مقدمه
اختلالات اعتیادی و مرتبط با مواد بهعنوان مصرف مداوم و اجباری داروها و مواد روانگردان علیرغم پیامدهای مضر اجتماعی، شغلی، حقوقی و یا پزشکی تعریف میشوند [
1]. این اختلالات معمولاً یک روند تدریجی و پیوستاری دارند که از سوء مصرف شروع میشود و بهتدریج به وابستگی میانجامد و بهطور چشمگیری باعث افت عملکرد در حوزههای بین فردی، اجتماعی، شغلی، تحصیلی و سایر حوزههای مهم کارکردی فرد میشوند [
2]. سوء مصرف مواد و وابستگی یک مسئله مهم بهداشتی در سطح بینالمللی است و بهعنوان یک دغدغه جهانی شناخته میشود که دارای پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی برای جوامع است [
3]. آمارهای اخیر سازمان بهداشت جهانی شیوع بالای مصرف داروها و مواد روانگردان را برجسته کرده است [
4]. طبق گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم ایالات متحده آمریکا، موادی مانند حشیش، ماریجوانا، نارکوتیکها و محرکها معمولاً بیشترین مصرف را دارند [
5]. ایران نیز بهدلیل دارا بودن نرخ بالای جمعیت جوان و نوجوان، ازجمله کشورهایی است که درگیر مسائل مرتبط با مصرف مواد است [
6]. این آمارها حاکی از اهمیت موضوع دارند و لزوم پژوهشهای بیشتر بر روی افراد مبتلا به اختلالات اعتیادی را برجسته میکنند.
افرادی که درگیر اختلالات اعتیادی و مرتبط با مواد هستند همزمان از مشکلات و آسیبهای روانی زیادی رنج میبرند. یکی از مشکلات شایعی که این افراد با آن درگیر هستند، مشکلات رفتاری مرتبط با اختلالات طیف برونیساز است [
7, 8]. اختلالات طیف برونیساز بهعنوان رفتارهایی توصیف میشوند که بیشتر متوجه دیگران هستند تا خود فرد. شیوع این اختلالات معمولاً در پسرها شایعتر از دختران گزارش شده است. علل زیربنایی این رفتارها، مشکلات در زمینه خودکنترلی و تنظیم هیجانها و رفتارها میباشد [
9]. امروزه این رفتارها تحت عنوان مشکلات رفتاری شناخته میشوند و در نسخۀ تجدیدنظرشدۀ ویراست پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5-TR) ملاکهای تشخیصی مخصوص به خودشان را دارا هستند و عمدتاً اختلالات طبقه ایذایی، کنترل تکانه و سلوک (ازجمله اختلال نافرمانی مقابلهجویانه، اختلال انفجاری متناوب، اختلال ایذایی، اختلال سلوک، و اختلال شخصیت ضداجتماعی) را دربر میگیرند [
1]. این رفتارها دامنه وسیعی از رفتارهای بزهکارانه، پرخاشگری، قلدری، دزدی، نافرمانی، دروغگویی، مشاجره و دعوا کردن، و مواردی از این دست را شامل میشود [
1]. درواقع بارزترین علائم اختلالهای طیف برونیساز، انحراف از هنجارهای اجتماعی، خصومت و رفتارهای اغتشاشآمیزی چون تخریب اموال دیگران را شامل میشود، همانند آنچه که بهطور معمول در اختلال شخصیت ضداجتماعی مشاهده میشود [
10].
نتایج تحقیقات مبین وجود ارتباط مستقیم و معنیدار بین مصرف مواد و اختلالات طیف برونیساز مانند سرقت و پرخاشگری میباشد. در همین راستا، یافتههای مطالعات متعدد نشان میدهد افرادی که مواد افیونی مصرف میکنند نسبت به گروه کنترل میزان جرم، خصومت و پرخاشگری بیشتری را مرتکب میشوند. نتیجه قابلتوجه دیگری که مطالعات آن را گزارش میکنند این است که شروع مصرف مواد افیونی، خطر ابتلای جرم در مردان را به میزان قابلتوجهی افزایش میدهد [
11]. راملاگان و همکاران در مطالعهای به این نتیجه رسیدند که افرادی که در مصرف الکل زیادهروی میکنند و یا به دنبال موادی مانند حشیش و ماریجوانا میروند در مقایسه با افراد بهنجار، مشکلات برونیساز بیشتری را نشان میدهند [
12].
اختلالات طیف برونیساز بهطور قوی با صفات شخصیتی خاصی مانند مهارگسستگی و مخالفتجویی همراه میباشند. این ابعاد زیربنایی شخصیت میتوانند سطوح بالای همآیندی مرضی این اختلالات با اختلال مصرف مواد و شخصیت ضداجتماعی را تبیین کند [
13]. اختلالات طیف برونیساز و صفات شخصیتی بهواسطه زمینههای سببشناسی مشترک احتمالی و روابط طیفی، شدیداً با یکدیگر مرتبط باشند [
13]. یافتههای نوین در این حوزه نشاندهنده این است که آسیبشناسی شخصیت یک پایه بنیادی برای تبیین مدل ابعادی آسیبشناسی سایر اختلالات روانی DSM فراهم میآورد [
14]. بهدلیل وجود عوامل مشترک زیربنایی در میان بسیاری از اختلالات شخصیت و اختلالات روانی، کارگروه بخش اختلالات شخصیت DSM-5 یک مدل ابعادی و پیوستاری را بهعنوان مدلی جایگزین برای اختلالات شخصیت معرفی کرده است تا همانند سایر اختلالات روانپزشکی بر اهمیت رویکرد پیوستاری در تبیین اختلالات شخصیت تأکید کند [
1،
15]. در مدل ابعادی DSM-5 هر دسته از اختلالهای روانی نه بهصورت مقولهای بلکه به شکل ابعادی در نظر گرفته میشوند و نمایانگر یک طیف پیوستاری از آسیبپذیری نسبت به دستهای از اختلالات روانپزشکی هستند. با اینکه طبق مدل ابعادی، اکثر اختلالات روانی DSM با یکدیگر مرتبط هستند، اما میزان این همبستگیها متفاوت است. بهعنوانمثال، با اینکه اختلالات خلقی، اضطرابی، سوء مصرف مواد و شخصیت ضداجتماعی همگی با هم رابطه مثبت دارند اما اختلالات خلقی و اضطرابی نسبت به مصرف مواد و ضداجتماعی (و برعکس) با یکدیگر همبستگی قویتری دارند. این الگوهای ارتباطی باعث ایجاد طیفی از آسیبهای درونیساز و برونیساز متعددی میشوند که بهطور قابلتوجهی در درون عاملها با یکدیگر همبستگی دارند [
15،
16].
برخی از مطالعات ابه رتباط بین صفات مرضی شخصیت و مشکلات مربوط به آسیبهای برونیساز در اختلالات اعتیادی را توجه کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که صفات مرضی شخصیت در مدل جایگزین DSM-5 ممکن است در تبیین صفات شخصیت گروههای اعتیادی از کاربردپذیری بالینی بالایی برخوردار باشد [
17]. مدل پیشنهادی DSM-5 برای اختلالات شخصیت، یک مدل بسط دادهشده از مدل 5 عاملی شخصیت (FFM) است که بهطور خاصی گونههای ناسازگار و پاتولوژیک صفات شخصیت را مشخص میکند [
13،
18،
19]. این مدل دارای 5 حوزه گسترده و مرتبه بالا از صفات شخصیت است که عبارتاند از عاطفه منفی، دلگسستگی، خصومت، مهارگسستگی و روانپریشیگرایی. هرکدام از این حوزههای کلی دربرگیرنده 3 تا 6 وجه صفت اختصاصی و مرتبه پایینتر (25 وجه صفتی) هستند که به روشن شدن این حیطهها کمک میکنند [
1،
20].
همانگونه که اشاره شد اختلالات روانی و صفات مرضی شخصیت بهواسطه زمینههای سببشناسی مشترک احتمالی و روابط طیفی، شدیداً با یکدیگر مرتبط میباشند [
13،
14]. بنابراین، شناسایی عوامل مشترک در پیوند ابعادی بین آسیبهای روانی و صفات مرضی شخصیت، از اهمیت بالایی برخوردار است. در بسیاری از پژوهشها از عوامل فراتشخیصی بهعنوان نقش میانجی محوری در پیوند ابعادی بین آسیبهای روانی و صفات مرضی شخصیت نام برده شده است [
15،
21-
23]. در مطالعات اخیر، عامل فراتشخیصی تکانشگری بهعنوان یکی از عوامل میانجی اساسی در ارتباط بین صفات مرضی شخصیت و آسیبهای طیف برونیساز در افراد دارای سابقه مصرف مواد گزارش شده است [
24, 25].
تکانشگری در طیف وسیعی از آسیبهای روانی، بهویژه در اختلالات طیف برونیساز (ازجمله اختلالات اعتیادی و مرتبط با مصرف مواد، اختلالات طبقه ایذایی و سلوک و اختلال شخصیت ضداجتماعی) نقش برجستهای دارد [
15،
25]. درواقع، تکانشگری یکی از معیارهای تشخیصی است که اغلب در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی برای تشخیص اختلالات طیف برونیساز در نظر گرفته میشود [
26]. مارتل و همکاران بر این باورند که علائم رفتار تکانشی هسته اصلی اختلالات طیف برونیساز در سراسر دوره زندگی است [
27]. بیماران دارای اختلالات اعتیادی در کنترل تکانه دچار مشکلات اساسی هستند؛ بهطوریکه مطالعات اخیر، تکانشگری را بهعنوان خصیصه محوری اختلالات مرتبط با مصرف مواد میدانند [
28،
29].
تکانشگری را میتوان از جنبههای مختلف ارزیابی کرد. در یک تعریف جامع، تکانشگری را بهصورت ترجیح پاداشهای فوری، تمایل به ماجراجویی، جستوجوی حسهای جدید، یافتن راههای ساده دستیابی به پاداش، عدم پشتکار و پایداری در انجام امور و همچنین زمان کوتاه واکنش فردی تبیین کرد [
30]. باتوجهبه این تعریف، آشکار است که سطوح بالای تکانشگری بهخودیخود آسیبزا است و زمینهساز بسیاری از مشکلات میشود.
چنین به نظر میرسد که صفت شخصیتی وابستگی به پاداش، قویاً با سازه تکانشگری در افراد دارای سوء مصرف مواد در ارتباط باشد. بهطور خاص، افراد دارای وابستگی به مواد، برای دریافت پاداشهای کوتاهمدت ناشی از مصرف مواد توانایی به تعویق انداختن تکانهها و امیال خود را ندارند و بهصورت تکانشی عمل میکنند. علاوهبراین، مصرف مداوم داروهای روانگردان نیز بهنوعی حاکی از توانایی کمتر این افراد برای کنترل تکانه ولع است. بهطور خلاصه، ادامه مصرف مواد علیرغم پیامدهای منفی آن بیانگر این موضوع است که افراد دارای وابستگی به مواد توانایی کنترل تکانه را ندارند؛ بهطوریکه نتایج پاداش بیش از مجازات بر آنها تأثیر میگذارد [
29].
نتایج مطالعات در این زمینه حاکی از رابطه تکانشگری با سایر صفات زیربنایی شخصیت است. مائو و همکاران در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که تکانشگری با صفت روان رنجورخویی رابطه مثبت دارد، اما با صفات شخصیتی تجربهپذیری، وجدانگرایی، برونگرایی و توافقپذیری رابطه منفی دارد [
31]. ارتباط مثبت تکانشگری (خصیصه محوری اختلالات طیف برونیساز) با روان رنجورخویی (خصیصه محوری اختلالات طیف درونیساز) بیانگر زیربنایی و فراتشخیصی بودن این سازه محوری میباشد. همچنین، برخی از محققان پیشنهاد کردهاند که درنظر گرفتن بدتنظیمی هیجان بهعنوان یک سازه زیربنایی چندبعدی ممکن است ارتباط بین تکانشگری و صفات شخصیت را بهتر تبیین کند. آنها استدلال کردهاند که گرچه تکانشگری یک عامل فراتشخیصی است که عمدتاً به اختلالات طیف برونیساز و اختلالات شخصیت مربوط میشود، اما درعینحال میتواند بیانگر مشکلات زیربناییتر مرتبط با سازه بدتنظیمی هیجان باشد [
32].
علیرغم اینکـه در مطالعات مختلف بر ارتباط بین صفات مرضی شخصیتی و اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای سابقه مصرف مواد تأکید شده است، اما نقش مکانیسمهای میانجی دخیل در این پیوند کمتر بررسی شده است. باتوجهبه خلأ پژوهشی و کمبود مطالعات در این زمینه، تبیین نقش عوامل میانجیگر در این زمینه امری مهم و ضروری است. ازآنجاکه براساس منابع موجـود، تاکنون در ایران مطالعهای بهمنظور بررسـی نقش متغیرهای میانجیر دخیل در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 و اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای اختلال مصرف مواد انجام نشده است، بنابراین مطالعه حاضر با هدف تبیین این ارتباط با تأکید بر نقش میانجیگر تکانشگری در این افراد انجام شد. هدف پژوهش تعیین نقش تکانشگری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 و اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای اختلال مصرف مواد بود.
در همین راستا، فرضیه پژوهش عبارت بود از اینکه تکانشگری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت PID-5 و اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای اختلال مصرف مواد نقش میانجیگر ایفا مینماید. درک نقش احتمالی این متغیر میانجی در پیوند بین ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 و اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای سابقه مصرف مواد میتواند در زمینه پیشگیری و درمان اختلالات اعتیادی تلویحات کاربردی به دنبال داشته باشد.
روش
شرکتکنندگان
مطالعه حاضر مقطعیهمبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد دارای سابقه مصرف مواد در شهر سنندج بود که در بازه زمانی 1399-1400 در مراکز سرپایی درمان وابستگی به مواد این شهر تحت درمان قرار داشتند. ازآنجاکه حداقل حجم نمونه موردنیاز در پژوهشهای مربوط به رویکرد مدلیابی معادلات ساختاری، هنگامی که متغیرهای مشهود مدل بین 10 تا 15 نفر باشد، باید بین 200 تا 400 نفر باشد [
33]، ازاینرو کل حجم نمونه انتخابشده در این پژوهش طبق دستورالعمل کلاین و با در نظر گرفتن احتمال ریزش و عدم پاسخگویی یا پاسخدهی ناقص به پرسشنامهها، 500 نفر برآورد شد [
33].
معیارهای ورود به مطالعه شامل مردان بزرگسال دارای سابقه مصرف مواد، تحت درمان سرپایی در یکی از مراکز درمان وابستگی به مواد یا بیمارستانهای شهر سنندج، بازه سنی بین 18 الی 55 سال، داشتن حداقل تحصیلات دوره ابتدایی و تمایل به مشارکت در پژوهش بود.
معیارهای خروج عبارت بودند از پاسخدهی ناقص به حداقل 30 درصد از گویههای پرسشنامهها و ابتلا به مشکلات شدید جسمانی مانند معلولیت یا اختلالات شدید روانپزشکی مانند اختلالات سایکوتیک که مانع از تکمیل پرسشنامهها میشد. این موارد از طریق بررسی پرونده بیماران، گزارش روانپزشک و یا مصاحبه بالینی براساس ملاکهای DSM-5 مشخص شدند.
روش اجرا
روش اجرای پژوهش حاضر بدین صورت بود که پس از دریافت کد اخلاق و مجوزهای لازم از دانشگاه کردستان، جهت دریافت مجوز ورود به مراکز سرپایی درمان وابستگی به مواد و بیمارستان روانپزشکی قدس شهر سنندج به سازمان بهزیستی استان کردستان و دانشگاه علوم پزشکی کردستان مراجعه شد.
پس از ارائه توضیحات درخصوص اهداف پژوهش و تشریح ملاکهای اخلاقی پژوهش، پرسشنامهها (شامل سیاهه اختلالات شخصیت PID-5، سیاهه اختلالات طیف برونیساز، مقیاس تکانشگری بارت) در میان افراد دارای سابقه مصرف مواد و تحت درمان سرپایی که حاضر به همکاری داوطلبانه بودند پخش شد. ازآنجاکه سطح تحصیلات بیشتر شرکتکنندگان ابتدایی بود و بیشتر گویهها و مطالب موجود در پرسشنامهها تخصصی بودند، گویههای پرسشنامهها برای شرکتکنندگانی که در درک آنها مشکل داشتند خوانده و توضیح داده شد، بهطوریکه این افراد متوجه شوند و محتوای سؤالات را کاملاً درک کنند. محتوای برخی از پرسشنامهها برای بسیاری از بیماران جالب بود و اظهار کردند که آگاهی آنها را در حوزههای مذکور افزایش داده است. بهعلاوه پس از تکمیل پرسشنامه توسط بیماران به پاس قدردانی از مشارکت آنها و با تأیید مسئولان ذیربط مقداری مواد خوراکی ازجمله کیک و آبمیوه به آنها ارائه شد. درنهایت پرسشنامهها جمعآوری شدند و از 500 پرسشنامه تعداد 409 پرسشنامه عودت داده شد و پس از حذف دادههای مخدوش و نامعتبر، تعداد 349 پرسشنامه معتبر تجریهوتحلیل شد. فرضیههای پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون به کمک نرمافزار SPSS نسخه 22 و مدل معادلات ساختاری تأییدی به کمک نرمافزار AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. ابزارهایی که برای گردآوری دادهها استفاده شد، بدین شرح است:
سیاهه شخصیت برای DSM-5 -فرم کوتاه (PID-5-Brief))
سیاهه 25 مادهای که مقیاسبندی آن بهصورت چهار گزینهای است و برای اندازهگیری صفات شخصیتی برای DSM-5 پیشنهاد شده است، کروگر و همکاران آن را طراحی کردهاند [
20]. بهعبارتدیگر وظیفه این ابزار ارزیابی مدل ابعادی که اخیراً برای 5-DSM پیشنهاد شده است، میباشد. در این راستا ویژگیهای روانسنجی آن را کروگر و همکاران برای نمونههای درمانجوی بزرگ و معرف، مطلوب ارزیابی کردند و مقیاسها همسانی درونی کافی یا در حد بالا دارند (بهطور متوسط 0/86؛ از 0/72 الی 0/96) [
20]. طراحی حیطهها و صفات در مطالعه مقدماتی بهوسیله درمانگران در یک مقیاس ابعادی 4 گزینهای درجهبندی و به دو صورت خودگزارشدهی و دیگرگزارشدهی بود. مطالعه روایی سازه مدل اولیه در زمینهیابی وسیعی انجام شد. ملاکهای تشخیصی اختلالات شخصیت طبق نتایج این پژوهشها براساس یک مدل 5 حیطهای/25 صفتی پیشنهاد شدند [
20]. براساس نتایج پژوهش همتی و همکاران در مطالعه نمونهای با حجم 452 نفر، ساختار عاملی این پرسشنامه برای جامعه ایرانی مورد تأیید است [
34]. همچنین در مطالعه بر روی جامعه بالینی و غیربالینی ایرانی، ضریب آلفای کرونباخ برای حیطههای مهارگسستگی 0/85، هیجانپذیری منفی 0/91، دل گسستگی 0/93، مخالفتجویی 0/92 و روانپریشی 0/93 به دست آمد [
35].
سیاهه اختلالات طیف برونیساز (ESI)
پرسشنامه اختلالات طیف برونیساز را پاتریک و همکاران با هدف ارزیابی ویژگیهای شخصیتی که زمینهساز اختلالات طیف برونیساز مانند سوء مصرف مواد و رفتارهای ضداجتماعی هستند، طراحی کردهاند [
36]. این پرسشنامه یک سیاهه 160 گویهایی خودگزارشدهی با مقیاس 4 امتیازی لیکرتی میباشد که از (0) تا (3) نمرهگذاری میشود. ESI شامل 23 زیرمقیاس است که دامنه وسیعی از علائم اختلالات طیف برونیساز شامل پرخاشگری، عدم مسئولیتپذیری، فریبکاری، تکانشگری و مصرف مواد را میسنجد. در مطالعات اخیر، آلفای کرونباخ بالای آن را 0/85 درصد گزارش کردهاند و ضریب پایایی آن در بازه 0/69 تا 0/90 درصد گزارش شده است [
36،
37]. در جدیدترین پژوهش درباره خصوصیات روانسنجی این پرسشنامه، قابلیت اطمینان خردهمقیاسهای آن بسیار بالا و در دامنه 0/68 تا 0/94 درصد گزارش شده است [
38].
مقیاس تکانشگری بارت (BIS)
این پرسشنامه دارای 30 سؤال میباشد و بهصورت چهار گزینهای تدوین شده است. رتبهبندی گویهها در یک مقیاس چهار درجهای از طیف لیکرت (کاملأ موافقم تا کاملأ مخالم) که امتیاز مربوط به هر گزینه از 1 تا 4 میباشد توسط آزمودنی انجام میشود. بنابراین کمترین و بیشترین نمره بهترتیب 30 و 120 میباشد. پاتون و همکاران بهعنوان سازندگان این مقیاس پایایی درونی برای نمرههای این آزمون را از 0/79 تا 0/83 درصد گزارش کردهاند [
39]. در اولین تحقیقی که با هدف اعتباریابی مقیاس تکانشگری بارت در ایران انجام شد، همبستگی این مقیاس با مقیاس هیجانخواهی زاکرمن بالا به دست آمد و ضرایب پایایی آن به روش ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/72 و به روش تنصیف 0/60 گزارش شد [
40].
یافتهها
یافتههای توصیفی در بخش ویژگیهای جمعیتشناختی نشان داد که میانگین سنی شرکتکنندگان 34/72 با انحرافمعیار 7/36 بود. میزان تحصیلات آنها بدین صورت بود که 43/3 درصد دارای تحصیلات ابتدایی، 9/4 درصد راهنمایی، 24/4 درصد دبیرستان، 21/2 درصد دیپلم و 1/7 درصد لیسانس بودند. در وضعیت تأهل نیز 35/2 درصد متأهل، 47 مجرد و 17/8 درصد مطلقه و جداشده بودند.
باتوجهبه محدودیتهای دسترسی به بیماران خانم، کل نمونه آماری این پژوهش مرد بودند. ازنظر نوع ماده مصرفی، مخدرها 35 درصد، کندکنندهها یا آرامبخشها 14/3 درصد، محرکها 23/8 درصد و توهمزاها یا روانگردانها 26/9 درصد بودند.
ازنظر مدتزمان ترک، 27/5 درصد کمتر از 1 ماه، 42/4 درصد 1 ماه تا 1 سال و 30/1 درصد بیشتر از 1 سال ترک داشتند. ازنظر تعداد موارد ترک 30/9 درصد 1 تا 2 بار، 25/3 درصد 3 تا 5 بار و 43/8 درصد بیشتر از 5 بار ترک کرده بودند. بهمنظور بررسی شاخصهای توصیفی متغیرهای موردمطالعه، میانگین و انحرافمعیار، حداقل و حداکثر نمرات بررسی شدند که نتایج آن در
جدول شماره 1 گزارش شده است.

ماتریس همبستگی متغیرهای موردمطالعه در
جدول شماره 2 ارائه شده است.

یافتههای این جدول نشان میدهد که بین اختلالات طیف برونیساز، ابعاد مرضی شخصیت و تکانشگری ارتباط معنیداری وجود دارد (0/001>P). جهت رابطه در مورد اختلالات طیف برونیساز و ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 و مؤلفههای تکانشگری مثبت میباشد. بنابراین، با افزایش نمرات ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 و مؤلفههای تکانشگری، آسیبهای طیف برونیساز افزایش مییابد.
تحلیل مدل پژوهش
شاخصهای برازش مدل پژوهش در
جدول شماره 3 ارائه شده است.

همانطور که در
جدول شماره 3 مشاهده میشود، مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج نشان داد که (χ2=79/80 و 22=df و 0/001=NFI و P برابر با 0/96 و TLI برابر با 0/95 و CFI برابر با 0/97 و RMSEA برابر با 0/08 و RMR برابر با 0/034 است که نشاندهنده برازش مطلوب مدل میباشد.
ضرایب مستقیم و غیرمستقیم بین متغیرهای پژوهش در
جدول شماره 4 ارائه شده است.

همانطور که
جدول شماره 4 نشان میدهد در اثر مستقیم، غیرمستقیم و کل ابعاد مرضی شخصیت و مؤلفههای آن مثل مخالفتجویی، کنارهگیری، عدم بازداری، عاطفه منفی و روانپریشی با آسیبهای طیف برونیساز ارتباط معنیدار بود. همچنین متغیر میانجیگر تکانشگری و مؤلفههای آن شامل تکانشگری شناختی، حرکتی و عدم برنامهریزی نقش میانجیگر معنیداری بین ابعاد مرضی شخصیت با آسیبهای طیف برونیساز ایفا میکنند (
تصویر شماره 1).
بحث
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر تکانشگری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 با اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای سابقه مصرف مواد انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 بر روی اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای سابقه مصرف مواد در حیطههای عاطفه منفی، دل گسستگی، مهارگسستگی، مخالفتجویی و روانگسستگی معنیدار و مثبت بود. ویلو و همکاران در مطالعهای نشان دادند قدرت اراده لحظهای بالا با عاطفه منفی کم و عاطفه مثبت همراه است [
41-
43]، یعنی رفتارهای طیف برونیساز که براساس پژوهشهای قبلی یکی از عوامل ایجادکننده آنها پایین بودن قدرت اراده لحظهای است بهصورت مستقیم و معنیدار در ایجاد تجربههای شدید و مکرر احساسات و هیجانات منفی ازقبیل اضطراب، غم و افسردگی، گناه، شرم و خشم نقش دارند که خود این تجارب هیجانی دردناک از صفات و ویژگیهای بعد شخصیتی مرضی هیجانپذیری منفی به شمار میروند [
44]. در مطالعهای که بلونیگن و همکاران انجام دادند ابعاد شخصیتی سلطهگر-نترس، ضداجتماعی-تکانشی بر افزایش خطر ژنتیکی آسیبهای طیف برونیساز تأثیر مثبت را نشان دادند [
45]. براساس پژوهش آنها زمینههای ژنتیکی مشترکی در صفاتی مثل بازی دادن دیگران برای لذت یا منفعت شخصی، دروغگویی، کلاهبرداری، فریبکاری، عدم توجه به مشکلها و احساسات دیگران و همچنین عدم احساس گناه و یا پشیمانی پس از اعمال زیان بار و آسیبرسان به دیگران که صفات مربوط به بعد شخصیتی مرضی مخالفتجویی هستند و همچنین صفات دیگری مانند عمل کردن بدون برنامهریزی یا طرح قبلی و به شیوه ناگهانی در برابر محرکهای فوری، میل به کسب پاداشهای فوری، فقدان پشتکار و استقامت در به انجام رساندن کارها که در بعد شخصیتی مرضی مهارگسستگی قرار دارند با آسیبهای طیف برونیساز وجود دارند. روییز و همکاران در مطالعهای نشان دادند شخصیت با آسیبهای برونیساز رابطه معنیداری داشت [
46]، بهصورتیکه ابعاد شخصیتی مرضی و صفات شخصیتی مرضی نقش مستقیم و معنیداری در ایجاد رفتارهای طیف برونیساز بازی میکنند. پرایر و همکاران در پژوهشی نشان دادند ابعاد مرضی شخصیت در کنترل تکانه (یعنی وظیفهشناسی پایین) و همچنین ابعاد بین فردی (یعنی توافقپذیری کم)، با رفتارهای برونیساز مرتبط بودند [
47]. برهمین اساس افرادی که به هنجارها، مقررات، قوانین اجتماعی و تعهدهایشان پایبند و وفادار نیستند و به آنها توجهی ندارند و همچنین افرادی که متکبر، خودمحور و حق به جانب هستند و خود را برتر و محقتر از دیگران میپندارند، رفتارهای طیف برونیساز نیز از خود نشان میدهند. والتون و همکاران نشان دادند ابعاد شخصیتی مرتبط با پرخاشگری با آسیبهای برونیساز رابطه معنیدار دارد [
48]. بهعبارتدیگر افرادی که دارای بعد شخصیتی مرضی هیجانپذیری منفی هستند یعنی احساس نگرانی و خشم را در شرایط/موقعیتهای نامتناسب بهصورت شدید و مداوم تجربه میکنند دست به انجام رفتارهای درونیساز یا برونیساز میزنند [
49].
در همین راستا، نتایج پژوهش دکوویچ و همکاران اختلالات طیف درونیساز و برونیساز را بهصورت دو سازه ابعادی نشان داد که در مقطعی از زندگی به میزان زیادی بر نحوه بروز اختلالهای هیجانی در سطح رفتاری تأثیر میگذارند [
50]، یعنی این سازهها ویژگیهای بالقوه را به بالفعل تبدیل میکنند و در رفتار آشکار میسازند. ابعاد مرضی شخصیت بهطور گسترده در تحقیقاتی که به دنبال کشف صفات زیربنایی آسیبهای شخصیتی هستند و همچنین در پژوهشهای حوزه روانشناسی بالینی به کار میرود. بازبینی نظری مدل ابعاد مرضی شخصیت، همپوشی مفهومی این ابعاد با صفات تاریک شخصیت را نشان میدهد، برای نمونه فرض میشود که صفاتی مانند بیرحمی و فریبکاری مشخصههای صفت ماکیاولیسم، خودشیفتگی و جامعهستیزی هستند [
51].
درخصوص نقش میانجیگر تکانشگری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 با آسیبهای طیف برونیساز در افراد دارای سوء مصرف مواد، تکانشگری در هر سه حیطه (حرکتی، عدم برنامهریزی و شناختی) با ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 و آسیبهای طیف برونیساز ارتباط معنیدار و مثبت داشت. در مطالعهای که کاودیز و همکاران انجام دادهاند به این نتیجه رسیدند که ابعاد متقاطع مانند تکانشگری و برونیسازی بهطور قابلتوجهی در افراد با اختلال مصرف مواد و اختلال شخصیت مرتبط هستند [
52]، بهعبارتدیگر تکانشگری ناشی از زمینه شخصیتی فرد بوده که خود باعث انجام رفتارهای طیف برونیساز و رویآوردن به سوء مصرف مواد گشته است.
کرس ول و همکاران بیان کردند که تکانشگری نقش کلیدی در پیشبینی رفتارهای طیف برونیساز دارد [
53]، بر همین اساس مطالعات قبلی نیز نشان دادهاند افرادی که بهصورت ناگهانی به محرکهای فوری پاسخ دهد، تحمل آشفتگی و تنظیم هیجان پایینتری دارند و رفتارهای طیف برونیساز را در پاسخ به محرکها نشان میدهند [
54].
هینس و همکاران در مطالعهای نشان دادند اضطراب تصمیمگیری، تکانشگری را تعدیل میکند [
55]. مک دونالد و همکاران بیان کردند که یکی از ویژگیهای بارز آسیبشناسی روانی در این افراد، ناتوانی در سرکوب یا تعدیل پاسخها و تکانههای رفتاری است [
56]، بهطوریکه سازه فراتشخیص تکانشگری در سببشناسی بسیاری از اختلالهای روانی نقش مهمی بازی میکند. بار و دیک در مطالعهای نشان دادند مشکلات برونیساز عموماً به مجموعهای از رفتارها و یا اختلالات ارتباط دارد که با کنش تکانشی و عدم بازداری رفتاری مشخص میشوند [
57]، بهعبارتدیگر عدم برنامهریزی و طرح قبلی هنگام پاسخ به محرکهای محیطی فرد را به سمت انجام رفتارهای برونیساز میکشاند. باتوجهبه نتایج مطالعات قبلی به نظر میرسد مداخلات روانشناختیِ متمرکز بر تکنیکهای فرایندمدار مانند توجهآگاهی جهت تعدیل تکانشگری در افراد دارای سابقه مصرف مواد میتواند در درمان و پیشگیری از عود مجدد این افراد بسیار سودمند باشد [
58-
60].
نتیجهگیری
یافتههای پژوهش حاضر نشان داد در اثر مستقیم بین اختلالات طیف برونیساز و ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 (شامل عاطفه منفی، دلگسستگی، مهارگسستگی، مخالفتجویی و روانگسستگی) رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. در اثر غیرمستقیم، متغیر میانجیگر تکانشگری در حیطههای شناختی، حرکتی و عدم برنامهریزی با اختلالات طیف برونیساز مرتبط بود.
نتایج بوت استراپ نشان داد تکانشگری نقش میانجیگر معنیداری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 و اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای مصرف مواد ایفا میکند.
یافتههای مطالعه حاضر با نتایج اکثر مطالعات قبلی درخصوص نقش میانجیگر تکانشگری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت و اختلالات طیف برونیساز در افراد دارای مصرف مواد همخوانی دارد که دلیل آن را میتوان به نقش مهم این سازه در افراد موردمطالعه مرتبط دانست. درواقع، تکانشگری یک ساختار واحد ندارد، بلکه ماهیت چندبعدی دارد و ابعاد آن در ارزیابیهای خودگزارشدهی به شیوههای مختلف با علائم اختلالات طیف برونیساز بروز مییابد. میتوان تکانشگری را یک ساختار چندبعدی در نظر گرفت که ابعادی همچون ناتوانی در به تأخیر انداختن پاداشها، ناتوانی در بازداری، خطرپذیری، هیجانطلبی، حساسیت به پاداش، تأکید بر لذتجویی در زمان حال، بیحوصلگی و عدم توانایی در برنامهریزی را شامل می شود.
باتوجه به اینکه ابعاد مرضی شخصیت DSM-5 از طریق متغیر میانجیگر تکانشگری در گرایش افراد به سمت رفتارهای اعتیادی و مصرف مواد نقش مؤثری دارد، بنابراین توجه بیشتر به این سازهها میتواند در زمینه پیشگیری و درمان اختلالات اعتیادی تلویحات کاربردی به دنبال داشته باشد.
پژوهش حاضر با محدودیتهایی همراه بود. در این پژوهش برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شده است و باتوجهبه اینکه پرسشنامهها جنبه خودگزارشی داشتند و تعداد سؤالات آنها نیز زیاد بود، ممکن است در پاسخها سوگیری وجود داشته باشد.
از دیگر محدودیتهای پژوهش حاظر، روش نمونهگیری غیرتصادفی میباشد که در آن آزمودنیها شرایط یکسان و برابری برای انتخاب شدن ندارند. این روش نمونهگیری امکان تعمیم نتایج را محدود میکند. پیشنهاد میشود جمعآوری دادهها با استفاده از روشهای اندازهگیری دیگری مانند مصاحبه بالینی و روش تحقیقی کیفی میتواند به مفهومسازی بهتر متغیرها کمک کند. همچنین باتوجهبه نقش میانجیگر تکانشگری در تعامل بین ویژگیهای مرضی شخصیت و آسیبهای طیف برونیساز، به نظر میرسد توجه بیشتر به این سازه میتواند در زمینه پیشگیری و درمان اختلالات اعتیادی تلویحات کاربردی به دنبال داشته باشد.
اجرای برنامههای مداخلهای در مراکز درمانی توسط متخصصان بالینی در زمینه آموزش مهارتهای تنظیم هیجان و کنترل تکانه برای افراد دارای سوء مصرف مواد جهت کاهش تکانشگری و آشفتگیهای هیجانیِ زمینهساز ولع و مصرف مجدد مواد میتوانند تأثیرگذار و سودمند باشند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه با اخذ مجوز از کمیته اخلاق دانشگاه کردستان IR.UOK.REC.1400.003 و با رعایت ملاکهای اخلاق پژوهش بر روی نمونههای انسانی ازجمله رضایت آگاهانه، آزادی برای خروج از پژوهش، رازداری و محرمانه ماندن اطلاعات شخصی انجام شده است.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از پایاننامه کارشناسی ارشد ایمان پرنیانی در گروه روانشناسی بالینی دانشگاه کردستان است و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
نظارت، مفهومسازی، روششناسی، نگارش پیشنویس اصلی، نقد و ویرایش: مهدی زمستانی؛ بررسی، مدیریت پروژه، گردآوری دادهها، تحلیل رسمی: ایمان پرنیانی.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان مقاله تعارض منافع وجود ندارد.
تشکر و قدردانی
از مساعدت و همکاری مسئولان محترم مراکز سرپایی درمان وابستگی به مواد شهر سنندج و کارکنان محترم بیمارستان روانپزشکی قدس سنندج و همچنین کلیه شرکتکنندگان در پژوهش تشکر و قدردانی میشود.