [20]. آنها ممکن است احساس مسئولیت بیشتری نسبت به ارائه مراقبت داشته باشند و به احتمال زیاد برای کاهش سطح ناراحتی خانواده، تطابق میکنند [40] و تطابق را بهعنوان تنها راهحل کاهش اضطراب در نظر میگیرند [41] که در کوتاهمدت به جلوگیری و کاهش ناراحتی در فرد مبتلا به OCD کمک میکند. ازطرفی اعضای خانواده بهوسیله تطابق، دوست داشتن و مراقبت خود را به فرد مبتلا به OCD نشان میدهند [42] و به فرد موردعلاقه خود کمک میکنند تا احساس امنیت بیشتری داشته باشد، اضطراب لحظهای او کاهش یابد و در روال زندگی روزانه اختلالی ایجاد نشود [43].
ازیکسوی گاهی افراد مبتلا به OCD برای تطابق درخواست میکنند و همسران آنها برای جلوگیری از درگیری و کشمکش، تطابق را انجام میدهند. عدم تطابق با فرد مبتلا به OCD با پریشانی بالا، خشم و رفتارهای سوء استفاده در این افراد مبتلا مرتبط است [19]. ازسویدیگر مراقبین، اطمینانجویی را بهعنوان بخشی از نشانههای اختلال وسواس فکری-عملی در فرد مبتلا در نظر میگیرند، بنابراین از دیدگاه مراقبین این مسئله نقص افراد مبتلا محسوب نمیشود. آنها با استفاده از اطمینان دادن، مراقبت و دوست داشتن و حمایت خود را نشان میدهند؛ بنابراین هر چقدر اطمینانجویی افراطی در فرد افزایش یابد، حمایت اجتماعی نیز افزایش مییابد [16]. البته، باید توجه داشت که در این پژوهش، کیفیت روابط بین فردی در فرد مبتلا به OCD (نه در اعضای خانواده فرد مبتلا به OCD) مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین ترتیب این افراد، ادراک مثبتی از کیفیت روابط بین فردی خود داشتند و این لزوماً نشاندهنده کیفیت روابط بین فردی متقابل خوب نیست. سنجش و ارزیابی کیفیت روابط بین فردی از دیدگاه نزدیکان و مراقبان فرد مبتلا به OCD و مقایسه با یافتههای این پژوهش میتواند جالب توجه بوده و به نتیجهگیری دقیقتر منجر شود.
نتیجهگیری
نتایج این پژوهش نشان داد کیفیت روابط بین فردی ادراکشده در افراد مبتلا به OCD در رابطه با والدین و همسر بالاتر از افراد غیرمبتلا به OCD است و هرچه اطمینانجویی افراطی در افراد مبتلا به OCD افزایش یابد، کیفیت روابط بین فردی از دیدگاه افراد مبتلا به این اختلال نیز افزایش مییابد. ازآنجاکه ممکن است افراد مبتلا تطابق خانواده و همسر با خود را نوعی حمایت طبیعی و مثبت بدانند و متوجه تأثیرات بلندمدت آن در تشدید اطمینانجویی و کاهش تأثیرات درمانی نباشند، به نظر میرسد درمانگران بالینی لازم است به فرد مبتلا کمک کنند تا باتوجهبه تأثیرات اطمینانجویی بر نزدیکان و مراقبان، اطمینانجویی افراطی را تعدیل کنند.
از محدودیتهایی که این مطالعه با آن مواجه بود، میتوان به ناتوانی در کنترل عوامل مرتبط با بیماری (مثل طول مدت و نوع دارودرمانی و رواندرمانیهای احتمالی) و متغیرهای جمعیتشناختی اشاره کرد که میتواند در پژوهشهای بعدی مورد توجه قرار گیرد. بهطورکلی در جامعه ایرانی، به دلایل فرهنگی، حساسیت زیادی نسبت به مراجعه کودکان و نوجوانان، مردان و افراد مجرد برای دریافت خدمات روانپزشکی و دارودرمانی وجود دارد و عموماً زنان متأهل، بیشترین مراجعهکنندگان جهت دریافت درمان دارویی برای OCD را شامل میشوند که در نمونه آماری این پژوهش نیز بیشترین فراوانی را داشتند. مطالعه متغیرهای این پژوهش با رویکردی تحولی و مقایسهای بین زنان و مردان بهویژه در فرهنگهای سنتی مانند جامعه ایرانی همچنین در گروههای سنی متفاوت ممکن است نتایج جالب توجهی به دنبال داشته باشد. در این مطالعه کیفیت روابط بین فردی از دیدگاه فرد مبتلا به وسواس فکری-عملی بررسی شد، پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده، کیفیت روابط بین فردی را از دیدگاه خانواده و نزدیکان افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی مورد بررسی قرار دهند. وسواسهای ارتباطی بهعنوان یکی از متغیرهای تأثیرگذار احتمالی بر کیفیت روابط بین فردی مبتلایان به OCD در این پژوهش بررسی نشد و میتواند در پژوهشهای بعدی مورد توجه قرار گیرد.
ملاحظات اخلاقی
مطالعه حاضر با شناسه IR.YAZD.REC.1400.065 در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه یزد ثبت شده است. پیش از اجرای پرسشنامهها شرکتکنندگان از موضوع و روش اجرای مطالعه مطلع شدند. در مورد اصول رازداری و محرمانه ماندن اطلاعات شخصی توضیح داده شد و رضایت آگاهانه دریافت شد. همچنین به شرکتکنندگان توضیح داده شد که در صورت عدم رضایت میتوانند انصراف دهند.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از پایاننامه فاطمه دهقانی مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی عمومی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه یزد است. این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانهای دولتی، خصوصی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، اعتبارسنجی، نرمافزار، نگارش - پیشنویس اصلی: مریم صالحزاده و فاطمه دهقانی؛ جمعآوری دادهها: قاسم دستجردی و فاطمه دهقانی؛ تحلیل صوری: مریم صالحزاده، علیرضا بخشایش و فاطمه دهقانی؛ تحقیق: مریم صالحزاده، قاسم دستجردی و فاطمه دهقانی؛ منابع، گردآوری دادهها: فاطمه دهقانی؛ مصورسازی و مدیریت پروژه: مریم صالحزاده؛ نظارت: مریم صالحزاده، قاسم دستجردی و علیرضا بخشایش؛ بررسی و ویرایش: همه نویسندگان.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از همه افرادی که در این پژوهش مشارکت کردند، قدردانی میکنند.